به سلامتی خانم ها پالتوئی
آنتون چخوف
حمیدرضا آتش برآب ، بابک شهاب
ماهریس
دسته بندی: ادبیات-روسیه
| کد آیتم: |
10249 |
| بارکد: |
9786226934411 |
| سال انتشار: |
1399 |
| نوبت چاپ: |
8 |
| تعداد صفحات: |
362 |
| نوع جلد: |
گالینگور |
| قطع: |
پالتوئی |
کتاب «به سلامتي خانمها» اثر آنتون چخوف
صد داستان کوتاه و طنز ترجمه نشده از آنتون چخوف که او را يکي از بهترين داستانکوتاه نويسان تاريخ ادبيات جهان و بهترين طنزپرداز روس ناميدهاند.کتاب «به سلامتي خانمها» گزيدهاي است از داستانهاي کوتاهي که چخوف در دروههاي مختلف زندگياش نوشته است.
چخوف کار نويسندگي را با نوشتن داستان کوتاه آغاز کرد و تا پايان عمر به نوشتن داستان ادامه داد و مدام سبک و شيوه داستاننويسياش را ارتقا ميداد. به اين ترتيب تعداد زيادي داستان کوتاه از او به جا مانده که بخشي از آنها در کتاب «به سلامتي خانمها» ترجمه شدهاند.
اغلب داستانهايي که در کتاب «به سلامتي خانمها» انتخاب شدهاند براي اولينبار به فارسي برگردانده شدهاند. مترجمان اين اثر، اين داستانها را از زبان اصلي به فارسي ترجمه کردهاند.
مروري بر کتاب «به سلامتي خانمها»
گرنت ال. وانت در کتاب «درسگفتارهاي ادبيات جهان» بخشي را هم به چخوف اختصاص داده و در آنجا ميگويد کاري که چخوف در داستانهاي کوتاه و نمايشنامههايش ميکند اين است که به نوعي تلاش کند بافت زندگي واقعي را در اختيار خود درآورد و بگذارد تا زندگي شکل اثر مشخص را کند، نه برعکس. اين ويژگي در داستانهايي که در کتاب «به سلامتي خانمها» آورده شده ديده ميشوند.
مترجمان کتاب «به سلامتي خانمها» داستانهاي اين کتاب را از روي آخرين مجموعه آثار چخوف که چندي پيش از ترجمه به دستشان رسيده انجام دادهاند. آنها آخرين مجموعه آثار را از اين جهت مبناي کارشان قرار دادهاند که شامل آخرين يافتههاي آثار چخوف طي چند دهه اخير بوده است. اين نکته از آن جهت حايز اهميت است که بدانيم تا همين اواخر هنوز هم در روسيه متن تازهاي از چخوف در بايگاني نشريات پراکنده آن زمان پيدا ميشده که او آنها را با نامهاي مختلف امضا ميکره است.
در کتاب «به سلامتي خانمها» داستانهايي هم هستند که پيش از انتشار اين کتاب به فارسي ترجمه شدهاند. مترجمان اين اثر اگرچه بسياري از کارهايي را که پيش از اين برگردانده شده بودند کنار گذاشتهاند اما چند نمونهاي را که نسبتا خوب ديدهاند در مجموعه قرار دادهاند.
به ضميمه داستانهاي کتاب «به سلامتي خانمها» مقالهاي از بونين با عنوان «به ياد چخوف» ترجمه شده که معرفي جامعي از چخوف است.
نابوکف در «درسگفتارهاي ادبيات روس» ميگويد که ايده اساسي بهترين و بدترين شخصيتهاي چخوف از قرار معلوم اين بوده که تا وقتي فرهنگ اخلاقي و معنوي راستين، سلامت جسماني و ثروت نصيب تودههاي روسي نشود، تلاشهاي شريفترين و خوشنيتترين روشنفکران بيهوده خواهد بود. نابوکف ميگويد هيج نويسندهاي نميتوان يافت که کمتر از چخوف بر شخصيتهاي رقتانگير تاکيد کرده باشد. اين ويژگي در بسياري از داستانهاي کتاب «به سلامتي خانمها» هم ديده ميشود.
داستان اول کتاب «به سلامتي خانمها»، «نامه به همسايه دانشمند» نام دارد که در بخشي از آن ميخوانيم: «همسايه عزيز، ماکسيم... (آه فراموش کردم نام پدريتان چيست، بزرگوارانه مرا ببخشيد) ببخشيد و عفو بفرماييد مردک پير با اين روحيه ياوهبافش که جسارت کرده و آرامشتان را با سخنان نامربوط و ناچيز خود در اين نامه به هم زده است. ديگر يک سال کامل از آن زمان گذشته که مرحمت فرمودهايد، در اين گوشه دنيا و در همسايگي با من (اين بنده حقير) رحل اقامت افکندهايد و من هنوز شما را نميشناسم. شما نيز اين سنجاقک ناچيز را نميشناسيد. حداقل اجازه دهيد -همسايه گرانقدر- که به کمک اين هيروگليف مخصوص پيرهاي خرفت با شما آشنا شوم؛ دست پژوهنده شما را در ذهنم بفشارم و خير مقدم بگويم آمدنتان را از پترزبورگ به قاره ناقابل ما که جمعيتش را مردمان نازل و انسانهاي کشاورزي تشکيل ميدهند که به اصطلاح، عناصر عامي نام دارند.»
درباره آنتون چخوف نويسنده کتاب «به سلامتي خانمها»
آنتون پاولويچ چخوف، نمايشنامهنويس و داستاننويس شهير روسي، در ژانويه 1860 در بندري تجاري در شبهجزيزه کريمه متولد شد. پدرش سِرف بود اما با بازپرداخت 3500 روبل آزادي خود و خانوادهاش را خريد. پدر چخوف تاجري خردهپا بود که در دهه 1870 سرمايهاش را از دست داد و در پي آن تمام خانواده به مسکو کوچ کردند. چخوف اما همانجا ماند تا دبيرستان را تمام کند. او براي گذران زندگي در کنار تحصيل کار هم ميکرد و بيشتر سالهاي کودکي خود را در دکان بقالي پدرش گذراند. پس از پايان مدرسه، در پاييز 1879، چخوف هم به مسکو رفت و وارد دانشگاه شد. در دانشگاه پزشکي خواند و پس از فارغالتحصيلي پزشکيار ناحيه در شهرستاني کوچک شد. چخوف نخستين داستانهايش را براي کاستن از فقر خانوادهاش نوشت. به خصوص آنکه پدرش ديگر ناتوان شده بود و سرپرستي خانواده به دوش چخوف افتاده بود. او اولين داستانهايش را به توصيه برادر بزرگترش نوشت و براي مجلات فکاهي فرستاد. در مارس 1880 نخستين داستان او در يکي از اين مجلات منتشر شد و اين داستاني بود هزلآميز از تصور عاميانهاي که خردهاشراف متظاهر درباره دانش خود داشتند. چخوف در زمان حکومت تزاري ميزيست و فلاکت مردم در اين حکومت را از نزديک ديده بود اما با اين حال در جريانهاي سياسي مشارکت و مداخلهاي نداشت چرا که فکر ميکرد در مورد او مسير خدمت به مردم از جايي ديگر ميگذرد. وقتي داستانهاي کوتاه چخوف با اقبال روبرو شدند او حرفه پزشکي را کنار گذاشت و تماموقت به ادبيات پرداخت. او نمايشنامههاي زيادي هم نوشته است که برخي از آنها بسيار مشهورند. چخوف در ژوئيه 1904 در حالي درگذشت که محبوبيت زيادي در روسيه داشت. از چخوف آثار متعددي توسط مترجمان مختلف به فارسي برگردانده شده است. مجموعه آثار او در 10 جلد با ترجمه سروژ استپانيان و ناهيد کاشيچي به فارسي برگردانده شده و به جز اين، به کتابهاي ديگري از چخوف مثل «مرغ دريايي»، «دوئل»، «دشمنان» و «داستان ملالانگيز» ميتوان اشاره کرد که جداگانه به فارسي منتشر شدهاند.
درباره ترجمه کتاب «به سلامتي خانمها»
کتاب «به سلامتي خانمها» با ترجمه حميدرضا آتش برآب و بابک شهاب در نشر ماهريس منتشر شده است.
حميدرضا آتش برآب، متولد مرداد 1356 در اهواز، مترجم و پژوهشگر ايراني است. آتش برآب در رشته زبان و ادبيات روسي تحصيل کرده و داراي مدرک دکتراي زبان روسي از دانشگاه دولتي لامانسف مسکو است. او آثار متعددي از ادبيات روسيه به فارسي برگردانده که از ميان آنها ميتوان به اين آثار اشاره کرد: «مرگ ايوان ايليچ»، «خنده سرخ»، «شبهاي روشن»، «زندگي واسيلي»، «يادداشتهاي اينجانب» و «مرشد و مارگاريتا». حميدرضا آتش برآب کتابي هم با درباره شعر روسي با عنوان «عصر طلايي و عصر نقرهاي شعر روس» تاليف کرده است.
بابک شهاب، متولد 1352 در اراک، مترجم ايراني است. او در رشته مهندسي مکانيک در آکادمي دولتي پليتکنيک بلاروس تحصيل کرده است و تاکنون ترجمههايي از شعر، رمان و داستانهاي روسي به فارسي برگردانده است. بابک شهاب فعاليتهاي فرهنگياش را با همکاري با نشريات آغاز کرد و از دهه هشتاد به سراغ ترجمه آثار ادبي رفت. «يادداشتهاي آدم زيادي»، «به حق چيزهاي نديده»، «داستانهاي بليکن»، «کودکي، نوباوگي، نوجواني»، «ما» و «عاشقانههاي تورگنيف» عناوين برخي از ترجمههاي او است.