آغاز بهار
The Beginning of Spring
پنلوپه فیتزجرالد
آناهیتا مجاوری
نشر نی
دسته بندی: ادبیات-انگلیس
| کد آیتم: |
1525371 |
| بارکد: |
9786220605171 |
| سال انتشار: |
1402 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
226 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «آغاز بهار» نوشت? پنلوپه فيتزجرالد
رماني درباب عشق، پشيماني، فراق، تاريخ، معنويت و سياست. کتاب «آغاز بهار»، با عنوان اصلي The Beginning of Spring، رماني است که وقايع آن در سالهاي منتهي به انقلاب روسيه و در مسکو اتفاق ميافتد.
پنلوپه فيتزجرالد در کتاب «آغاز بهار» ماجراي يک خانواده تنشهاي آن را با زندگي روزمره در مسکوي سالهاي نزديک به انقلاب اکتبر روسيه پيوند ميزند و اينگونه يک درام خانوادگي را به تاريخ و سياست متصل ميکند و تصويري جزئينگرانه از زندگي روزمره در مسکوي اوايل قرن بيستم ارائه ميدهد.
کتاب «آغاز بهار» رماني پر از نکتهسنجي در تصوير کردن شخصيت پُرتضاد آدمها و همچنين رماني با روايت و قصهپردازياي جذاب و آميخته به طنزي ملايم و ظريف و نقادانه است که ردّ و نشاني هم از طنازي و نکتهسنجي جين آستين دارد. اين رمان همچنين رماني است که فضاسازي در آن ماهرانه صورت گرفته است. کتاب «آغاز بهار» با آثار تورگنيف مقايسه شده است. متن اصلي اين رمان اولين بار در سال 1988 منتشر شده است.
براساس کتاب «آغاز بهار»، اقتباسي راديويي هم ساخته و از راديو بيبيسي پخش شده است.
مروري بر کتاب «آغاز بهار»
ماجراهاي کتاب «آغاز بهار» در سال 1913 در مسکو اتفاق ميافتد. داستان اين رمان دربار? يک چاپخانهدار انگليسي روسيالاصلِ تحصيلکرد? زاده و ساکنِ مسکو، به نام فرانک ريد، است که همسر انگليسياش، نلي، ناگهان او و سه فرزندش، دالي و بِن و آنوشکا، را بي هيچ توضيحي رها کرده و به انگلستان برگشته است. حال، فردريک بايد فوراً کسي را براي مراقبت از فرزندان خود بيابد. او در اين مسير با اشخاص مختلفي آشنا ميشود و هيچکدام را مناسب نگهداري از فرزندانش نمييابد تا اينکه به دختري به نام ليزا، که پدرش يک نجار روستايي است، معرفي ميشود و اين دختر را براي پرستاري از بچههايش مناسب ميبيند و استخدامش ميکند. فرزندان فردريک خيلي زود به ليزا وابسته ميشوند اما در ادام? کتاب «آغاز بهار» ميبينيم که همهچيز آنگونه که ابتدا تصور ميشده نبوده و نيست و چيزهاي تازهاي دربار? شخصيتهاي دور و برِ فرانک رو ميشود که به زندگي خانوادگي او بهنحوي ربط پيدا ميکند.
در کتاب «آغاز بهار» بحران زندگي شخصي و خانوادگي فرانک، بهنحوي با بحران روسيه و تحولاتي که در سالهاي نزديک به انقلاب 1917 در اين کشور در جريان است گره ميخورد، اگرچه سياست در پسزمين? رمان و در پسزمين? ماجراهاي فرانک حضور دارد.
پنلوپه فيتزجرالد در کتاب «آغاز بهار» با نگاهي نقادانه، ريزبين و آميخته به طنزي ظريف، به ترسيم پيدا و پنهان جامعه و آدمهايي ميپردازد که ظاهر و باطنشان باهم فرق ميکند و بهواسط? شرايط بحراني و تحت تأثير عوامل گوناگون، چيزهايي از خود رو ميکنند که در ابتدا از آنها انتظار نميرفته است.
کتاب «آغاز بهار» کندوکاوي زيرکانه و هوشمندانه در درون پرتضاد آدمها و مناسبات فردي و اجتماعي در زمين? روسي? اوايل قرن بيستم است. پنلوپه فيتزجرالد در اين رمان با مهارت از عهد? بازسازي روسيهاي که متعلق به سالها پيش از زمان نگارش و انتشار کتاب «آغاز بهار» است برآمده و اين يکي از نقاط قوت رمان اوست.
در کتاب «آغاز بهار» بوروکراسي فاسد در مسکو، در دوراني که وقايع رمان در آن اتفاق ميافتد، نيز با نگاهي نقادانه به تصوير کشيده شده است. فيتزجرالد همچنين در اين رمان، مفاهيمي معنوي را مطرح ميکند و پاي مردي را هم به رمان باز ميکند که از مريدان تالستوي است؛ مردي که باعث آشنايي ليزا با فرانک ميشود و همچنين در طول رمان معلوم ميشود در ماجراي اصليتري هم که ديگر وقايع کتاب «آغاز بهار» را رقم ميزند نقشي کليدي ايفا کرده است.
در کتاب «آغاز بهار»، چنانکه در مقدم? آناهيتا مجاوري بر ترجم? فارسي اين رمان توضيح داده شده، «بيشتر مناظري که فيتزجرالد از مسکو توصيف ميکند سرد و خاکسترياند و بيانگر وضعيت سياسي و اجتماعي آن دوران روسيه؛ اما در عينحال نوعي جذابيت با نشانههايي از شکوه دوران گذشته در اين مناظر ديده ميشود.»
در بخشي از کتاب «آغاز بهار» ميخوانيد: «امان از اين تصميمهاي ناگهاني نلي! البته فرانک فقط يکي از آنها را به ياد داشت: در اتاق خوابش در خيابان لانگفلو، آن بعدازظهر گرم و سوزان که فرانک پرده را کنار زده بود و نسيم ملايمي که ميوزيد منگول? انتهاي ريسمان پرده را به پنجره ميزد. بعد نلي برايش از احساسش گفته بود. آيا در اين دو سالي که از تولد آنوشکا ميگذشت رفتار نلي مرموز و عجيبوغريب شده بود؟
اولش فکر ميکرد لابد نلي در راه بازگشت است. به تمام ايستگاههاي قطاري که بين ماژايسک و برلين بودند تلگراف زده بود. بعد از آن هر شش ساعت به چارلي تلگراف ميزد. چارلي بعد از سه روز جواب داد: "نلي اينجا نيست اما خيالت راحت، سالم و سرحال است."
البته چارلي پيشنهادي داده بود که چندان بد به نظر نميرسيد، گفته بود: شخصاً به مسکو خواهد آمد. در اين اوضاع ناگوار که غم هجران نلي بر زندگيشان سايه انداخته بود – و اين جدايي بهسرعت به جزئي تکراري و ملالانگيز از زندگيشان تبديل شده بود – حالا که شرايط بايد تغيير ميکرد، يا کرده بود، حتي آمدن چارلي هم ميتوانست نقط? اتکايي باشد. چارلي دقيقاً همان کسي نبود که فرانک انتظار آمدنش را داشت اما آمدنش به اين معني بود که فرانک بايد تدارکاتي ميديد و دستوراتي ميداد و هر دوي اينها راههايي براي بازگشت به روال عادي زندگي بودند.
نلي بدون آنها چطور ميتوانست سالم و سرحال باشد؟ بدون هر چهار نفرشان؟ هر روز صبح برايش نامه مينوشت و با پست صبحگاهي ميفرستاد.»
کتاب «آغاز بهار» با ترجمه و مقدم? آناهيتا مجاوري در نشر ني منتشر شده است.
دربار? پنلوپه فيتزجرالد، نويسند? کتاب «آغاز بهار»
پنلوپه مري فيتزجرالد (Penelope Mary Fitzgerald)، متولد 1916 و درگذشته به سال 2000، نويسند? انگليسي بود. پنلوپه فيتزجرالد يکي از نويسندگان شاخص انگليسي قرن بيستم بود؛ نويسندهاي که جوايز مختلفي را براي آثارش گرفت که مهمترين آنها جايز? معتبر و معروف بوکر، بهخاطر رمان «دور از ساحل»، است. نام او همچنين در سال 2008 در فهرست پنجاه نويسند? برتر بريتانيايي نشري? «تايمز»، از سال 1945، درج شد. همچنين نشري? «آبزرور» در سال 2012 آخرين رمان فيتزجرالد، با عنوان «گل آبي»، را در فهرست ده رمان برتر تاريخي قرار داد.
از ديگر آثار داستاني پنلوپه فيتزجرالد ميتوان به رمانهاي «کتابفروشي» و «معصوميت» اشاره کرد. از او بهعنوان نزديکترين وارث جين آستين، از نظر دقت و ابتکار و خلاقيت، نام برده شده است.
از فيتزجرالد، بهجز آثار داستاني، سه کتاب زندگينامه و مجموعهاي شامل جُستار و نقد نيز منتشر شده است.