ایرانیان از نگاه آمریکاییان - ایران عهد قاجار در روزنامه های آمریکا
علیرضا ساعتچیان
کتاب پارسه
دسته بندی: تاریخ-ایران
| کد آیتم: |
3368 |
| بارکد: |
9786002533241 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
4 |
| تعداد صفحات: |
216 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «ايرانيان از نگاه آمريکاييان» اثر عليرضا ساعتچيان
کتاب «ايرانيان از نگاه آمريکاييان» شامل گزيدههايي از جرايد ايالات متحده در فاصله زماني 1848 تا 1926 است که در همه آنها به نوعي به ايران پرداخته شده و رويدادهاي مرتبط با ايران در آن رسانهها درج شده است. مدارک موجود در کتاب «ايرانيان از نگاه آمريکاييان» شامل اخبار يا يادداشت و تفسير رويدادها ميشود که عليرضا ساعتچيان، گردآورنده و مترجم اين کتاب با جستوجو در آرشيو مطبوعات سايت کتابخانه کنگره آمريکا و گزينش مطالب مربوط ايران که مربوط به عصر قاجار ميشود ترجمه آنها را انجام داده و به صورت يک کتاب منتشر کرده است.
درباره کتاب «ايرانيان از نگاه آمريکاييان»
با اينکه آمريکا يک کشور نوظهور است قدرت اصلي آن در عرصه بينالمللي از بعد از جنگ جهاني دوم بر همگان محرز شد، اما اين کشور از ديرباز براي بسياري از ايرانيان نشانهاي از دنياي جديد بوده و هر دو کشور نه فقط در چهل سال گذشته و بعد از انقلاب اسلامي، بلکه از مدتهاي پيش و در زمان حکمراني شاهان قاجار، نسبت به اخبار و مطالب همديگر واکنش نشان ميدادند. بخشي از اين نگاه حاصل گفتههاي ايرانياني است که به آمريکا سفر کرده يا در آنجا مقيم شده بودند. اين افراد از رده رجال يا طبقات بالاي اجتماع بوده و تمامي جامعه ايران را نمايندگي نميکردهاند. با همه اين احوال آنچه از گفتههاي اين افراد برداشت ميشود، اين است که ايران به آمريکا همچون يک فرصت مينگريسته است؛ فرصت رها شدن از نظام قديم بينالملل در حوزههاي سياست، اقتصاد و فرهنگ. همانطور که رضا مختارياصفهاني، پژوهشگر تاريخ معاصر در مقدمه جامعي که بر کتاب «ايرانيان از نگاه آمريکاييان» نوشته به اين نکته اشاره کرده و نوشته است که «آمريکا اگرچه جزيي از دنياي غرب بود، براي ايرانيان نشانهاي از دنياي جديد و متفاوت از قدرتهاي استعماري اروپا بود. از همينرو ايالات متحده را به زبان ترکي عـثماني “ينگه دنيا” به معناي دنياي جديد ميخواندند و بر مجهول بودن آن از سوي خود صحه ميگذاشتند. اگر شاهعباس صفوي براي مقابله با پرتغاليها و عثمانيها دست اتحاد بهسوي بريتانياييها دراز کرد و فتحعليشاه قاجار براي مقابله با روسها، فرانسويها را نيروي سوم ميدانست اما ميرزا تقيخان اميرکبير، صدراعظم اصلاحگر ناصرالدين شاه، آمريکا را در اين قامت ميديد.» در دورهاي که عليرضا ساعتچيان، انتخاب کرده درواقع اولين سفارتخانههاي دو کشور در خاک يک ديگر تاسيس شدند، اولين سفير ايالات متحده از سوي چستر آلن آرتور رئيس جمهور وقت ايالات متحده به ايران اعزام شد. او که ساموئل گرينويلر بنجامين نام داشت، مطالعات شرقشناسي هم داشت و به محل ماموريت خود در ايران بسيار علاقهمند بود. بنجامين در سال 1883 از طريق بندرانزلي وارد ايران شد و اولين سفارتخانه آمريکا در تهران را با اجاره بنايي در خيابان علاءالدوله (فردوسي فعلي) بنيان گذاشت. او بعدها تجربه دوران سفارتش را در کتاب ايران و ايرانيان قلمي کرد؛ تجربياتي که نشان از نگاه مثبت او به ايران و تعامل وي با ايرانيان دارد. ناصرالدين شاه اما اولين سفير خود را سالها بعد از ورود بنجامين به تهران روانه واشنگتن کرد، زماني که بنجامين با تغيير رئيسجمهور در آمريکا به کشورش بازگشته بود. اولين سفير ايران در آمريکا، حسينقلي صدرالسلطنه، پسر ميرزا آقاخان نوري بود. شايد جالب باشد که بدانيد اين حسينقلي صدرالسلطنه بود که به دليل همين ماموريت به «حاجي واشنگتن» معروف شده است. حاجي واشنگتني که علي حاتمي بعدها فيلمي بر اساس داستان او با نام حاجي واشنگتن و با بازي عزتالله انتظامي ساخت. با اينکه حضور حاجي واشنگتن در آمريکا و ارتباطات او با رسانههاي وقت در آنجا سبب شده است که بخشي از اسناد و مدارک کتاب به آن دوران مربوط باشد اما انعکاس نام و حضور ايران در رسانههاي ايالات متحده فقط به زمان او محدود نميشود و ايران عصر قاجاري سالها پيش و در آغاز سلطنت ناصرالدين شاه به صفحات اخبار و گزارشهاي اين روزنامهها راه يافته بود. نگاه روزنامههاي آمريکايي به اخبار ايران متنوع بود. گاهي اخباري از وقايع سياسي سرزميني شرقي و گاهي اطلاعاتي از اقدامهاي اصلاحگرانه در اين سرزمين بود. ادبيات و هنر سرزمين دور که داراي فرهنگ و تمدني کهنسال بود، براي روزنامهنگاران اين کشور و به تبع آن خوانندگان جالب بود، زيرا کمکم در حال شناخت دنياي جديدي در شرق بودند که پيش از آن هيچ ذهنيتي از آن نداشتد. نکته جالب اينکه در آن زمان آمريکا به عنوان دشمن شناخته نميشد و برعکس در مواجهه با دشمنان آن زمان ايران يعني روسيه و انگلستان، به نوعي همراه و همسوي ايران به حساب ميآمد. درواقع ايران در کشاکش رقابت روس و انگليس گرفتار شده بود و ايالات متحده در اين ميان به عنوان ناظري ظاهرا بيطرف سعي ميکند در لواي حمايت از ايرانيان جلوي نفوذ بيشتر روسيه و انگليس را بگيرد. اين بود که آمريکاييهاي مقيم ايران، نمادهايي براي حمايت از آزاديخواهان ايراني بودند مثلا باسکرويل، معلم مدرسه آمريکايي تبريز، در کنار مشروطهخواهان کشته شد و مورگان شوستر، مستشار ماليه، پس از بازگشت مشروطه، در اصلاح امور مالي ايران تلاش کرد و در اين راه با آنکه بيگانه بود، نمادي براي اصلاح و استقلال ايرانيان شد. گزارشهايي که از اين تلاشها در روزنامههاي ايالات متحده درج ميشد، ميتوانست افکار عمومي اين کشور را با جنبش آزاديخواهي ايرانيان در مقابله با روس و انگليس همراه سازد. همچنانکه حسنظن ايرانيان را نسبت به آمريکاييان موجب ميشد. از همين رو در مجموع ميتوان گفت آنچه در روزنامههاي آمريکا درباره ايران عصر قاجاري منتشر ميشد، نگاهي مثبت و همدلانه بود؛ نگاهي که منتقد سياستهاي بريتانيا در قبال ايران بود و خشونت روسها را در دوره مشروطه تقبيح ميکرد. بر مبناي اين نگاه، قحطي دوره جنگ جهاني اول در سطور مطبوعات آمريکا جايگاهي ويژه داشت. اين دست گزارشها و انعکاس آنها همواره در جرايد آمريکا ديده ميشده و کتاب «ايرانيان از نگاه آمريکاييان» هم اين امکان را فراهم ميسازد که علاوه بر آگاهي از ديد آمريکاييها نسبت به ايران در آن زمان مشخص، خواننده با بسياري از حوادث ريز و درشت تاريخي آشنا شود.
درباره ترجمه فارسي «ايرانيان از نگاه آمريکاييان»
مطالب کتاب «ايرانيان از نگاه آمريکاييان» را عليرضا ساعتچيان گردآوري و خود ترجمه کرده که از سوي بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه منتشر شده است.