تصاحب تاریکی
Conquest of darkness
بختیار علی
مریوان حلبچه ای
ثالث
دسته بندی: ادبیات-آسیا
| کد آیتم: |
1525905 |
| بارکد: |
9786004058346 |
| سال انتشار: |
1402 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
770 |
| نوع جلد: |
گالینگور |
| قطع: |
رقعی |
رمان «تصاحب تاريکي» اثر بختيار علي
رماني دربار? هويت، زبان، مليت، فراموشي، مسائل اقليتهاي قومي در ترکي? ده? 70 ميلادي و مسائل انسانهاي خاورميانهاي. رمان «تصاحب تاريکي»، با عنوان اصلي «داگيرکردني تاريکي»، رماني در ژانر رئاليسم جادويي است که در آن به مسئل? کُردهاي ترکيه و سرکوب آنها در ده? 70 ميلادي، توسط حزب نئوفاشيستِ راست و مليگراي افراطيِ «حرکت ملي»، و بهطور کليتر به مسئل? اقليت بودن در هرکجاي جهان و معنا و مفهوم اقليت بودن پرداخته شده است.
بختيار علي، که استاد آميختن واقعيتهاي سياسي و اجتماعي با فانتزي و اسطوره و افسانه است، در کتاب «تصاحب تاريکي» نيز اين مهارت خود را به کار گرفته تا از خلال يک قص? جذاب و خواندني در ژانر رئاليسم جادويي، پرسشهايي سياسي، اجتماعي و فلسفي را دربار? هويت و زبان و فراموشي و مفهوم اقليتبودگي پيش بکشد و نيز تصويري از مصائب انسانهاي خاورميانهاي، از جمله مصائب اقليتهاي خاورميانه، به دست دهد.
متن اصلي رمان «تصاحب تاريکي» اولين بار در سال 2020 منتشر شده است.
مروري بر رمان «تصاحب تاريکي»
اگر گرگور سامسا، شخصيت اصلي قص? «مسخ» فرانتس کافکا، يک روز صبح از خواب بيدار شد و ديد به حشره تبديل شده، عصمت اکتاي، شخصيت اصلي رمان «تصاحب تاريکي» بختيار علي، که يک مردِ سياسيِ راستگراي افراطي اهل ترکيه و عضو حزب «حرکت ملي» است، يک روز صبح، در دوازدهم ژوئي? 1977، از خواب بيدار ميشود و ميبيند زبان تُرکي را فراموش کرده و به زباني غريب حرف ميزند که کسي از آن سردرنميآورد و او هم نميتواند سر از آنچه ديگران به زبان تُرکي ميگويند درآورَد. عصمت اکتاي درحالي به اين بليه دچار ميشود که همه او را بهعنوان سخنوري توانا ميشناسند و سخنوري يکي از ويژگيهاي اوست.
آيا عصمت اکتايِ رمان «تصاحب تاريکي» بختيار علي هم، مانند گرگور سامساي داستان «مسخ» کافکا، مسخ شده است؟ جريان چيست؟ همسر عصمت اکتاي، وقتي او را چنين ناتوان از حرف زدن و فهميدن حرف ديگران ميبيند، ميبرَدش بيمارستان که ببيند چه بلايي سرِ شوهرش آمده است. معاينات پزشکي اما هيچ عارضه و بيمارياي را در عصمت اُکتاي تشخيص نميدهند. او بهظاهر سالم است و هيچ مشکلي ندارد. عصمت اکتاي اما خودش تحولي را در درونش احساس ميکند. او حس ميکند با فراموش کردن زبان ترکي، زباني ديگر در درونش سربرآورده است.
در ادام? رمان «تصاحب تاريکي» ميبينيم که ماجراي عصمت اکتاي و فراموشياش به ماجراي سرکوب و شکنجه و کشتار فجيع کردها در ده? 70 ميلادي، توسط شبهنظاميان حزب «حرکت ملي» ترکيه، پيوند ميخورد و پاي شخصيتها و وقايعي ديگر نيز به رمان باز ميشود.
بختيار علي در رمان «تصاحب تاريکي»، ضمن طرح قصهاي ماهرانه درباب زبان و هويت و مسئل? کردها و اقليتها و ارائ? تصويري تکاندهنده از سرکوب و شکنجه و کشتار اقليتهاي کُرد در ترکي? ده? 70 ميلادي، به تأمل درباب اين موضوع ميپردازد که هرکس گويا اقليتي را در تاريکجاهاي وجود خود دارد؛ اقليتي که توسط خود فرد، سرکوب و به تاريکيهاي درونش رانده و به فراموشي سپرده شده است؛ اقليتي که گرچه در تاريکي وجودِ شخص، محبوس شده، اما همچنان سرکش و عصيانگر، به کمين نشسته تا در بزنگاهي مناسب از تاريکي بهدر آيد. رمان «تصاحب تاريکي» حکايت مواجهه با همين اقليتِ درون است.
در بخشي از رمان «تصاحب تاريکي» ميخوانيد: «وقتي توي تاکسي نشسته بود، ناگهان احساس کرد براي خيابان، خانه، راننده، پنجره، درخت، باد، آسمان و... براي آن چيزهايي که ميخواهد به زبان بياورد، چند کلمه پيدا کرده که قبلاً آنها را نشنيده است. تعدادي کلمه ميداند که قبلاً نميدانسته و نشنيده است. در تاکسي به عابران، ابرهاي سپيد، مغازهها، کالسکهها و ژاندارمها نگاه ميکرد که احساس کرد زبان ديگري کمکم درونش شکل ميگيرد و به طرزي عجيب در ذهن و تخيلش ميبالد. اما به جاي اينکه آرام شود، بيشتر ترسيد.»
دربار? بختيار علي، نويسند? رمان «تصاحب تاريکي»
بختيار علي، متولد 1960، داستاننويس، مقالهنويس، روشنفکر، منتقد ادبي و شاعر اهل کردستان عراق و ساکن آلمان است.
رئاليسم جادويي ويژگي اصلي آثار داستاني بختيار علي است. او در داستانهايش واقعيتهاي اجتماعي و سياسي را با افسانه و اسطوره و فانتزي ميآميزد و اينگونه از دريچ? تخيل به تاريخ و جامعه و رويدادهاي سياسي، خصوصاً رويدادهاي خاورميانه و مسائل اقليتهاي خاورميانهاي، ميپردازد.
از بختيار علي، بهجز آثار داستاني، چند مجموعه شعر و نيز مقالات مختلفي دربار? موضوعات گوناگون منتشر شده است.
از آثار داستاني بختيار علي ميتوان به رمانهاي «آخرين انار دنيا»، «جمشيدخان عمويم، که باد هميشه او را با خود ميبرد»، «غروب پروانه»، «غزلنويس و باغهاي خيال»، «قصر پرندگان غمگين»، «درياس و جسدها» و «مرگِ تکفرزندِ دوم» اشاره کرد.
دربار? ترجم? فارسي رمان «تصاحب تاريکي»
رمان «تصاحب تاريکي» با ترجم? مريوان حلبچهاي در نشر ثالث منتشر شده است.
مريوان حلبچهاي، متولد 1358 در حلبچه، مترجم اهل کردستان عراق است. او در کودکي، بعد از بمباران شيميايي حلبچه و دچار شدن به عارض? شيميايي، همراه خانوادهاش به ايران آمد و مدتي در ايران زندگي کرد.
حلبچهاي دانشآموخت? علوم ارتباطات با گرايش روزنامهنگاري از دانشگاه سليمانيه است. او آثار ادبي زيادي را از کُردي به فارسي و نيز از فارسي به کُردي ترجمه کرده است. از ترجمههاي کُردي به فارسي او ميتوان به کتابهاي «آخرين انار دنيا»، «جمشيدخان عمويم، که باد هميشه او را با خود ميبرد»، «عاشقانههاي جنگ و صلح»، «حاشيهنشينهاي اروپا»، «خان? گربهها»، «خداحافظ دلدادگي» و «حصار و سگهاي پدرم» و از ترجمههاي فارسي به کُردي او ميتوان به «چهار صندوق»، «من فقط سفيدي اسب را گريستم» و «باغبان جهنم» اشاره کرد.