رود راوی
ابوتراب خسروی
نیماژ
دسته بندی: داستان-ایرانی
| کد آیتم: |
7852 |
| بارکد: |
9786003675292 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
3 |
| تعداد صفحات: |
248 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
رود راوي
کتاب «رود راوي» داستاني ايراني است که ميکوشد؛ به ادبيات مکتوب کهن نزديک شود. نويسنده کتاب «ابوتراب خسروي» معتقد است: در طول تاريخ ما، درگير سه موضوع بوده و هستيم. سه موضوع قداست، فرقه گرايي و خرافه. اين موضوعات که گاهي زندگيهاي بسياري را تحت تأثير قرار دادهاند يا به کلي مسير زندگي اشخاص را دگرگون کردهاند. به همين دليل او سه کتاب «اسفار کاتبان»، «رود راوي» و «ملکان عذاب» را نوشته است و در هريک از داستانها به يکي از اين موضوعات پرداخته است. داستان «رود راوي» کابوسهايي را روايت ميکند که بر فرقهگرايي استوار است. داستان درباره فردي به نام «کيا» است. او فرزند يکي از رهبران فرقهاي مذهبي و غير رسمي است. کيا براي تحصيل پزشکي به لاهور ميرود. اما به جاي تحصيل به فرقه مخالف خود جذب ميشود و به آنها ميپيوندد.
در قسمتي از داستان «رود راوي» ميخوانيم:
«و هنوز هم نميدانم که اين شلاق ها بودند که بر شانههايم ميپيچيدند يا دستهاي گايتري. من به گايتري گفتم همان طور که دستهايت در رقص تکثير ميشوند، شلاق هم در رقصش بر پوست شانههايم تکثير ميشود. همان طور که تو در هرجايي نميرقصي، شلاق هم هرجايي نميرقصد. تنها در جايي مثل شانههاي من ميرقصد. بدون آداب هم ميرقصد. بايد جايي برقصد که زيبايي لرزش کشالههايش به چشم بيايد. که موزوني رفتارشبه جمعيتي لذت ببخشد. گايتري تو هم وقتي ميرقصي، دستهايت در هوا تکثير ميشود مثل اين شلاق. او هم همين حالا دارد بر پوست تنم تکثير ميشود.»
درباره نويسنده: ابوتراب خسروي ( 1335 ) نويسنده ايراني، صاحب اثر «ملکان عذاب»