دکتر ژیواگو 2 جلدی
مشخصات
معرفی
رمان «دکتر ژيواگو» اثر باريس پاسترناک
قصه عشق در روزگارِ پرآشوب. رمان «دکتر ژيواگو»،، يکي از رمانهای عاشقانه – تاريخيِ مشهور و جنجالآفرين ادبيات جهان است؛ رماني که اگرچه مغضوب اتحاد جماهير شوروی بود و سالها طول کشيد تا در روسيه اجازه انتشار پيدا کند اما يکي از آثار مهم و برجسته ادبيات روسيه قرن بيستم بهحساب ميآيد و امروزه در روسيه بهعنوان کتاب درسی در مدرسهها تدريس ميشود.
رمان «دکتر ژيواگو» يکي از نمادهاي مقاومت هنر و ادبيات دربرابر استبداد است و يکي از نمودهاي گذرا بودن عصر وحشت و ماندگاري هنر و ادبياتي که به هر ترفندِ ممکن تاريکيِ چنين عصري را در خود بازتاب ميدهد و به ايدئولوژي تنگنظرانه حاکميتي توتاليتر تن نميدهد و از مسيرهای غيررسمي راه خود را باز ميکند و حرف خود را، بهرغم گرفتوگيرها و سختگيريهای شديد، به گوش خواننده ميرساند.
باريس پاسترناک در رمان «دکتر ژيواگو» داستان يک عشق را در متن دوراني پرتلاطم از تاريخ روسيه نيمه اول قرن بيستم روايت ميکند و، ضمن نقل داستاني عاشقانه و رئاليستي و نيز طرح مفاهيمي معنوي و عارفانه و انساني و هستيشناختي در اين رمان، روايتي نقادانه از تبعات انقلاب اکتبر 1917 روسيه و تصفيههای استاليني بهدست ميدهد و اين کار را در روزگاری انجام ميدهد که حکومت توتاليتر و استبدادي کمونيستي همچنان در روسيه برقرار است و به اين زودي هم قرار نيست که ميدان را خالی کند، اگرچه وقتی رمان «دکتر ژيواگو» در خارج از روسيه منتشر ميشود استالين، مخوفترين زمامدار روسيه کمونيستي، چندساليست که مُرده است.
رمان «دکتر ژيواگو» اولين بار در سال 1957 در ايتاليا منتشر شد و حدود يک سال بعد از اولين انتشارش پاسترناک جايزه نوبل ادبيات را گرفت و اين خشم حکومت اتحاد جماهير شوروي را برانگيخت.
براساس رمان «دکتر ژيواگو» فيلمی هم بهکارگردانی ديويد لين، کارگردان پُرآوازه انگليسي، ساخته شده که در آن عمر شريف، بازيگر مشهور مصری، نقش شخصيت اصلي را ايفا کرده است.
رمان «دکتر ژيواگو» دستمايه اقتباسهايي تلويزيونی و تئاتري هم قرار گرفته است.
مروری بر رمان «دکتر ژيواگو»
شخصيت اصلي رمان «دکتر ژيواگو» شاعر و دکتري به نام يوري ژيواگو است. وقايع اين رمان از سال 1902، وقتي هنوز تزارها در روسيه بر سرِ کارند، آغاز ميشود و در ادامه با جنگ جهاني اول، انقلاب روسيه، جنگ داخلي روسيه و جنگ جهاني دوم گره ميخورد و اينگونه پاسترناک در رمان «دکتر ژيواگو» شخصيت اصلي داستان خود را از ميان حوادثی مهم از تاريخ نيمه اول قرن بيستم ميگذراند و تصويري از تاريخ و جامعه روسيه در اين دوران طولاني بهدست ميدهد و داستانی عاشقانه را در متن حوادثی تاريخی روايت ميکند.
يوري ژيواگوی رمان «دکتر ژيواگو» مرديست حساس و درونگرا و بيشباهت به مردم اطرافش. او از همين رو سخت تنها و قرباني جامعه و حوادث بيروني است و در طول رمان مصائب و مشقتهاي گوناگوني را متحمل ميشود و گرچه در ظاهر منفعل مينمايد و به مصائبی که شرايط بيروني به او تحميل ميکند تن ميدهد اما بهلحاظ فکری و ذهنی دربرابر آنچه نادرست ميداند مقاومت و بر عقايد خود پافشاري ميکند و درونش را پاک و منزه از پليديهاي جامعه نگه ميدارد.
باريس پاسترناک در رمان «دکتر ژيواگو»، در متن روزگار استيلاي کمونيسم بر روسيه، مفاهيمي معنوي چون جاودانگی و رستگاري را مطرح ميکند و نيز از هنري دفاع ميکند که متفاوت با هنر تبليغيِ رئاليسم سوسياليستي است و در تقابل با آنچه حزب کمونيست از هنرمند انتظار دارد. از همين روست که رمان «دکتر ژيواگو» مغضوب حاکميت ميشود و بعد از اينکه پاسترناک جايزه نوبل ادبيات را ميگيرد در روسيه بسيار به او حمله ميکنند.
رمان «دکتر ژيواگو» رماني پرماجرا با شخصيتهاي متعدد و از اين نظر تداعيگر رمانهای کلاسيک قرن نوزدهمی است. همچنين عنصر تصادف در اين رمان نقشی تعيينکننده در تلاقي شخصيتهای داستانی با يکديگر و سير رويدادها دارد.
عشق و ذوق و آفرينش هنرياي که از درون ژيواگوي شاعر و احساساتی ميجوشد در کانون رمان «دکتر ژيواگو» قرار دارند و پاسترناک در اين رمان نشان ميدهد که عشق و هنر و صلح چگونه قربانی ايدئولوژي و جنگ و خشونت و آشوبهاي سياسي و اجتماعي ميشوند.
در رمان «دکتر ژيواگو» همچنين عشق و هنر تنها تکيهگاهها و پناهگاههايي هستند که انسان تنهاي در جستجوی امنيت و آرامش ميتواند در متن زمانهاي بيرحم و پر از خشونت و جنگ به آنها تکيه کند و پناه ببرد و در مأمنشان دمي احساس آرامش و آسايش کند.
پاسترناک در رمان «دکتر ژيواگو» مفاهيم معنوي و عرفاني و تأملات خود درباره مرگ و زندگی و انسان و هنر و عشق و جاودانگي و آزادي انديشه و احساس دربرابر آموزهها و تبليغات ايدئولوژيک و تحميلی را در لابهلاي داستاني پرکشش و عاشقانه ميگنجاند.
رمان «دکتر ژيواگو» همچنين حاوي نقدي ظريف به استالينيسم و تصفيههاي استالين است و در آن از منظري نقادانه به اردوگاههاي مخوف گولاگ نگاه ميشود.
درباره باريس پاسترناک، نويسنده رمان «دکتر ژيواگو»
باريس لئونيدوويچ پاسترناک، متولد 1890 و درگذشته به سال 1960، شاعر، داستاننويس و مترجم اهل روسيه بود. پاسترناک از شاعران و نويسندگان برجسته قرن بيستم روسيه و برنده جايزه نوبل ادبيات در سال 1958 است اگرچه، بهخاطر فشارهايي که بابت رمان «دکتر ژيواگو» از جانب حکومت روسيه روي او بود، مجبور شد اين جايزه را رد کند و در سال 1989، حدود چهل سال پس از مرگش، پسرِ او، يوگني، آن را از طرف پدرش گرفت.
از ديگر آثار باريس پاسترناک ميتوان به دفتر شعر «زندگي خواهر من است» اشاره کرد.
پاسترناک، براي معاش، ترجمه هم ميکرد. او مترجم نمايشنامههاي نويسندگان بزرگي چون گوته و شکسپير و شعرهاي شاعراني چون ريلکه و پل ورلن به زبان روسی بود. ترجمههای پاسترناک از شکسپير، بهدليل زبان محاورهايشان، بسيار بين خوانندگان روس محبوب هستند.
پاسترناک در موسيقي و آهنگسازي نيز دستي داشت.