بشنو از باران
میشل لبر
نویسندهقاسم مومنی
مترجمشومیز
نوع جلدجیبی
قطع1
نوبت چاپ88
تعداد صفحات1404
سال انتشار
درباره
معرفی کتاب بشنو از باران، اثر میشل لبر، ترجمه قاسم مومنی
نشستن در قطار و آغاز سفر در ابتدای هر داستانی گویای چیزهایی است که میخواهیم در آن داستان بخوانیم. اینکه مسیری طی میشود و ما مسافرش هستیم بهسرعت ذهنمان را بهسمت یادآوری گذشته و خاطره پیش میبرد. کتاب بشنو از باران نیز همین طور شروع می شود. قرار است زندگی کسی را در یک سفر مرور کنیم که خودش در این راه خاطراتش را مرور میکند و باعث میشود همراهش شویم و این یکی از خصوصیات این رمان است که همراهی مخاطبش را میطلبد. روایت صدای ذهنی زنی که به نظر آرام میرسد در یک شهر پرهیاهو که بهسمت عشق میرود اما در این راه از مرگ میگوید، با تناقضهای زیبا و شاعرانهاش، نوولایی را ساخته است که از نشر ماهی با ترجمۀ قاسم مومنی چاپ شده. داستان بشنو از باران شبیه به اسمش لطیف است و با ظرافتهای زیادی نوشته شده. خاطره نویسی و بازگشت به گذشته همیشه چیزی از مرگ را در خودش دارد، بنابراین حتی گفتن از عشق در مسیر خاطره نیز از رنگوبوی جدایی و مرگ خالی نیست. زمان از دست رفتهای که قرار است دوباره با تلاشی بیهوده و بیثمر نجات پیدا کند همیشه ذهن انسان مدرن را به خودش مشغول کرده و از موضوعات اصلی کتاب بشنو از باران است. همین ویژگی مدرن این اثر است که برای خوانندۀ امروز جذابیت ایجاد میکند.
درباره کتاب بشنو از باران
کتاب بشنو از باران یک روایت ساده در عین پیچیدگی است. روابط انسانی، به خصوص در زمانه ما، از پیچیدگیهای فراوانی برخوردار است، اما روایتی که در این اثر بر این اساس ساخته شده ساده به نظر میرسد. داستان حسی از لطافت و شاعرانگی در خود دارد که تا پایان آن را حفظ میکند. زنی قرار دارد تا کسی را که عاشقش است ببیند و ما همراهش میشویم. از لحظهای که او پا در ایستگاه قطار میگذارد، ما نیز مسافر آن قطار میشویم. یکی از ویژگیهای داستان بشنو از باران که کمتر استفاده شده این است که در طول داستان با کسی حرف میزند. انگار شخصی که قرار است او را ببیند مخاطبش قرار گرفته و مدام یک «تو» را صدا میزند. این «تو» یک بهانه برای حرف زدن شخصیت ایجاد کرده و این اثر را شبیه به مونولوگهای نمایشی نیز میکند. از دیگر ویژگیهای این کتاب تصویرسازیهای ذهنی است. او به هرجا که قدم میگذارد و هرچه را میبیند جوری برایمان توصیف میکند که انگار ما نیز همراه اوییم و چشم او میشویم و احساس او را داریم. از این نظر کتاب ما را با خودش به مکان و فضای ذهنی، احساسی، شهری و زندگی او میبرد. دو زمان در نوولای بشنو از باران وجود دارد. زمان اکنون که زن در آن حرکت میکند و زمان گذشته که با هر حرکت بهانهای برای مرور داستانی در آن زمان پیدا میکند و این نیز یکی از جذابیتهای این روایت است و بر پیچیدگیهای داستانگوییاش اضافه میکند، ولی نه آنچنانکه تبدیل به داستانی غیر قابل فهم شود. داستان پر است از احساسهای سیال و زودگذر. انگار این حسها شبیه به کارکرد ذهن ما میمانند: مدام عبور میکنند و ما احساسشان میکنیم. انگار داستان پرسهای در گذشته باشد. همیشه این قدم زدن در خاطره چیزی از مرگ را در خودش دارد. مرگ چیزها، آدمها، خاطرات، زمان. این مرگ همیشه در مورد زیر خاک رفتن نیست. جدایی یکی از معانی مرگ در این کتاب است. کتاب بشنو از باران از طرفی پر از پرسش از خود است. شخصیت زن همزمان که عبور میکند و میخواهد خودش را به جایی برساند، با مرور اتفاقات، به پرسشهای هویتی درباره خودش و زندگیاش برمیخورد و درحالیکه زیبا و شاعرانهاند، اهمیت فراوانی هم دارند و وادارمان میکنند ما نیز از خودمان بپرسیم: «چطور به این آشفتگی، که در آن برای حفظ توان شکنندهام میجنگم، پایان دهم؟»
خلاصه کتاب بشنو از باران
زنی در ایستگاه قطار ایستاده است و در همان ابتدای داستان میفهمیم که قرار است به یک دیدار عاشقانه برود و به رابطهای که خاطرات بسیاری از آن داشته بازگردد. از همین لحظه میفهمیم که رابطه پایان گرفته یا در حال پایان گرفتن است و او میخواهد دوباره به آن برگردد و جانی تازه به رابطه بدهد. او سوار قطار میشود، در شهر قدم میزند و مسیری طی میکند که تمام کتاب را در برمیگیرد. در این شلوغی شهر و با عبور و قدم زدن از مکانهای مختلف خاطرات ماجرای آن رابطه را تعریف میکند تا به چگونگیاش پی ببریم و همزمان چیزهایی از گذشته خودش نیز میگوید، مثل مرگ پدرش. مروری بر حوادث و اتفاقات شهر، مانند اعتصابات کارگری که از کنارشان میگذرد، نیز از چیزهایی است که در زمان اکنون داستان وجود دارد. این خط کلی داستان بشنو از باران است اما بالا و پایینهای یک زندگی و رابطه انسانی را برایمان میشکافد و با زبانی لطیف، شاعرانه، سیال و زیبا انگار دارد تصویری از جدایی، پیچیدگیهای روح انسان و مرگ تعریف میکند. کتاب بشنو از باران روایت اول شخص دارد اما با یک مخاطب که او را خطاب میکند حرف میزند. حادثهای در پایان این سفر را دچار تغییراتی میکند و ما را در موقعیتی تراژیک و تلخ در آن شهر جا میگذارد. شاید روایت نوولای بشنو از باران گسترش همین جمله از کتاب باشد: «سفرها بارها ما را سرپا نگه داشتند و بازگشتها گاهی ما را گم کردند.»
درباره میشل لبر، نویسنده بشنو از باران
میشل لبر نویسنده معاصر و متولد سال 1947 در فرانسه است. او در دانشگاه در رشته تاریخ درس خواند و بعدها عضو گروههای سیاسی شد که رنگی از آن را حتی در کتاب شاعرانهاش، بشنو از باران، نیز بر جای میگذارد. او داستانهای کوتاه زیادی نیز نوشته است و در بیشتر آثار او فقدان و خاطره با نثری شاعرانه تبدیل به داستان میشوند. پیش از داستان بشنو از باران، او در ایران با انتشار کتاب کاناپه قرمز شناخته شد.
درباره مترجم کتاب بشنو از باران، قاسم مومنی
قاسم مومنی، مترجم معاصر ایرانی، و مسلط بر زبان فرانسه است و کتابهای زیادی را به فارسی برگردانده. نثر او دقیق است و در هر کتاب زبان و حال نویسنده را نیز در برگردان فارسی خود منتقل میکند. او علاوه بر داستان و رمان، ترجمههایی درباره زندگینامه نویسندگان و همینطور فلسفه و سینما نیز دارد. از کتابهای او میتوان به این آثار اشاره کرد: پروست و فلسفه، اَرمان، پرلا: یادهای پنهان، تاریخ مدفوع، توطئه گران، نیزه ها... تفنگ ها، ضیافت اشباح، جمهوری مشعشع، پی یر، فیلم و فلسفه.
کتاب بشنو از باران برای چه کسانی مناسب است؟ این کتاب به دوستداران ادبیات فرانسه، ادبیات مدرن، خاطره نویسی، ادبیات شاعرانه، ادبیات خبرنگاری و نوولا پیشنهاد میشود.
مشخصات
نقد و بررسیها
از 0 نقد و بررسی
مشخصات
قیمت: