یادت نرود که...
یاسمن خلیلی فرد
چشمه
دسته بندی: داستان-ایرانی
| کد آیتم: |
8071 |
| بارکد: |
9786007405369 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
14 |
| تعداد صفحات: |
452 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
يادت نرود که...
داستان يک عشقِ قديمي و بيسرانجام. رمان «يادت نرود که...»، نوشته ياسمن خليليفرد، داستان عاشقانهاي است که وقايع آن در دهههاي 60 و 70 خورشيدي اتفاق ميافتد. رمان حول محور عشق يکطرفه مردي به نام کيوان به زني به نام فروغ ميگردد. کيوان، که روزگاري عاشق فروغ بوده، در اين عشق شکست خورده است. او به فرانسه رفته و بعد از پانزده سال، در ميانسالي و به دليل ابتلا به بيماري سرطان، به ايران بازگشته است. اين بازگشت کيوان را دوباره با فروغ، معشوقهي قديمياش، مواجه ميکند. در بخشي از اين رمان ميخوانيد: «شيشههاي ماشين بخار گرفته بودند. برف، دامنهي کوهها را سفيدپوش کرده بود. کيوان به خيابانها با دقت نگاه ميکرد. بعضيها را خوب يادش بود و بعضيها را اصلاً نميشناخت. يعني فروغ کجا زندگي ميکرد؟ اصلاً ايران بود يا نه؟ از کجا بايد ميدانست؟ ... سالها بود با هيچکس دربارهي او حرف نزده بود. بارها خواسته بود حالش را از فرامرزي يا خسرو اينها بپرسد اما نتوانسته بود. خودش هم باورش نميشد که آن همه سال از فروغ بيخبر بوده است. يعني او هم حال کيوان را از کسي نميپرسيد؟ فرامرزي نيمنگاهي به او انداخت و گفت: "خيابانها را اينطور نگاه نکن که خلوتند. فردا صبح بايد ببيني چه غلغلهاي ميشود." کيوان حرفي نزد. فرامرزي ادامه داد: "ساعت پنج و شش بعدازظهر را که نگو. انقدر ترافيک شديد ميشود که بهتر است ماشينت را بگذاري و خودت در بري." وارد خيابان وليعصر شدند. خيابان مورد علاقهاش. خيابان خاطرات. خيابان پيادهرويهاي طولاني و رستورانهاي بهيادماندني...»
رمان «يادت نرود که...» در نشر چرخ منتشر شده است.
درباره نويسنده: ياسمن خليليفرد(- 1369)، داستاننويس، منتقد سينما، روزنامهنگار و فيلمساز ايراني.
رتبه گودريدز: 3/30 از 5.