بی خبری
مشخصات
معرفی
ایرنا برای آن که دوستش را در وضعیت دشواری قرار بدهد، گفت: «اما اگر به کشورم برگردم، دیگر همدیگر را نخواهیم دید.»
این عوام فریبی عاطفی به جایی نرسید. صدای سیلوی گرم و صمیمانه شد: «عزیزم به دیدنت خواهم آمد! قول می دهم، قول می دهم!»
رو به روی هم، بالای سرِ دو فنجان خالی قهوه نشسته بودند. وقتی سیلوی خم شد و دستش را گرفت، ایرنا اشک های ناشی از احساسات را در چشم هایش دید.
«این بازگشت بزرگ تو خواهد بود.» و دوباره: «بازگشت بزرگ تو.»
پسر گمشده بار دیگر در خانه، کنار مادرِ سالخورده اش است؛ مردی که سرنوشت بی رحمْ از محبوب جدایش کرده بود، نزد او بازمی گردد؛ خانهٔ پدری که همهٔ ما در درون خود حملش می کنیم.
نظرات کاربران
خدمات و ارسال
دیگر آثار این ناشر
تازه ترین آثار ناشر
آثار دیگر این نویسنده
تازه ترین آثار نویسنده
آثار دیگر این مترجم
تازه ترین آثار مترجم