هراکلس
اوریپید
غلامرضا شهبازی
بیدگل
دسته بندی: نمایشنامه-و-فیلم-نامه
| کد آیتم: |
1524774 |
| بارکد: |
9786223138102 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
2 |
| تعداد صفحات: |
94 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «هراکلس» اثر اوريپيد
يک تراژدي يوناني از يکي از سرآمدان تراژدينويسي در يونان باستان. کتاب «هراکلس» نمايشنامهاي است از اوريپيد که مثل ديگر آثار اين تراژدينويس قهار و تراژديهاي ديگر تراژدينويسهاي طراز اول يونان باستان، داستان خود را از قصهاي پيش از خود گرفته و آن قصه را به مقتضاي حالِ اثر، تغيير داده و دستکاري کرده و روايتي خلاقانه از آن به دست داده است.
اوريپيد کتاب «هراکلس» را با وامگيري از قصهاي اساطيري نوشته است. منبع تراژدينويسان يونان باستان، عمدتاً اسطورههاي يوناني بوده و کتاب «هراکلس» نيز از اين قاعده مستثنا نيست.
اگر دنبال نمونههايي خلاقانه از استفاده از اساطير و خلق قصهاي نو براساس آنها ميگرديد، کتاب «هراکلس» کتابي مناسب براي شماست. کتاب «هراکلس» اگرچه نمايشنامهاي متعلق به اعصار دور است اما بداعتها و نوآوريها و نيز قص? تلخ و تراژيک آن براي مخاطب امروزي هم حرفها براي گفتن دارد.
تراژدي «هراکلس» اولين بار در حدود سال 416 پيش از ميلاد روي صحنه رفته است.
مروري بر کتاب «هراکلس»
اوريپيد کتاب «هراکلس» را براساس ماجراي شخصيتي اساطيري به نام هراکلس نوشته است. هراکلس در اساطير يونان فرزند زئوس، خداي آسمان و پادشاه خدايان، است. مادر هراکلس اما زني ميرا به نام آلکِمِنه است و از همين رو هرا، همسر زئوس، کمر به آزار و اذيت هراکلس ميبندد.
بخشي از اسطور? هراکلس، که بخشي عمده از اين اسطوره است، مربوط به دوازده کار مردافکن است که هراکلس بايد انجام بدهد.
اوريپيد در کتاب «هراکلس» فاجع? بزرگي را روايت ميکند که بر سر هراکلس ميآيد. ماجرا از اين قرار است که همان وقت که هراکلس در جهان زيرين مشغول انجام آخرين کار از کارهاي مردافکني است که بايد انجامشان دهد، ليکوس، که با کودتا سلطنت را در تباي غصب کرده، پدر و همسر و فرزندان هراکلس را به مرگ محکوم ميکند. هراکلس البته بهموقع براي نجات خانوادهاش از راه ميرسد اما اين پايان ماجرا نيست بلکه آغاز فاجعه و دردهايي بزرگ و تمامنشدني براي اوست.
چنانکه مايکل هَلِرِن در متني که ترجم? آن، با عنوان «اسطوره در نمايشنام? هراکلس»، در پايان ترجم? فارسي کتاب «هراکلس» آمده است توضيح ميدهد، اوريپيد در کتاب «هراکلس» خلاقانه با اسطور? هراکلس مواجه شده و با اين مواجه? خلاقانه، معنايي تازه و بديع به اين اسطوره بخشيده است.
در بخشي از کتاب «هراکلس» ميخوانيد:
«همسرايان: من آمدهام!
من بدين کاخ آمدهام که سقفي افراشته دارد...
همسرايان: و عصا به دست، به بسترهاي کهنش آمدهام...
همسرايان: يکي خنياگر!
خنياگر نغمههاي غمناک...
همسرايان: همچون يکي مرغک پير با پرهايي به رنگ خاکستر!
همسرايان: من هيچچيز نيستم جز يکي بانگ آدميزاد!
همسرايان: هيچچيز جز يکي روح، روحي تيره در ظلمت رؤياهاي تاريک!
همسرايان: رؤياهاي پير، سخنان پير، پاهاي پير اما با اين حال بيقرار که ياري کنند!
همسرايان: آه! بينوا، پسران بينوا!
پسران بيپدر!
همسرايان: و تو، بينوا، بينوا، پيرمرد!
همسرايان: و تو، بينوا، بينوا مادر که در غم شويش که در تالارهاي هادس است ميگريي!
همسرايان: مگذار پاها و رانهايت خسته شوند همچون اسبي که زير بار کمر خم کرده و از تپههاي ناهموار بالا ميرود...
همسرايان: و ميکوشد يکي گاري سنگين را بکشد.
همسرايان: اگر هريک از شما گمان ميکند که پاهايش ميلرزد، دست يا بالاپوش مردي را که کنار اوست بگيرد!
همسرايان: بگذار پيري، گرچه پير است، پيري را ياري کند!
همسرايان: زماني شما جوان بوديد و زوبين به دست ميگرفتيد و بازو در بازوي هم غمخوار يکدگر بوديد!
همسرايان: در کنار هم جنگيديد و پيروز گشتيد، براي سرزمين شکوهمندتان.
همسرايان: بنگر، بنگر! چشمانش را!
همسرايان: همان چشمان شرربار که چون چشمان پدرش است!
همسرايان: پسران بينوا! ميتواني تيرهروزيِ پدرشان را در آنان ببيني!
همسرايان: عظمت او هم در تن ايشان هست.
همسرايان: آه، يونان من!
اگر اين پسران از دست بروند تو چه همپيماناني را از کف خواهي داد!»
دربار? اوريپيد، نويسند? کتاب «هراکلس»
اوريپيد، متولد يکي از سالهاي ده? 480 پيش از ميلاد در بخش شرقي آتن، نمايشنامهنويس بزرگ کلاسيک يوناني بود. او، در کنار سوفوکل و آيسخولوس، يکي از سه تراژدينويس عصر طلايي نمايشنامهنويسي يونان است. از اوريپيد بهعنوان نمايشنامهنويسي نوآور و سنتشکن و نامتعارف ياد ميشود. نمايشنامههاي «الکترا»، «زنان تروا»، «مدهآ» و «اورستس» از جمله آثار اوريپيد هستند.
دربار? ترجم? فارسي کتاب «هراکلس»
کتاب «هراکلس»، همراه با نوشت? مايکل هَلِرِن دربار? اين نمايشنامه، با ترجم? غلامرضا شهبازي در نشر بيدگل منتشر شده است.
غلامرضا شهبازي، متولد 1352 در نهاوند، بازيگر تئاتر و تلويزيون و مترجم ايراني است. شهبازي داراي ليسانس ادبيات نمايشي، فوق ليسانس سينما و دکتراي تاريخ هنر از دانشگاه هنر تهران است. او، علاوه بر بازيگري در تئاتر و تلويزيون و ترجمه، تدريس در دانشگاه هنر و دانشگاه سوره و نيز بازيگري در سينما را نيز در کارنام? کاري خود دارد.
شهبازي رتب? اول بازيگري مرد براي نمايش «مراسمي براي يک دوست» را در سومين دور? نمايشنامهخواني مولوي و رتب? اول کارگرداني براي نمايش «صداي انسان» در چهارمين دور? نمايشنامهخواني مولوي را به دست آورده است.
از ترجمههاي غلامرضا شهبازي ميتوان به کتابهاي «تکگوييهاي کلاسيک براي زنان»، «الکترا»، «مدهآ»، «تکگوييهاي کلاسيک براي مردان» و «سيکلوپس» اشاره کرد.