خوشی ها و روزها
Pleasures and Days
مارسل پروست
مهدی سحابی
مرکز
دسته بندی: ادبیات-فرانسه
| کد آیتم: |
147705 |
| بارکد: |
9789643051143 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
12 |
| تعداد صفحات: |
240 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «خوشيها و روزها» اثر مارسل پروست، ترجمهي مهدي سحابي، نشر مرکز
نخستين اثر مارسل پروست که ريشههايي مشترک با شاهکارش يعني «در جستجوي زمان از دست رفته» دارد. کتاب «خوشيها و روزها» اولين کتاب مارسل پروست است که در سال 1896 منتشر شد يعني زماني که پروست بيست و پنج ساله بود.
اين کتاب مجموعهاي است از چند مقاله، داستان و شعرهاي عاشقانه و احساساتي و عنوان اثر يعني «خوشيها و روزها» درواقع اشارهاي است شيطنتآميز به عنوان منظومه بلند «کارها و روزها» اثر هسيودوس، شاعر يوناني، که آدميان را به کار کردن براي تامين معاش دعوت ميکند.
تا پيش از کتاب «خوشيها و روزها» پروست نه براي عموم کتابخوانان اما دستکم در محافل ادبي و براي خوانندگان حرفهايتر شناخته شده بود. مهدي سحابي، مترجم اين کتاب، در بخشي از يادداشت ابتدايياش به اين نکته اشاره کرده که يکي از اولين منقدان پروست يعني شارل موراس، پس از انتشار کتاب «خوشيها و روزها» پروست را با همين يک کتاب از کلاسيکهاي زبان فرانسه ناميده بود.
مروري بر کتاب «خوشيها و روزها»
«خوشي و روزها» گرچه اولين کتاب پروست بود اما او با اين اثر به عنوان نويسنده معرفي نشد. پروست پيش از اين آثاري را در نشريات مختلف منتشر کرده بود و کتاب «خوشي و روزها» شامل همين آثار بود که در اين کتاب کنار هم منتشر شدند.
مهدي سحابي که «در جستجوي زمان از دست رفته» را هم به فارسي برگردانده، در مقدمه کتاب «خوشيها و روزها» ميگويد کشف ريشههاي مشترک اين دو اثر يکي از مهمترين جاذبههاي کتاب «خوشيها و روزها» است: «خواننده کتاب حاضر را طبعا به لحاظ خودش ميپسندد و در آن با برخي از ظريفترين نمونههاي انديشه و نثر پروست، و گهگاه برخي از شيواترين قطعات ادبيات قرن بيستم آشنا ميشود، اما کسي که جستجو را خوانده باشد از خواندن خوشيها و روزها دو چندان لذت و بهره ميبرد، چه منشاء جستجو و هستههاي آغازين اين منظومه عظيم را در اين کتاب نسبتا کوچک و بسيار فشرده ميبيند.»
کتاب «خوشيها و روزها» شامل قصهها، مقالهها، شعرهاي منظوم و منثوري است که دو سه سال پيش از انتشار اين کتاب در نشريات منتشر شده بودند. پروست در اين کتاب آنها را نه بر اساس تاريخ تاليف يا انتشارشان، و نه به بر پايه مضمون يا کوتاهي و بلندي، بلکه در «ترتيبي دوراني» گردآورد که اين همان ترتيب اثر اصلياش يعني «در جستجوي زمان از دست رفته» است.
بر اين اساس قصه اول کتاب «خوشيها و روزها» که «مرگ بالداسار سيلواند» نام دارد با قصه آخر کتاب يعني «پايان حسادت» ارتباط دارد و ديگر بخشها و قطعات کتاب هم با يکديگر ترکيب ميشوند و به هم پاسخ ميدهند و کنار هم يک کليت را ميسازند.
درباره مارسل پروست نويسنده کتاب «خوشيها و روزها»
مارسل پروست در دهم ژوئيه سال 1871 در اوتوي، حومه مرفه شهر پاريس، متولد شد. اين زماني است که فرانسه هنوز از ضربه شکست از آلمان در جنگ پروس به خود نيامده است. پدر و مادر پروست که زمان زيادي از ازدواجشان نميگذشت در هر دو دوره محاصره پاريس در 1870 و 1871 در اين شهر ماندند. دو محاصره پاريس يکي توسط ارتش آلمان بود و ديگري محاصره نيروهاي دولتي مستقر در ورساي براي سرکوب جنبش کارگري کمون که پاريس را در اختيار گرفته بودند. وضعيت بحراني محاصره شهر شرايط بسيار دشواري براي زن جواني که آبستن نخستين فرزندش بود پديد آورد و شايد بتوان ارتباطي ميان بيماريهاي بعدي پروست با وضعيت دشوار مادر در زمان بارداري پيدا کرد. مادر پروست زني يهودي و دختر يک دلال ثروتمند بورس بود و شوهرش دکتر آدرين پروست، کاتوليک و پزشکي برجسته بود. درواقع پروست در خانوادهاي از لايههاي بالايي طبقات مياني جامعه پيشهور که درآمدي قابل توجه هم داشتند به دنيا آمد. از اينرو بود که پروست برخلاف اغلب نويسندگان مطرح فرانسوي پيش از خودش هيچگاه در طول زندگياش دغدغه مالي نداشت و به کاري جز نويسندگي هم اشتغال نداشت. پروست دچار بيماري آسم بود که اولينبار در نه سالگي بروز کرد و همه عمر گرفتارش بود. حمله اوليه بيماري چنان شديد بود که به نظر ميرسيد کودک نه ساله از دست خواهد رفت اما پس از آن مشخص شد که اين عارضهاي گهگاهي است و کشنده هم نيست. پروست اگرچه بعدتر در دانشکده حقوق دانشگاه سوربن ثبتنام کرد و به کلاسهاي علوم سياسي هم ميرفت اما مشخص بود که به اين رشتهها دلبستگي ندارد و بيشتر در فکر موقعيت خود در محافل اشرافي بود. پروست در اين دوره زندگي به ظاهر ولنگارانهاي دارد اما در اصل اين دورهاي بارور براي او بود که بعدها مصالح داستانهايش را از آن بيرون کشيد. در 1895 پروست ليسانش را گرفت و پس از چند ماه به عنوان کمککتابدار مشغول به کار شد که البته اين کاري نافرجام بود. پروست پس از آن مشغول نوشتن شد و وقتي طرح عظيم رمان «در جستجوي زمان از دست رفته» را به شکل جدي عملي کرد ارتباط خود را با جهان بيرون قطع کرد و مشغول نوشتن شد. پروست سرانجام در 1922 درگذشت و جلدهاي آخر شاهکارش پس از مرگش به چاپ رسيد.
درباره ترجمه کتاب «خوشيها و روزها»
کتاب «خوشيها و روزها» با ترجمه مهدي سحابي در نشر مرکز منتشر شده است.
مهدي سحابي، مترجم، نقاش، مجسمهساز، داستاننويس، روزنامهنگار و عکاس ايراني بود که در سال 1322 در شهر قزوين متولد شد و در هجدهم آبان 1388 از دنيا رفت. سحابي چهرهاي بهواقع چندوجهي بود و علايقي متعدد داشت و اين به روشني در کارنامه پربار به جا مانده از او قابل مشاهده است. در ميان فعاليتهاي مختلف سحابي، ترجمه ادبي مهمترين دغدغه و کار او بود و امروز هم او اغلب با ترجمههايش به خصوص از مارسل پروست و لويي فردينان سلين به ياد آورده ميشود. سحابي به جز کار ترجمه به مجسمهسازي و نقاشي و داستاننويسي هم ميپرداخت و خودش را نقاش روزهاي تعطيل ميناميد به اين معنا که شش روز در هفته ترجمه ميکند و مينويسد و يک روز نقاشي ميکند. سحابي با سه زبان فرانسه و ايتاليايي و انگليسي آشنا بود. او پس از تحصيلات متوسطه به تحصيل در رشته نقاشي در تهران مشغول ميشود اما آن را نيمهکاره رها ميکند و به ايتاليا ميرود تا در آنجا در رشته کارگرداني سينما تحصيل کند. اما اين را هم به پايان نميرساند و مدتي در ايتاليا و فرانسه زندگي ميکند و سپس در اوايل دهه پنجاه به ايران برميگردد و چون نميتواند با سينماي ايران ارتباطي برقرار کند روي به روزنامهنگاري ميآورد و سپس نوشتن و ترجمه بدل به حرفه اصلياش ميشود. «در جستوجوي زمان از دست رفته»، «مرگ قسطي»، «مزدک»، «گارد جوان»، «بابا گوريو»، «سرخ و سياه»، «مادام بوواري»، «بارون درختنشين» و «تربيت احساسات» عناوين برخي از مهمترين ترجمههاي مهدي سحابي هستند.