سرهنگ نمی خوابد
مشخصات
معرفی
معرفی کتاب سرهنگ نمی خوابد اثر امیلی ین ملفتو
مرز خواب و بیداری فروریخته و جهان در رنگ خاکستری و رنگولعابی مهآلود نفس میکشد. جنگ با آدمها این کار را میکند. آدمهایی که در آوار جنگی ویرانکننده زنده میمانند خاطراتشان را از دست میدهند. کتاب سرهنگ نمی خوابد تصویری نفسگیر و غمناک از این شکل از زندگی است. شاید وقتی کسی در دل جنگ زندگی کند فرصتی برای عمیق شدن در خود و جهان اطرافش نداشته باشد، اما جهان بعد از جنگ و در سکوت ویرانهها انگار تأملی دربارۀ انسان است. نوولا یا رمان کوتاه سرهنگ نمی خوابد در همین فضا پرسه میزند: جهانی از بین رفته، جهانی تازه میخواهد از آن سر بیرون بیاورد، زمان در جایی گیر افتاده و این آشفتگی فرصتی برای بازگشت به درون ایجاد میکند. داستان سرهنگ نمی خوابد حدیثی دربارۀ یک تراژدی است که بارها در ادبیات از آن یاد شده و قصهها گفته شده، اما با نگاهی متفاوت و از نظرگاهی تازه. این کتاب از نشر افق با ترجمۀ ابوالفضل الله دادی چاپ شده است.
دربارۀ کتاب سرهنگ نمی خوابد و ویژگیهای داستانیاش
شاید صدای هزاران قربانی در جنگی که تمام شده و توسط سرهنگی شکنجه شدهاند تبدیل به صدای غرش آسمان و بارانی پیوسته شده که لحظهای قطع نمیشود. عذاب سرهنگ از همین است. اینکه این خاکستری آسمان و صدای شرشرش قطع نمیشود و خواب را از چشم او ربوده. کتاب سرهنگ نمیخوابد یک شاعرانۀ تلخ و زیباست دربارۀ سرهنگی که از جنگی جان سالم به در برده و حالا در نظامی جدید دوباره مشغل به کار شده. داستانی دربارۀ تباهی درون است که کاملاً تدریجی رخ میدهد و همین هم باعث عذاب سرهنگ شده و او را بیخواب کرده است. بیخوابی سرهنگ خاطراتش را به هم ریخته و مرز خواب و بیداری را چه برای شخصیت داستان و چه برای خوانندهاش به هم میریزد اما نه بهصورتی که داستانی نامفهوم و سردرگم بسازد، بلکه داستانش را ساده و بدون حشوها و زواید تعریف میکند. رمان سرهنگ نمی خوابد داستان مستقیمی دربارۀ جنگ نیست. خودِ جنگ و شورشها را نشان نمیدهد، ما از روی ویرانهها و تأثیرات تراژیکش ماجرای پیش از شروع کتاب را در ذهنمان میسازیم. موسیقی، تصویرسازیای شبیه به نقاشیهای مدرن، صداسازی با کلمات، شاعرانگی و ساختن مکانی که واقعی نیست اما نویسنده به آن هویتی کامل بخشیده است از ویژگیهای مهم نوولای سرهنگ نمی خوابد هستند و نویسنده دقیقاً از تمامی امکانات ادبیات برای چیدن داستانش بهره گرفته است. در این داستان شکنجه دارد شکنجهگر را میآزاد، فرسودگی زمان را هم در بر گرفته است، باران میخواهد جهانِ رو به ویرانی را بشورد و با خود ببرد، رنگ خاکستری و بیخوابی شخصیت لحظهای دست از سر داستان برنمیدارند و همۀ اینها باعث شده با داستانی دیداری و چندبُعدی طرف باشیم، چنانکه انگار در حال تماشای یک فیلم هستیم. سکوت نیز در این داستان اهمیت ویژهای دارد. ملفتو میخواهد مانند آثار دیگرش نگاهی فلسفی نیز به ادبیات داشته باشد. برای همین این اثرش نیز دارای استعارهها و نشانههای معنادار بسیاری است. راوی داستان زنی است که از بیرون در حال تماشای قدرت جهان مردانه است و همین نیز خودش یک نوع نماد است. درست است که این داستان از اشارات فلسفی و استعارهها به دور نیست، اما بهگونهای طراحی نشده که خواننده را اسیر نشانههای مبهم کند. داستانی غمناک از ویرانی آدمها بعد از جنگ و تأملی دربارۀ درون و انسان در کتاب سرهنگ نمی خوابد داستان همۀ سرزمینها و تاریخهاست.
خلاصه کتاب سرهنگ نمی خوابد
داستان سرهنگ نمیخوابد روایت سرهنگی است که در دورهای مأمور انجام وظیفه برای شکنجه بوده و در یک سرزمین بینام زندگی میکند. حالا بعد از جنگی طولانی آن سرزمین بینام فروریخته و نظام سیاسی عوض شده و او نیز در کاخی جدید مسئولیتی جدید بر عهده دارد، با این تفاوت که وقتی بعد از جنگ بر سر کارش برگشته همهچیز تغییر کرده، شیوهای جدید با آدمهایی تازه میخواهد شروع به کار کند و سرهنگ حالا از عذاب وجدان و بیخوابی لحظهای آرام ندارد. انگار خود مسئول شکنجۀ خویش شده است. در این شهر دائم باران میبارد و لحظهای توقف ندارد. مِهی خاکستری شهر بینام و نشان را پوشانده و شروع رمان با صبحی سرد و خاکستری و بارانی شروع میشود که تصویر کلی این شهر و کتاب سرهنگ نمیخوابد است. این اثر پر از سکوت و شعر است. در جای جای کتاب از اشعاری بهره برده که همچنان که از یک تراژدی سخت و سرد و خاکستری داستان میسازد، از شاعرانگی و نگاه زنانۀ نویسنده نیز بیبهره نیست. غرش عظیم مرگ در نوولای سرهنگ نمیخوابد شنیده میشود و حرکتی تدریجی به سمت پایانی است که با شروع یک نظام جدید همزمان است. داستان پر از حرکتهایی در مرز تضادهاست و بازی با زمان و خاطره لحظهای از روایت نویسندهاش جدا نمیشود. نویسندۀ کتاب سرهنگ نمی خوابد معتقد است آنکه میخوابد هنوز به چیزی امیدوار است، اما رخت بر بستنِ خواب از چشمان سرهنگ نشانی از ناامیدی مفرط او دارد.
دربارۀ امیلی ین ملفتو، نویسندۀ کتاب سرهنگ نمی خوابد
امیلی ین ملفتو، متولد 1989 در فرانسه و نویسنده و خبرنگار جنگ است. او بهخاطر سن کمی که دارد در جنگهای معاصر خاورمیانه، مانند جنگهای عراق و افغانستان و سوریه نیز بهعنوان خبرنگار حضور داشته و جنگهای داعش را نیز از نزدیک دیده است. همچنین جنگهای داخلی کلمبیا و درگیریهای قاچاقچیان مواد مخدر را نیز به چشم دیده است. همینها تأثیرات زیادی بر آثار او گذاشتهاند. بهخصوص بعد از حضور در خاورمیانه و جنگ عراق مسیر نویسندگی او بهسمت و سویی تازه رفت و بیشتر آثار داستانیاش از رنگوبوی این جنگها خالی نیستند. یکی از ویژگیهای داستاننویسیاش این است که آثار او پلی میان ادبیات و خبرنگاری زدهاند و فقط گزارشهایی از جنگ نیستند، بلکه دستمایههایی برای ساختن داستاناند. کتاب سرهنگ نمی خوابد یکی از این آثار او به شمار میرود. او توانسته تاکنون جوایز مهمی مانند جایزۀ گنکور، جایزۀ روزنامهنگاری فرانسه و جایزۀ آلبر لُندر را از آن خود کند. دیگر اثر مهم او که در ایران ترجمه شده دجله به حال تو ناله می کند است.
دربارۀ مترجم کتاب سرهنگ نمی خوابد، ابوالفضل الله دادی
ابوالفضل الله دادی مترجم معاصر و جوان زبان فارسی است بیشتر کتابهایی که ترجمه کرده است رنگ و بویی از فضای دغدغهمند دربارۀ جنگ یا زندگی در جوامع معاصر و تنگناهایش دارد. تعدادی از آثار بسیار خوبش دراینباره عبارتاند از: ماوتهاوزن، پیش مرگ هیتلر، زنان تشنه قدرت، اراده، دجله به حال تو ناله می کند، باغهای تسلا.
کتاب سرهنگ نمی خوابد برای چه کسانی مناسب است؟
رمان سرهنگ نمی خوابد به دوستداران ادبیات جنگ، ادبیات مدرن، ادبیات فرانسه، ادبیات شاعرانه و داستان نویسی معاصر پیشنهاد میشود.