آن مادران، این دختران
بلقیس سلیمانی
ققنوس
دسته بندی: داستان-ایرانی
| کد آیتم: |
8896 |
| بارکد: |
9786002783844 |
| سال انتشار: |
1398 |
| نوبت چاپ: |
5 |
| تعداد صفحات: |
232 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
آن مادران، اين دختران
داستان«آن مادران اين دختران» به دغدغهها و احساسات و عواطف زناني ميپردازد که گاهي فرصت زندگي به سبب درگيريهاي اجتماعي و نگرش نا به جا از آنان سلب شده است. داستان با نثري روان و ساده، بين سنت و مدرنيته حرکت ميکند و به گذشته و حال زناني که با وجود فداکاري و گذشت مستقل هستند؛ ميپردازد. خواننده از همان ابتدا تا پايان با داستان همراه ميشود و اوج بحران اجتماعي و سياسي دهه شصت را ميتواند به خوبي درک کند.«داستان درباره زني بيوه به نام «ثريا» است او اهل گوران است و هنگاميکه سه ماهه دخترش را باردار بوده، همسر خود را از دست ميدهد. ثريا به تنهايي دخترش «آنا» را با شغل معلمي در تهران بزرگ ميکند. دخترش که ديگر جواني امروزي شده است، ديگر ثريا را درک نميکند. حالا مادر و دختر از يکديگر شناخت و درک محسوسي ندارند. گفتگوها، بحث و جدل اين دو تحت تأثير هم قرار ميگيرد و ...»
در بخش کوتاهي از داستان«آن مادران اين دختران» ميخوانيم:
«آنا از اول هم ترشيخور نبود، خودش هم از وقتي ترش ميکرد و به قول معروف سر دلش ميسوخت، ترشي خوردن را کنار گذاشته بود. آنا گفته بود: «اين دبههاي کوفتي رو بنداز بيرون، اتاقت بوي گند ميده، لااقل درشون رو ببند. «گفته بود: «يه روزي به کار ميآن.» آنا گفته بود: «اينجا رو کردهاي انباري، مثل پيرزنهاي آلزايمري مدام آتآشغال جمع ميکني. يه روزي زيرشون خفه ميشيم....»
درباره نويسنده: بلقيس سليماني ( 1342 ) نويسنده ايراني، صاحب اثر «يازي آخر بانو»، «خاله بازي»