مرگی که زندگی است - آخرین نامه ها و یادداشت های اعضای جنبش مقاومت آلمان در آستانه اعدام در
Dying We Live
جعفر فلاحی
فرهنگ نشر نو
دسته بندی: عمومی
| کد آیتم: |
1992369 |
| بارکد: |
9786004904179 |
| سال انتشار: |
1402 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
312 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «مرگي که زندگي است» ويراست? هِلموت گُلويتسر، کته کوهن و راينهولت اشنايدر
اسنادي از شجاعانه و مؤمنانه ايستادن دربرابر ماشين کشتار نازيها در دور? آلمان هيتلري. کتاب «مرگي که زندگي است: آخرين نامهها و يادداشتهاي اعضاي جنبش مقاومت آلمان در آستان? اعدام در زندان نازيها» مجموعهاي از نامهها و يادداشتهايي عمدتاً با تمِ مذهبي است که از مردان و زناني مبارز و اکثراً آلماني بهجا ماندهاند؛ مردان و زناني از اعضاي جنبش مقاومت آلمان که در اردوگاهها و زندانهاي آلمان نازي محکوم به مرگ و اعدام شدند.
آنچه در کتاب «مرگي که زندگي است»، بهويراستاري هِلموت گُلويتسر، کته کوهن و راينهولت اشنايدر، فراهم آمده نامههاي و يادداشتهايي است که نويسندگانشان آنها را کمي پيش از مرگ و با آگاهي از اينکه اعدام خواهند شد نوشتهاند.
نويسندگان نامهها و يادداشتهاي کتاب «مرگي که زندگي است» کساني هستند که با نيروي ايمان با مرگ مواجه شدهاند و بهجاي آنکه از هراس از مرگ بنويسند اکثراً از مرگ بهمثاب? بخشي از مشيت و آزمون الهي سخن ميگويند و مؤمنانه به آن گردن مينهند.
کتاب «مرگي که زندگي است» صداي آرمانخواهاني جسور و گمنام و مؤمن است که مرگ در راه آرمان انساني و اخلاقي و ديني خود را، اغلب بهپشتوان? ايمان مذهبي، ناچيز شمردهاند و در نامههاي خود به خانواده و دوستان و آشنايانشان، بهجاي آنکه ترسي از مرگ ابراز کنند، کوشيدهاند به آنها اميد بدهند.
مروري بر کتاب «مرگي که زندگي است»
آنچه بيش از هر چيز در نامهها و يادداشتهاي گردآمده در کتاب «مرگي که زندگي است» به چشم ميآيد ايمان مذهبياي است که اسباب پشتگرمي نويسندگان اين نامهها و يادداشتها در مواجههشان با مرگ بوده است.
کتاب «مرگي که زندگي است» کتابي با پيامي عميقاً انساني و اخلاقي دربار? مواجهه با ظلم است؛ کتابي که بازتابدهند? احساس و انديش? کساني است که بيشترشان مقاومت سياسي دربرابر ظلم را يک وظيفه و آرمان اخلاقي و ديني و رنجي را که در راه اين مقاومت کشيدهاند و مرگي را که در اين راه به آن گردن نهادهاند يک آزمون الهي ميدانستهاند.
نوشتههاي کتاب «مرگي که زندگي است» اکثراً رنگي مذهبي دارند و روايتي ديني را از مصائب نويسندگانشان ارائه ميدهند؛ روايتي که در چارچوب آن مرگ ناچيز مينمايد.
نامهها و يادداشتهاي کتاب «مرگي که زندگي است» توسط افرادي از طيفها و اقشار گوناگون جامع? آلمان دوران سلط? نازيها نوشته شدهاند. تعدادي از اين نامهها و يادداشتها را کساني نوشتهاند که در طرح ترور آدولف هيتلر در سال 1944، تروري که ناکام ماند و هيتلر از آن جان بهدر برد، نقش داشتهاند. اين نامهها و يادداشتها همگي در شرايط سخت زندان و اردوگاه و در آستان? اعدام نويسندگانشان نوشته شدهاند. بااينحال نويسندگان در نوشتههاي خود، ضمن نوشتن از وضعيت روحي خود در زندان و اردوگاه و تجربهشان از اين موقعيت دشوار و رنجبار، هيچ ابراز ضعف نميکنند و خطاب به خانوادهها و دوستان و آشنايان خود نيز اميدوارانه سخن ميگويند. آنها اغلب خود را شهيداني ميدانند که جان خود را بر سرِ ايمان خويش نهادهاند و حاضرند در راه خدا و آنچه وظيف? ديني خويش ميدانند جانشان را فدا کنند. از همين رو نامههاي آنها عمدتاً نه بيانگر يأس و نوميدي و تيرگي بلکه سرشار از عشق و شهامت و نيروي اميد و ايمان است.
کتاب «مرگي که زندگي است» نهفقط نامهها و يادداشتهايي خصوصي و شخصي، بلکه گواهي بر ايستادگي بهنيروي ايمان دربرابر ظلم و مرگ و نيز ترسيمکنند? تجرب? زندان بهجُرمِ باورهايي انساني و اخلاقي و سَرباختن بهپاي همين باورها است.
کتاب «مرگي که زندگي است» از يادداشتي از کته کوهن که يکي از ويراستاران کتاب است، پيشگفتاري از راينهولد نيبور، پيشگفتاري از جورج اِن. شوستِر و يازده بخش تشکيل شده است.
نامهها و يادداشتهاي زندانيان محکومبهمرگ در کتاب «مرگي که زندگي است» برحسب موضوع و حالوهوا در بخشهاي يازدگان? کتاب دستهبندي شدهاند. اين نامهها و يادداشتها با توضيحاتي دربار? نويسندگانشان همراهند.
پائول اشنايدر، برنارد ليختِنبِرگ، فرانتس راينيش، ياروسلاو اُندروسِک، ماريه کودريکووا، پتِر هابرنول، لودويگ اشتايل، يوليوس لِبِر، رُزه اشلِزينگر، خواهر اِم. ماگدالِنا دُمينيکا و يوزف مولر از جمله جانباختگان بر سرِ آرمان خود هستند که نامهها و يادداشتهاي واپسين روزهاي زندگيشان را در کتاب «مرگي که زندگي است» ميخوانيد.
بخشهاي يازدهگان? کتاب «مرگي که زندگي است» عبارتند از: «نخستين هشدارها»، «من در اينجا ايستادهام»، «احضارهاي اوليه»، «اراد? تو محقق باد!»، «شورش مؤمنان»، «ثمراتِ روح»، «زندانيان آزادي»، «رحمت بر صلحجويان»، «طريق ايثار»، «باور دارم چون باورم دارد» و «باليده در مرگ».
آنچه از کتاب «مرگي که زندگي است» ميخوانيد از يکي از نوشتههاي يوليوس لِبِر، از اعضاي جنبش مقاومت که بهدليل ارتباط با طرح ترور هيتلر به مرگ محکوم شد، انتخاب شده است: «اساساً زندگي به دليل کشاکشهايش زيبا است. در بين "خاطرات زيباي" قديميام فقط چند موقعيت نادر را به ياد ميآورم که به من همان پايه از سرخوشي را دادهاند که اينک انتظار ديدار تو ميدهد. و اگر آن هفته به سرعتِ زمان حاضر بگذرد، ديگر زندگي تقريباً چيزي کم نخواهد داشت. ديروز وقتي بازجو از سلولم پرسيد و اينکه چطور ميگذرد، فقط توانستم اين پاسخ را بدهم که تحت مديريت او اوقات خوشي دارم. حتماً فکر کرد ديوانهام. اما اين تمرکز و خاطرِ مجموع که حاصل حبس در فضاي تنگ سلول است، واقعاً وضعيتي را پديد ميآورد که بيش از شتابِ تفرقهانگيز انساني آزاد، مستعد سُرور معنوي است.
شرايط در اينجا به نحوي است که هرکس خودش بايد راهش را پيدا کند، خودش را حفظ و همچنين تقويت نمايد. "در اينجا ترازوي توزين قلب در تعادل است و هيچکس واسط? قلب نيست": صحت اين عبارت در اينجا بسيار بيش از ميدان نبرد است. چون در اينجا خبري از همدردي و احساسات نيست. در اينجا قلب بدون هيچ پارسنگ مکملي در ترازو گذاشته ميشود. در اينجا انسان نميتواند خودش را دربار? چيزي به توهم دراندازد، مطلقاً هيچچيز؛ چون هميشه در چهارديوارياي عريان است که در طول اين ماههاي طولاني چنان شفاف ميگردد که بدل به آين? روح ميشود.»
دربار? ترجم? فارسي کتاب «مرگي که زندگي است»
کتاب «مرگي که زندگي است: آخرين نامهها و يادداشتهاي اعضاي جنبش مقاومت آلمان در آستان? اعدام در زندان نازيها» با ترجمه و مقدم? جعفر فلاحي در نشر نو منتشر شده است.
جعفر فلاحي، متولد 1359، استاد دانشگاه، مترجم و مؤلف ايراني است. او عضو هيئتعلمي دانشگاه سمنان است.
از ترجمههاي جعفر فلاحي ميتوان به کتابهاي «جنبش تسخير: اشغال والاستريت»، «پديدارشناسي دين: چهرههاي شاخص، عوامل شکلدهنده و مباحثات بعدي»، «فراتر از توجيه شر: پاسخ متفکران قارهاي يهودي و مسيحي به هولوکاست» و «مسيحيت و اعتراض در سد? بيستم» اشاره کرد.
از فلاحي مقالاتي تأليفي هم در زمين? الهيات منتشر شده است.