غول مدفون
برچسبها
مشخصات
معرفی
غول مدفون
در منطقهاي در بريتانياي قرنها پيش، در هزارتوهايي در دل کوهستان، مردمي زندگي ميکنند که حافظه ندارند، اما روزي زن و شوهري سالخورده به نام بئاتريس و اکسل با يادآوري خاطرهاي راهشان از خيلِ بيحافظگان جدا ميشود. بئاتريس به ياد ميآورد که او و اکسل روزي روزگاري پسري داشتهاند و اين سرآغاز سفري پرماجرا به جستوجوي پسر گمشده است. کازوئو ايشيگورو در رمان غول مدفون افسانه شگفت غولها و آدمها را در سرزميني کهن روايت ميکند. رمان با فضايي اين سان غريب آغاز ميشود: «بايد بسيار ميگشتيد تا از آن راههاي پيچدرپيچ پيدا کنيد يا از آن مراتع آرام که بعدها مايهي شهرت انگلستان شد. در عوض، فرسنگها زمين لختِ باير بود و اينجا و آنجا، کورهراههايي روي تپههاي پُرشيب يا در بوتهزارهاي بادگير. بيشتر راههاي دوران روميان، تا آنوقت يا خراب شده بود يا رفته بود زير بوته و علفزار، و از بيشتر آنها ردي در طبيعت باقي نمانده بود. بر فراز رودها و مردابها مهي يخزده معلق بود که جان ميداد براي غولهايي که هنوز در اين سرزمين زاد و بوم داشتند. مردم آن حوالي – که آدم ميماند از سر کدام ناچاري، کارشان به زندگي در چنان وادي غمباري کشيده بود – لابد کم از اين موجودات نميترسيدند که صداي نفسنفسزدنشان مدتها پيش از اين که هيکلهاي بدريختشان از وسط مه ظاهر شود، به گوش ميرسيد. ولي ديدن اين هيولاها چندان هم مايهي شگفتي نبود...»
درباره نويسنده: کازوئو ايشيگورو (- 1954)، داستاننويس، فيلمنامهنويس و ترانهسراي ژاپني – انگليسي و برنده جايزه نوبل ادبيات در سال 2017 ميلادي.
نظرات کاربران
خدمات و ارسال
دیگر آثار این ناشر
تازه ترین آثار ناشر
آثار دیگر این نویسنده
تازه ترین آثار نویسنده
آثار دیگر این مترجم
تازه ترین آثار مترجم