نوشتن گفت و گو در ادبیات داستانی
ویلیام نوبل
عباس اکبری
نیلوفر
دسته بندی: آموزش-نویسندگی
| کد آیتم: |
1523297 |
| بارکد: |
9786227720280 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
2 |
| تعداد صفحات: |
400 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «نوشتن گفتوگو در ادبيات داستاني» نوشتهي ويليام نوبل
در کتاب «نوشتن گفتوگو در ادبيات داستاني» ويليام نوبل به شما نشان ميدهد که چگونه ديالوگهايي بنويسيد که از نظر فني و روايي درست باشد و به پيشبرد روند قصه کمک کند. ويليام نوبل با استفادهي آزادانه از حکايتهاي داستاني و غيرداستاني شش کليد اصلي گفتوگو را تشريح ميکند که درک و استفاده از هر يک براي نويسندهي داستاني يا غيرداستاني ضروري بهنظر ميرسد. نويسندهي کتاب به شما ميآموزد که چگونه از ديالوگ براي مواردي مثل ايجاد تنش، توسعهي شخصيتهاي خود، ايجاد محيط، حرکت بخشيدن طرح، ايجاد فلاشبک و انتقال و... استفاده کنيد. نوبل همچنين به مخاطب ياد ميدهد چه زماني از روايت بهجاي ديالوگ استفاده کند. نحوهي نوشتن گويش و نحوهي برخورد با مونولوگ داخلي (افکار شخصيت شما) در کتاب «نوشتن گفتوگو در ادبيات داستاني» آموزش داده ميشود. ويليام نوبل درواقع به شما ميآموزد چگونه از گفتوگو بهعنوان برگ برنده در اثر خود استفاده کنيد.
جيگتسبي در توصيف ديزي بوچنن در داستان «گتسبي بزرگ» اثر اف. اسکات فيتز جرالد ميگويد: «صداش پُر از پوله!» آيا اين جمله، تصويري در ذهن ما ميسازد؟ حرف زدن ديزي، چيزها به ما ميگويد. او ديگر شخصيتي گذرا نيست. وجه تمايزي دارد که به ياد ميماند. حرف زدنش به ما ميگويد که ثروتمند است و ثروتمند بودن خودش را پنهان نميکند. و اگر ثروتمند است، خصوصيات ديگرش يعني اعتمادبهنفس، خوشسليقگي و سربههوا بودنش رو ميشود. (صداش پُر از پوله!).
گفتوگو بخش مهمي براي پرداخت و تجسم شخصيت است. توضيح روايي، شخصيت را توصيف ميکند و گفتوگو به شخصيت داستاني ما جان ميدهد. به او بُعد و جوهر و هويت و فرديت ميبخشد. رابين کار، سالها پيش نوشت: صداي همهي ما با هم فرق دارد. هر کدام از ما اصطلاحات و کلمات خاصي داريم. حسن تعبير، لهجه، سبک حرف زدن و آهنگ صوتي گوناگون داريم. چه گفتن، چگونه گفتن و چه وقت گفتن هر کدام از ما با هم تفاوت دارد و همين امر در نوشتن گفتوگو باعث شخصيتپردازي درست کاراکترها ميشود که آنها را از هم متمايز ميکند.
موقعيتهاي کاربرد گفتوگو در آثار ادبي و غيرادبي مثل تخيل آدم نامحدود است. اما در موقعيتهاي خاصي بارزتر است، يعني در بعضي از مواقع بيشتر استفاده ميشود و تاثير بيشتري در خط داستاني دارد. بهکارگيري درست گفتوگو يا بهکارگيري غلط آن در مؤثر واقع شدن داستان، نقش تعيينکننده و مهمي دارد. اگر خوب از آن استفاده نشود، نتيجهي رضايتبخشي نخواهيم گرفت.
به گفتوگوهايي بينديشيد که در موقعيتهاي مختلفي رخ ميدهد. گفتوگو بخشي از ساختار است که مهمتر از شخصيت يا طرح نيست، اما کم اهميتتر از آن هم نيست. ما قصد داريم از گفتوگو درست استفاده کنيم و اين را هم ميدانيم که بايد در خدمت هدفي خاص باشد. بايد کاري بکند! بايد اداي وظيفه بکند.
سؤال اصلي اين است: چگونه اين کار را بکنيم؟ جواب اين سؤال به درک موقعيت مربوط است. همان موقعيتي که گفتوگو در آن جاري ميشود. منظورم موقعيتهاي حقيقي داستان، مثلاً مکان تعقيب و گريز با اتومبيل يا شکنجهگاه نيست؛ بلکه هدفي را مدنظر دارم که گفتوگوي ما بايد به آن برسد و وظيفهاي که بايد ادا کند. گاهي با صحنهاي مواجه ميشويم و تصميم ميگيريم که گفتوگو در آن صحنه انجام شود. بعد با اين سؤال مواجه ميشويم که: کدام موقعيت از گفتوگو را ميخواهيم نشان بدهيم؟ و بهخصوص بر گفتوگوهايي تکيه ميکنيم که جوهريتر و عاديتر است. نام اينها را شاهکليدهاي گفتوگو گذاشتهام، چون قدرت باز کردن قفلهاي رمزي خلاق دروني ما را دارند. ما را به قدرتي مجهز ميکنند که بر بسياري از موقعيتهاي مبتني بر گفتوگو استاد شويم.
مروري بر کتاب «نوشتن گفتوگو در ادبيات داستاني»
کتاب «نوشتن گفتوگو در ادبيات داستاني» بعد از پيشگفتار و مقدمهي عباس اکبري، مترجم کتاب، به چهار بخش تقسيم ميشود:
بخش اول) شاهکليدهاي نوشتنِ گفتوگو عبارت از: خلق تنش/ گفتوگو و شخصيتپردازي/ گفتوگو و صحنهپردازي/ گفتوگو و داستانپردازي/ تفاوت داستان و واقعيت/ وجوه مختلف گفتوگو.
بخش دوم) جزئيات گفتوگو عبارت از: نشان بده، نگو/ گفت!... گفت؟/ شخصيت و حرکت/ لهجه در گفتوگو/ انتقال صحنه به صحنه و بازگشت به گذشته/ خودگويي (جريان سيال ذهن، خودگوييِ دروني)/ داستان کوتاه يا رمان؟/ گفتوگو در گفتوگو/ سؤال و جواب/ زبان تخصصي و زبان روزمره/ خندهي مخاطب/ زمينهچيني با پيشگويي/ افتتاحيه و اختتاميه/ ضرباهنگ گفتوگو.
بخش سوم) استفادهي نادرست و بيش از حد از گفتوگو عبارت از: آيا از من شکايت خواهد شد؟
بخش چهارم) پيوستها عبارت از: يادداشتها/ کتابشناسي/ نمايه.
ويليام نوبل در کتاب «نوشتن گفتوگو در ادبيات داستاني» دربارهي تکنيکهاي ديالوگنويسي به نويسندگان توصيه ميکند:
يک) گفتوگوها را کوتاه کنيد. در زندگي واقعي هيچکس ده دقيقه حرف نميزند.
دو) کاري کنيد که يکي از گويندهها حتماً وسط حرف ديگري بپرد.
سه) به جاي پاسخ به يک سؤال، شخصيت مورد سؤال را واداريد سؤال ديگري بپرسد.
چهار) به جاي اينکه شخصيت جواب سوالي را بدهد يا توضيح بدهد دربارهي اينکه چه اتقافي افتاده است، او را واداريد چراييِ آن را توضيح دهد.
پنج) شخصيت را واداريد که با استفاده از کلماتي مغاير با کلمات سؤالکننده، سؤال را جواب دهد.
سيمپسون کوري ميگويد: «گفتوگو بايد داستان را پيش ببرد.» و اعتقاد دارد اگر گفتوگو از پس چنين کاري برنيايد، همهچيز از جمله خط داستاني، منطق روايي، شخصيتپردازي و حس و حال جاري داستان متوقف ميشود.
بنابراين از يک چيز مطمئن باشيد: گفتوگونويسي يکي از مشکلترين مهارتهايي است که نويسنده در آن استاد ميشود. مفهوم واقعيتي که بايد القا شود به اين سبب بد فهميده ميشود که ما با مهارتي سخت سروکار داريم. غالباً همان که واقعاً هست (واقعيت عيني) کافي نيست، درست به همان صورت که آنچه به عنوان حقيقت (واقعيت ذهني) در ذهن ماست، با واقعيت عيني مطابقت ندارد. گفتوگو نه تنها بايد واقعي باشد، بلکه بايد از لحاظ دراماتيک نيز واقعي از آب دربيايد. نويسنده بايد با چاشني درام مفهوم واقعيت عيني را القا کند.
دربارهي ويليام نوبل، نويسندهي کتاب «نوشتن گفتوگو در ادبيات داستاني»
ويليام نوبل، نويسنده و منتقد اهل نيوجرسي است. مقالات وي در مجلههايي مانند Writers Digest و Self منتشر شده است. کتاب «تعليق و کنش داستاني» از ديگر آثار منتشر شدهي او به فارسي است.
دربارهي ترجمهي فارسي کتاب «نوشتن گفتوگو در ادبيات داستاني»
عباس اکبري (زادهي 1337 در شيراز)، مترجم، فيلمنامهنويس و تهيهکنندهي ايراني است. او فارغالتحصيل رشتهي مهندسي کامپيوتر از دانشگاه شيراز بوده و علاوه بر تدريس در دانشگاه، در زمينهي ترجمه و نگارش فيلمنامه نيز فعاليت دارد.
برخي از کتابهايي که با ترجمهي عباس اکبري منتشر شدهاند عبارتند از: «راهنماي فيلمنامهنويسي» (سيد فيلد)، «فيلمنامهنويسي براي سينما و تلويزيون» (آلن آرمر)، «روند فيلمنامهنويسي» (رابرت برمن)، «نگارش فيلمنامهي کوتاه» (ويليام اچ فيليس)، «نگارش فيلمنامهي اقتباسي» (ليندا سينگر)، «سکوت برهها» (تد تالي)، «مرد سوم» (گراهام گرين)، «يادداشت کوئيلر» (هارولد پنتر)، «در بارانداز» (باد شولبرگ)، «دجه کا» (رابرت اي شروود، جان هريسون) «درسهاي کارگرداني ايزنشتاين» (ولاديمير نيژني)، «شمال از شمال غربي» (ارنست گمن) و...