رساله درباره ی نادر فارابی
مصطفی مستور
چشمه
دسته بندی: داستان-ایرانی
| کد آیتم: |
146695 |
| بارکد: |
9786002296542 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
8 |
| تعداد صفحات: |
84 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
پالتوئی |
رساله دربارهي نادر فارابي
داستاني درباره ترانهسرايي به نام نادر فارابي که معلم ادبيات يک مدرسه است و روزي ناگهان ناپديد ميشود. در رمان رساله درباره نادر فارابي، نوشته مصطفي مستور، با پرسشهايي فلسفي درباره هستي، موقعيت انسان در جهان و معناي زندگي و وجود مواجهيم که در قالب روايت زندگي يک فرد و کند و کاو در وجوه پنهان زندگي و افکار او طرح ميشوند. نادر فارابي ناپديد شده است و رمان از نظرگاههاي گوناگون به جستوجو در ذهنيت و افکار و زندگي و دغدغههاي او ميپردازد. اين جستوجو از خلال خاطرات ديگران از قهرمان رمان، گريز زدن به ايميلها و نوشتههاي او و نيز از طريق ورود مستقيم به ذهنيت اين شخصيت صورت ميگيرد. در بخشي از اين رمان ميخوانيد: «عادت عجيب نادر اما، که به نوعي تا بزرگسالي هم ادامه داشت، خيلي ساده، اين بود که با ديدن هر چيز زيبايي گريهاش ميگرفت. براساس گزارشهاي مکرر همکلاسيها، او بارها با ديدن گل زيبايي در باغچهي کوچک مدرسه اشکهايش جاري شده بود. نيز، بنا بر خبري که دست کم دو منبع مستقل آن را تأييد کردهاند، وقتي نادر فارابي در هفت سالگي براي نخستين بار چشمش به طوطي سرايدار مدرسه افتاده بود، زيبايي پرنده چنان او را تحت تأثير قرار داد که تا چند دقيقه از شدت گريه نميتوانست حرف بزند. مشهور است در عروسي مهناز، دختر همسايه، وقتي مادرش از او پرسيده بود چرا چشمهايش خيس است، نادر با بغض گفته بود: "عروس خيلي قشنگه."»
رمان رساله دربارهي نادر فارابي در نشر چشمه منتشر شده است.
درباره نويسنده: مصطفي مستور (- 1343)، داستاننويس، مترجم، پژوهشگر و نمايشنامهنويس ايراني.
رتبه گودريدز: 3/40 از 5.