| کد آیتم: |
104365 |
| بارکد: |
9789643511623 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
10 |
| تعداد صفحات: |
230 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «تنگسير» اثر صادق چوبک
رماني حماسي و پُر از تعليق و هيجان و حادثه از صادق چوبک. کتاب «تنگسير» اولين رمان صادق چوبک و رماني است که حالوهواي آن با ديگر آثار چوبک متفاوت است.
کساني که صادق چوبک را نويسندهاي ناتوراليست و خالق فضاهايي تيره و پر از يأس و نوميدي و آدمهايي اسير غرايز و غرق در منجلاب فقر و جهل و تبعيض و ستم ميشناسند در کتاب «تنگسير» گويي با يک چوبک ديگر مواجه ميشوند.
چوبک اگرچه در کتاب «تنگسير» هم، مثل ديگر آثار خود، از مردم محروم و از رنج و ستم و تبعيض نوشته است اما اينبار با رويکردي متفاوت به اين مقولهها پرداخته و از انساني نوشته که اگرچه به او ظلم ميشود و حقش را ضايع ميکنند اما دربرابر اين ظلم، خاموش نميماند و تسليم آن نميشود و براي گرفتن حق خود ميجنگد.
چوبک در نوشتن کتاب «تنگسير» به ماجرا و شخصيتي واقعي نظر داشته است.
کتاب «تنگسير» اولين بار در سال 1342 در انتشارات جاويدان منتشر شد. براساس اين رمان فيلمي هم به همين نام، بهکارگرداني امير نادري، ساخته شده است. اين فيلم در اوايل ده? 50 خورشيدي به نمايش درآمد و در آن بازيگراني چون بهروز وثوقي، نوري کسرايي، پرويز فنيزاده، جعفر والي، عنايتالله بخشي، مهري وداديان، حسين اميرفضلي، روحالله مفيدي، نعمتالله گرجي و محمود بصيري ايفاي نقش کردهاند.
کتاب «تنگسير» را در سالهاي اخير، هم انتشارات جاويدان و هم دو ناشر ديگر، يکي انتشارات نگاه و ديگري انتشارات جامهدران، تجديد چاپ کردهاند.
چاپ انتشارات نگاه از کتاب «تنگسير» با مقدمه و ويرايش کاوه گوهرين، که داراي وکالتنامهاي از صادق چوبک براي انتشار آثار او در ايران است، و دو پيوست همراه است. يکي از اين پيوستها نوشتهاي کوتاه از رسول پرويزي، با عنوان «شير محمد»، است که روايت پرويزي از همان ماجرايي است که چوبک در کتاب «تنگسير» به آن پرداخته است. گفتني است که روايت پرويزي از آن ماجرا، چنانکه در مقدم? کاوه گوهرين بر کتاب «تنگسير» اشاره شده، قبل از رمان صادق چوبک نوشته شده و به چاپ رسيده است.
پيوست دوم کتاب «تنگسير» اثر کوتاه منتشر نشدهاي از صادق چوبک، با عنوان «مبادا»، است که چوبک آن را براساس داستانهاي کهن ايراني نوشته است. اين اثر، تاريخ 1993 را پاي خود دارد و مربوط به دوراني است که چوبک در کاليفرنيا ميزيسته است.
مروري بر کتاب «تنگسير»
وقايع کتاب «تنگسير» در تنگستان و بوشهر اتفاق ميافتد و چوبک در اين رمان، چنانکه پيشتر نيز اشاره شد، ماجرا و شخصيتي واقعي را دستماي? قصهپردازي قرار داده است.
کتاب «تنگسير» دربار? روستايياي اهل تنگستان به نام زار محمد است که چند نفر پولش را با حقهبازي و وعده و وعيد از چنگاش درآوردهاند و پس نميدهند. زار محمد وقتي ميبيند با زبان خوش نميتواند طلب خود را از آنها بگيرد دست به اسلحه ميبرد و يکتنه عليه کساني که هم پولش را بالا کشيده و هم تحقيرش کردهاند قيام ميکند.
کتاب «تنگسير» جدا از قصهاي جذاب و پُرکشش و پرتحرک و حماسي دربار? ظلم و تحقير و انتقام و مبارزه براي احقاق حق، داراي نثري قدرتمند و صحنهپردازيهايي ماهرانه است.
چوبک در کتاب «تنگسير» تصويرها و توصيفاتي زنده و جاندار از جنوب و حالوهواي آن به دست ميدهد.
رضا براهني در کتاب «قصهنويسي» دربار? ويژگي نثر کتاب «تنگسير» و هماهنگي آن با حالوهواي رمان مينويسد: «نثر تنگسير از آغاز تا پايان، مثل رودخانهاي حرکت ميکند و پيش ميرود؛ طوري که گويي قصهاي به اين بلندي، در يک روز، نوشته شده است. از آنجا که قصه، قص? عملي جسماني است، نثر با انطباق با اعمال جسماني عينيتي خاص پيدا ميکند و پيش ميرود. زمينهسازي قصه، طوري است که چنين عينيتي براي نثر اجتنابناپذير بهنظر ميرسد. حرکت، همچون کبريتي در انبار بنزيني، ناگهان، همه چيز را به سوي تحرک و انفجار ميراند، و نثر نيز کاغذ را با لهيب سوزان تحرک خود مشتعل ميکند و پيش ميتازد و همانطور که محمد تصميم ميگيرد و با اراد? خود، حاضر نميشود که از تصميم خود عدول کند، و يا حتي پشت سرش را بنگرد، با هر صفح? داستان، گويي صفح? قبل، از شدت تحرک ميسوزد و خاکستر ميشود.»
آنچه ميآيد شمهاي است از نثري که چوبک کتاب «تنگسير» را به آن نوشته است: «هوايِ آبکيِ بندر همچون اسفنج آبستني هُرمِ نمناک گرما را چِکه چِکه از تو هواي سوزان ورميچيد و دوزخ شعلهور خورشيد تو آسمان غرب يله شده بود و گردي از نم بر چهره داشت. جاده "سنگي"، کشيده و آفتاب تو مغز سرخورده و سفيد و مارپيچ از "بوشهر" به "بهمني" دراز رو زمين خوابيده بود. جاده خالي بود. سبک بود. داغ و خاموش بود. سفيدي آفتاب بيابان با ساي? يک پرنده سياه نميشد.»
دربار? صادق چوبک، نويسند? کتاب «تنگسير»
صادق چوبک، متولد 1295 در بوشهر و درگذشته به سال 1377، داستاننويس ايراني بود. چوبک کمي بعد از محمدعلي جمالزاده و صادق هدايت و بزرگ علوي وارد ميدان قصهنويسي جديد ايران شد و او را در کنار آن سه، يکي از پيشگامان داستاننويسي نوين ايران ميدانند.
از صادق چوبک عمدتاً بهعنوان نويسندهاي ناتوراليست ياد ميشود که دليلش تأکيد او در قصههايش بر اميال و غرايز حيواني آدمي و دستوپابستگي انسان دربرابر اين اميال و غرايز، تأثير شرايط و محيط و طبيعت بر سرنوشت شخصيتهاي اين قصهها و زيرِ ذرهبين بردن جزئيات محيط و رفتار و حرکات شخصيتهاي داستاني است.
چوبک نويسند? سرگذشتها و سرنوشتهاي تباه است و نويسند? رنجِ آنها که گرفتار تباهياند بيآنکه تباهي لزوماً انتخاب خودشان بوده باشد. او در قصههايش تيرگيهاي اعماق جامعه را ميکاود و عيان ميکند بيآنکه بخواهد رنگولعابي به اين تيرگيها بزند.
خشونت، فقر، جهل، عقبماندگي و خرافهباوري، کودکان تيرهبختِ محروم و رهاشده، زنان تباهشده و قرباني دنياي مردانه و باورهاي کهنه و خرافي، آدمهاي تحت سلط? غرايز حيواني و جبر اجتماعي، مردمي که در لجن و پلشتي دستوپا ميزنند، حيوانات، مکانهاي نکبتگرفته و چرکآلود و مرگي سياه که به کمين انسان و حيوان نشسته است؛ اينها همه عناصرياند که دنياي تيره و تار و سرد و خشن داستانهاي صادق چوبک را ميسازند. او در قصههايش اعماق جامعه را ميکاود و از طبقات محروم جامعه و آدمهايي مينويسد که در محيطي سراسر پلشتي و تيرگي در لجن دستوپا ميزنند و نيز از بچهها و زنهايي که فقر و جهل و باورهاي خرافي، آنها را به تباهي و فلاکت و سرنوشتي تلخ ميکشاند.
چوبک از سال 1353 ايران را براي هميشه ترک کرد و به انگلستان و سپس امريکا رفت و تا پايان عمر در امريکا زندگي کرد.
از آثار داستاني صادق چوبک ميتوان به رمان «سنگ صبور» و مجموعه داستانهاي «انتري که لوطيش مرده بود» و «خيمهشببازي» اشاره کرد.
از چوبک همچنين سه ترجمه و دو نمايشنامه منتشر شده است. کتاب «پينوکيو، آدمک چوبي» از ترجمههاي اوست.