کیت مرگ
Death Kit
سوزان سانتاگ
شیوا مقانلو
نیماژ
دسته بندی: ادبیات-آمریکا
| کد آیتم: |
1992176 |
| بارکد: |
9786003678880 |
| سال انتشار: |
1402 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
422 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
رمان «کيت مرگ» اثر سوزان سانتاگ
يک رمان کافکايي – فلسفي دربار? وحشت و تباهياي که در دل روزمرهگي نهفته است. رمان «کيت مرگ»، با عنوان اصلي Death Kit، دومين رمان سوزان سانتاگ، نظريهپرداز و فيلسوف و داستاننويس مطرح و مشهور امريکايي، است.
سوزان سانتاگ در رمان «کيت مرگ» روي ترسناک واقعيت روزمره و زندگي بدون ماجراي آدمهاي متوسطي را عيان ميکند که زندگيشان، بهظاهر، در آرامش محض ميگذرد اما زير اين آرامش، تلي از ويراني و زوال و فساد نهفته است، گويي که خانه بر ويرانهاي ساخته باشند و اين ويرانه بهتدريج خانه را دربرگيرد و آرامش و نظم آن را برآشوبد.
سوزان سانتاگ در رمان «کيت مرگ»، ماهرانه و هنرمندانه، وهم و رؤيا و کابوس را به دل واقعيت ميکشاند تا واقعيت را از منظري غيرکليشهاي به تماشا بگذارد. رمان «کيت مرگ» همچنين تأملي نقادانه دربار? انسان مدرن و سبک زندگي روزان? اين انسان است.
نشري? «ساتردي ريويو» در وصف رمان «کيت مرگ» مينويسد: «کيت مرگ يک رمان رؤياوار قدرتمند و يک دستاورد قابل توجه است. سانتاگ کتاب خارقالعادهاي نوشته؛ کابوسي کافکائي در يک زندگي معمولي، که نشانگر استعداد روزافزون و بدبيني عميق اوست.»
رمان «کيت مرگ» همچنين، چنانکه در مقدم? شيوا مقانلو بر ترجم? فارسي اين رمان اشاره شده، رمان محبوب لوئيس بونوئل، فيلمساز بزرگ و مشهور سوررئاليست اسپانيايي، بوده و بونوئل ابراز علاقه کرده بوده که براساس اين رمان فيلم بسازد.
متن اصلي رمان «کيت مرگ» اولين بار در سال 1967 منتشر شده است.
مروري بر رمان «کيت مرگ»
ديدي، شخصيت اصلي رمان «کيت مرگ»، نه مثل گرگور سامساي قص? «مسخ» کافکا يک روز صبح ناگهان به حشره تبديل شده و نه مثل يوزف کا در رمان «محاکمه» او ناگهان بيدليل بازداشت شده است. ديدي به موقعيتي کافکايي گرفتار شده اما اين موقعيت کافکايي نه براثر يک اتفاق واضحاً عينيِ غيرمعمول، بلکه براثر وقوف به چيزهايي پديد آمده که ديدي گويي يکباره آنها را در پس پشت امور عادي و پيشپاافتاد? زندگي خود ديده و ملتفتشان شده است و همين زندگي را برايش کابوس کرده است.
زوال و ملال و کسالت و ويراني و فسادِ روزمرهگي در رمان «کيت مرگ» نه بهمثاب? اموري ذهني و صرفاً دروني، بلکه گويي بهشکلي فيزيکي و مرئي بر شخصيت اصلي اين رمان آشکار ميشوند.
رمان «کيت مرگ» داستان آدميست که زندگياي آرام و بيدغدغه دارد اما يکباره ميبيند که سِيرِ زندگياش برايش تحملناپذير و مشقتبار است. سانتاگ در رمان «کيت مرگ» استادانه موقعيت انساني را ترسيم ميکند که در زندگياش همهچيز درست و بينقص و سرِ جاي خود مينمايد، اما اين انسان وقتي بر ذرهذر? اجزاي زندگي بينقص خود مينگرد، چهر? هولناک و کابوسوار اين زندگي پيش چشمش نمايان ميشود.
سوزان سانتاگ در رمان «کيت مرگ» فلسف? خود را دربار? زندگي و مرگ و نگاه انتقادياش را به روزمرهگي، از خلال رماني غريب که آميزهاي از واقعيت و وهم و خيال و خواب و رؤيا و کابوس است، بيان ميکند و ميکوشد از سطح زندگي به عمق و ژرفاي آن نقب بزند و از آنچه انسان به چشم ميبيند و به آن عادت کرده است گذر کند تا آنچه را ناديدني و پنهان در پس روزمرهگي است نمايان کند.
سانتاگ در رمان «کيت مرگ»، با طنزي سياه، نوعي از خودبيگانگي را به تصوير ميکشد و انساني را که گويي به اين ازخودبيگانگي وقوف يافته و حال ميتواند وراي امور روزمره را ببيند و دريابد که در پس زندگي بهظاهر آرامَش چه بلوا و آشوبي برپاست و بر چه ويرانهاي تکيه زده است.
دربار? سوزان سانتاگ، نويسند? رمان «کيت مرگ»
سوزان سانتاگ (Susan Sontag)، متولد 1933 و درگذشته به سال 2004، فيلسوف، جُستارنويس، داستاننويس، فيلمساز، نمايشنامهنويس، منتقد و نظريهپرداز ادبي و هنري و فعال سياسي امريکايي بود.
از سانتاگ بهعنوان يکي از تأثيرگذارترين منتقدان نسل خود ياد شده است. او يکي از برجستهترين منتقدان و نظريهپردازان قرن بيستم و سالهاي آغازين قرن بيستويکم است. نوشتههاي سوزان سانتاگ قلمرو وسيعي، از تئاتر و سينما و ادبيات و عکاسي و فرهنگ و رسانه گرفته تا بيماري و حقوق بشر و...، را دربرميگيرد.
سانتاگ همچنين يک فعال سياسي و از معترضان به جنگ ويتنام و جنگ بوسني بود. او در دوران جنگ ويتنام به اين کشور سفر کرد و عليه اين جنگ اعتراض کرد و مقاله نوشت. سانتاگ همچنين در دوران جنگ بوسني و هرزگوين و محاصر? سارايوو، پايتخت اين کشور، بهدست صربها، به بوسني سفر کرد و نمايشنام? «در انتظار گودو»، اثر ساموئل بکت، را در نور شمع، در سارايووي جنگزده که با مشکل قطعي برق مواجه بود، اجرا کرد.
بيماري از ديگر مسائليست که سانتاگ با آن درگير بود و در آثارش به آن پرداخت و دو کتاب «بيماري بهمثابه استعاره» و «ايدز و استعارههايش» را در اين باره نوشت. اين دو کتاب در ايران، بهصورت يک کتاب و با عنوان «بيماري بهمثابه استعاره، ايدز و استعارههايش»، با ترجم? احسان کيانيخواه در انتشارات حرفهنويسنده منتشر شدهاند.
سانتاگ سه بار در زندگياش به سرطان مبتلا شد و با اين بيماري مبارزه کرد. دو بار مرگ را قال گذاشت. سرطانِ اولش سرطانِ سينه بود و سانتاگ در حالي با اين بيماري جنگيد و از مرگ نجات يافت که اميدي به زنده ماندنش نميرفت. دومين باري هم که به سرطان مبتلا شد، با آن جنگيد و از مرگ رهيد اما بارِ سوم و اين بار در هفتادويکسالگي، سرطان خون جانش را گرفت.
ديويد ريف، پسر سوزان سانتاگ، که خود مقالهنويس و نويسند? آثار غيرداستاني و تحليلگر سياسي است، در کتابي با عنوان «شنا در درياي مرگ»، که در ايران به نام «سوزان سانتاگ در جدال با مرگ» با ترجم? فرزانه قوجلو در انتشارات نگاه منتشر شده است، روزهاي پاياني زندگي مادرش و ماجراي کلنجار و جدال نافرجام او با واپسين سرطان را شرح داده است.
از آثار سوزان سانتاگ ميتوان به کتابهاي «عليه تفسير»، «دربار? عکاسي»، «عاشق آتشفشان»، «در آمريکا» و «بانوي دريايي» اشاره کرد.
سانتاگ بهخاطر آثارش جوايز مختلفي گرفته که جايز? کتاب ملي امريکا، که براي کتاب «در آمريکا» به او اهدا شد، و جايز? ادبي شاهزاده آستورياس از آن جملهاند.
دربار? ترجم? فارسي رمان «کيت مرگ»
رمان «کيت مرگ» با ترجمه و مقدم? شيوا مقانلو، همراه با مؤخرهاي از مترجم در شرح و تفسير اين رمان، در نشر نيماژ منتشر شده است.
شيوا مقانلو، متولد 1354 در مشهد، داستاننويس و مترجم ايراني است. او داراي ليسانس تدوين از دانشکد? سينما و تئاترِ دانشگاه هنر و فوق ليسانس سينما از همين دانشکده است.
مقانلو، علاوه بر داستاننويسي و ترجمه، تدريس پارهوقت در دانشگاه هنر تهران و دانشگاه سوره، تدريس در حوزههاي تحليل فيلم، تحليل فيلمنامه، مکاتب ادبي جهان و داستاننويسي، نويسندگي و پژوهش چند برنام? سينمايي تخصصي در صدا و سيما، همکاري با نشريات تخصصي حوز? سينما و ادبيات، دبير بخش ادبيات خارجي نشر نيماژ و سرپرستي مجموع? برترين فيلمنامههاي سينماي جهان در انتشارات سفيدسار را نيز در کارنام? کاري خود دارد.
مقانلو همچنين مبدع طرح تورهاي کتابخواني در شهرهاي مختلف ايران است. او در اين طرح، به استانها و شهرهاي مختلف ايران سفر ميکند و ضمن ارتباط مستقيم و رودررو با مخاطبان و آگاهي از نقدها و نظراتشان، کارگاههاي آموزشي نيز برگزار ميکند.
از آثار داستاني شيوا مقانلو ميتوان به رمان «اسرار عمارت تابان» و مجموعه داستان «آدمهاي اشتباهي» و از ترجمههاي او ميتوان به کتابهاي «تابلوي نيگل»، «پايان ضيافت»، «آدمماهي»، «کلارا و خورشيد» و «اولشخص مفرد» اشاره کرد.