| کد آیتم: |
1993184 |
| بارکد: |
9786220111924 |
| سال انتشار: |
1402 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
114 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
پالتوئی |
رمان «سينهريز» نوشت? کاوه ميرعباسي
يک رمان کوتاه خانوادگي با پاياني غيرمنتظره. رمان «سينهريز» رماني کوتاه دربار? رازهاي مدفون در گذشته و کشمکشهاي پنهان در پس پشت روابط بهظاهر عادي و روزمره است.
کاوه ميرعباسي در رمان «سينهريز» داستان فاتحان و شکستخوردگان و حقهبازان و فريبخوردگان را روايت ميکند و داستان آدمهايي را که نقاب به چهره ميزنند و بهقيمت لِهکردن ديگران خود را بالا ميکشند.
رمان «سينهريز» رماني است با داستاني سرراست و روايتي موجز و بدون حشو و زوائد که در پس پشت آن رازي نهفته است؛ رازي مربوط به گذشت? دوتا از آدمهاي داستان که قرار است مخاطب را در پايان رمان غافلگير کند.
مروري بر رمان «سينهريز»
داوود پورجمشيد و ناصر ديلمي، شخصيتهاي اصلي رمان «سينهريز»، سالها پيش در دانشکد? اقتصاد دانشگاه تهران همکلاسي بودهاند. آنها پس از سالها همديگر را در مطب دکتر ملاقات ميکنند و رمان «سينهريز» با همين ملاقات آغاز ميشود.
داوود ازدواج کرده و دو فرزند دارد و ثروت و مکنتي بههم زده است اما ناصر هنوز مجرد است و پولوپل? چنداني هم بههم نزده است. داوود و ناصر باهم از مطب دکتر به کافهاي ميروند و گپ ميزنند و خاطرات گذشته و ايام دانشگاه را مرور ميکنند. داوود به ناصر ميگويد که يک شب براي شام به خانهاش برود. ناصر قبول ميکند.
اما در پس مهماني شامي که داوود ميخواهد براي همکلاسي قديمياش تدارک ببيند نيت موذيانهاي نهفته است. داوود ميخواهد ثروت و مکنت و خانواد? خود را به رخ ناصر بکشد و پُز زندگياش را به او بدهد.
در ادام? رمان «سينهريز» اطلاعات بيشتري دربار? زندگي داوود و ناصر ارائه ميشود و بيشتر با خانواد? داوود و گذشت? ناصر آشنا ميشويم. مثلاً ميفهميم که افشين، پسر دستوپاچلفتي و عزيزدردان? داوود که در انگليس درس ميخواند، مدتيست با دختري به نام پانيذ، که در ايران زندگي ميکند، آشنا شده و سيما، همسر داوود و مادر افشين، سخت اميدوار است که رابط? پسرش و پانيذ به ازدواج بينجامد چون پانيذ را زني مناسب براي پسرش يافته است. همچنين درمييابيم که ناصر مدتيست که دچار بحراني عاطفيست چون رابطهاش با زني به نام پرستو، بهخاطر هراس و طفره رفتن ناصر از ازدواج، بههم خورده است.
سپس موعد مهماني شام فراميرسد؛ مهمانياي که سرآغازِ رو شدن ماجرايي در گذشته است؛ ماجرايي بين ناصر و داوود که تصميم افشين به ازدواج با پانيذ و هديهاي که او ميخواهد به پانيذ بدهد در برملا شدن آن نقشي ايفا ميکند. بين ناصر و داوود رازي هست که برملا شدنش ولولهاي در مهماني مياندازد و وجهي ناشناخته از دو شخصيت رمان و زندگيهاي گذشتهشان را رو ميکند. اينگونه است که رمان «سينهريز» از يک موقعيت و شيطنت عادي به سمت يک لحظ? بحراني کشيده ميشود؛ لحظهاي که نقاب از چهر? شخصيتي از شخصيتهاي داستان ميافتد و چيزي از او فاش ميشود که خواننده را غافلگير ميکند. اين راز چيست و در ايام قديم بين ناصر و داوود چه گذشته است؟ اين را با خواندن کامل رمان «سينهريز» در خواهيد يافت.
رمان «سينهريز»، همراه با يادداشتي در معرفي کاوه ميرعباسي، در نشر چشمه منتشر شده است.
دربار? کاوه ميرعباسي، نويسند? رمان «سينهريز»
کاوه ميرعباسي، متولد 1334، مترجم و داستاننويس ايراني است. ميرعباسي کار داستاننويسي و ترجمه را از دوازدهسالگي و با مجل? «کيهان بچهها» آغاز کرد. در چهاردهسالگي در ترجم? مجموع? افسانههاي ملل با انتشارات اميرکبير همکاري کرد و ترجمهاش، با عنوان «افسانههاي مجارستاني»، در سال 1350 در اين انتشارات منتشر شد. در هجدهسالگي به فرانسه رفت که حقوق بخواند اما اين رشته را رها کرد و براي خواندن سينما به روماني و سپس، براي ادام? تحصيل در اين رشته و گرفتن دکتراي سينما، به اسپانيا رفت اما مشکلات مالي نگذاشت که تز دکتراي خود را، با عنوان «تعليق در ادبيات و سينما»، به انجام برساند.
ميرعباسي در سال 1360، بعد از نوزده سال زندگي در خارج از کشور، به ايران برگشت و کار ترجمه را ادامه داد. او به سه زبان اسپانيايي، فرانسه و انگليسي مسلط است و آثار بسياري را از ادبيات کلاسيک و مدرن جهان به فارسي برگردانده است.
ادبيات پليسي يکي از تخصصها و حوزههاي علاقهمندي کاوه ميرعباسي است. او دبيري ترجم? دو مجموع? پليسي، يکي «داير? هفتم» براي انتشارات نيلوفر و ديگري «ادبيات پليسي امروز جهان» براي نشر قطره، را بهعهده داشته است.
ميرعباسي خود نيز رماني پليسي – معمايي با عنوان «سين مثل سودابه» نوشته و منتشر کرده است.
او همچنين آثاري از گابريل گارسيا مارکز، مثل رمانهاي «صد سال تنهايي» و «عشق در روزگار وبا» و خاطرات او را، با عنوان «زندهام که روايت کنم»، از زبان اسپانيايي به فارسي ترجمه کرده است.
از ديگر ترجمههاي کاوه ميرعباسي ميتوان به کتابهاي «کمدي الهي»، «نازارين»، «پدرو پارامو»، «روباه»، «مزرعهي حيوانات»، «1984»، «بيگانه»، «طاعون»، «سقوط»، «شازده کوچولو»، «جاناتان مرغ دريايي»، «صليب آبي و شش داستان ديگر»، «بچههاي سبز»، «همهي اسبهاي زيبا»، «بر استخوانهاي مُردگان» و «قتل در کميت? مرکزي» اشاره کرد.
ميرعباسي همچنين، با همکاري اسماعيل عباسي، کتابي دربار? عکاسي، با عنوان «نقد عکس: درآمدي بر درک تصوير» ترجمه کرده است.
از کاوه ميرعباسي، بهجز رمان پليسي – معمايي «سين مثل سودابه» که به آن اشاره شد و رمان کوتاه «سينهريز»، دو اثر داستاني ديگر نيز به نامهاي «هفت روز نحس» و «پايان خوش ناتمام»، که اولي مجموعهداستان و دومي رمان است، منتشر شده است. از او همچنين کتابي در حوز? طنز، با عنوان «چه کردند ناموران»، به چاپ رسيده است.