خردم کن
Shatter Me
طاهره مافی
شبنم سعادت
کتاب مجازی
دسته بندی: ادبیات-آمریکا
| کد آیتم: |
1992279 |
| بارکد: |
- |
| سال انتشار: |
1404 |
| نوبت چاپ: |
54 |
| تعداد صفحات: |
262 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
رمان «خُردم کن» نوشت? طاهره مافي
يک تريلرِ عاشقان? ديستوپيايي در ژانر نوجوان. رمان «خُردم کن»، با عنوان اصلي Shatter Me، اولين رمان از يک هفتگانه بهقلم طاهره مافي، داستاننويس ايراني – امريکايي، است.
رمان «خُردم کن» رماني ويرانشهري اما اميدبخش است؛ رماني در ستايش انسان و تواناييهاي او براي غلبه بر مشکلات و موانع بزرگ.
طاهره مافي در رمان «خُردم کن» از نيروي عشق و اراده سخن ميگويد و از اينکه ميتوان در جهاني ويران که بهنظر ميرسد طبيعت و همهچيز در آن براي هميشه نابود شده است بازهم به تغيير وضعيت اميد داشت و براي آن تلاش کرد و تسليم يأس و نوميدي نشد و اميدوارانه به ساختن و آباد کردن دوبار? جهان دست يازيد.
رمان «خُردم کن» هم رماني عاشقانه و ماجراجويانه و سرگرمکننده و مهيج، بهويژه براي نوجوانان، است و هم حاوي پيامي انساني و اخلاقي دربار? مسئوليت انسانها روي زمين و درقبال محيط زيست و کر? زمين و همنوعانشان.
متن اصلي رمان «خُردم کن» اولين بار در سال 2011 منتشر شده است.
مروري بر رمان «خردم کن»
راوي و شخصيت اصلي رمان «خردم کن» دختري نوجوان، به نام جوليت، است. جوليت توانايي مرگباري در وجود خود دارد. اين توانايي مرگبار در حس لامس? او نهفته است. جوليت هرکسي را که لمس کند آن شخص ميميرد. او بهخاطر همين لامس? کُشندهاش عامل مرگ يک پسربچه شده و به همين علت مدتيست که در زندان، در سلول انفرادي، حبس است.
رمان «خُردم کن» حالوهوايي آخرزماني و ويرانشهري دارد و وقايع آن در دنيايي ميگذرد که همهچيز، از جمله طبيعت، در آن ويران شده است و حکومتي مستبد بر جهان فرمانروايي ميکند. همين حکومت است که ميخواهد از لامس? مرگبار شخصيت اصلي رمان «خردم کن» بهسود خود و براي شکنجه و نابودي ديگران استفاده کند.
روزي مردي به نام آدام را به سلول جوليت ميبرند و آدام با جوليت همبند ميشود. حضور آدام، که جوليت را به ياد کسي مياندازد، بهتدريج زندگي و احساسات جوليت را دگرگون ميکند و بين آنها عشقي درميگيرد اگرچه اين دو، در ابتداي همبند شدن با يکديگر، از هم دوري ميکنند.
از طرفي در ادام? رمان «خُردم کن» معلوم ميشود که آدام سربازِ فرماندهي به نام وارنر، از فرماندهان ارتش حکومت مستقر، است. وارنر ميخواهد از لامس? جوليت بهعنوان سلاحي عليه دشمنان حکومت مستقر در جهان استفاده کند. آدام اما راهي جدا از فرماندهش را برميگزيند و سرنوشت او و جوليت به يکديگر پيوند ميخورد و آنها قدم در راهي پرخطر ميگذارند و حوادثي مهيج و خطرناک را از سر ميگذرانند.
در جبه? مقابل حکومت مستبدي که در رمان «خردم کن» زمام امور جهان را بهدست دارد گروهي هستند که ميخواهند اوضاع جهان را روبهراه کنند و جهان را از ويراني کامل نجات دهند. آنها دريافتهاند که هنوز اميدي براي بهبود هست و ميشود جلوي نابودي کامل دنيا را گرفت.
در رمان «خردم کن» با حوادثي مهيج مواجهيم و با وقايعي که منجر به اين ميشوند که شخصيت اصلي داستان وجوهي تازه را در درون خود کشف کند و به درکي تازه از توانايي خود برسد.
رمان «خردم کن» همچنين هشداري است به نابودي محيط زيست بهدست آدميان و عواقب بحران اقليمي در آينده.
شيو? روايي رمان «خردم کن» به اين صورت است که شخصيت اصلي رمان حين نقل خاطرات خود، که آنها را يادداشت ميکند، سطرهايي را خط ميزند و اين خطخوردگيها نشان از کلنجارش با احساسات و حافظهاش دارند و نشان از اينکه گويي او در مراحلي از داستان دلش نميخواهد چيزهايي را به ياد آورد يا هم? احساساتش را بيان کند و بروز بدهد.
در بخشي از رمان «خردم کن» ميخوانيد: «ميدانم که هر روز آسمان به زمين ميآيد. خورشيد در اقيانوس فرو ميافتد و رنگهاي قهوهاي و قرمز و زرد و نارنجي را به دنياي بيرون پنجرهام ميپاشد. يک ميليون برگ از صد شاخهي مختلف در باد غوطه ميخورند، و با اميد واهي پرواز بالبال ميزنند. تندباد بالهاي پژمردهشان را ميگيرد تا وادارشان کند سر خم کنند، فراموش شوند، به حال خود رها شوند تا زير پاي سربازهايي که درست همين پايين هستند لگدمال شوند. ديگر به اندازهي قبل درخت نداريم، اين حرفي است که دانشمندان ميزنند. ميگويند دنيايمان سبزتر بود. ابرهايمان سفيدتر بود. روشنايي آفتابمان هميشه درست و بهاندازه بود. اما من از دنيا خاطرات خيلي کمرنگ و مبهمي دارم. از گذشته چيز زيادي يادم نميآيد. تنها زندگياي که ميشناسم هماني است که به من داده شده بود. پژواکي از آنچه سابق بر اين بود.
کف دستم را به قاب کوچک شيشه فشار ميدهم و سرما را که با حسي آشنا دستم را ميچسبد احساس ميکنم. ما هر دو تنها هستيم، وجود ما به معناي عدم وجود چيز ديگري است.
خودکار تقريباً بيمصرفم را با همان يک ذره جوهري که ياد گرفتهام جيرهبندي روزانه کنم برميدارم و به آن خيره ميشوم. نظرم عوض ميشود. از زحمت نوشتن صرفنظر ميکنم. داشتن يک همسلولي شايد خوب باشد. حرف زدن با يک آدم واقعي شايد شرايط را راحتتر کند. تمرين ميکنم تا دوباره از صدايم استفاده کنم، لبهايم را تکان ميدهم تا کلماتِ آشناي ناآشنا – با – دهانم را ادا کنم. تمام روز تمرين ميکنم. تعجب ميکنم هنوز حرف زدن از يادم نرفته است.»
دربار? طاهره مافي، نويسند? رمان «خردم کن»
طاهره مافي، متولد 1988 (1367 خورشيدي)، داستاننويس ايراني – امريکايي است. او نويسند? ژانر ادبيات نوجوانان است.
از آثار طاهره مافي ميتوان به رمانهاي «ويرانم کن» و «کشفم کن» اشاره کرد.
دربار? ترجم? فارسي رمان «خردم کن»
رمان «خُردم کن» با ترجم? شبنم سعادت، بههمراه يادداشتي از مترجم، با همکاري نشر کتاب مجازي و انتشارات پريان منتشر شده است.
شبنم سعادت، متولد 1359، مترجم ايرانيِ ساکن انگليس است. او داراي دکتراي مطالعات ترجمه و فرهنگ از دانشگاه منچسترِ انگلستان است.
از ترجمههاي شبنم سعادت ميتوان به کتابهاي «درختستان توس»، «قدرت»، «بروکلين»، «نمادِ گمشده»، «خدمتکار» و سهگان? «عطش مبارزه» اشاره کرد.