تعهد اهل قلم
Commitment
آلبر کامو
مصطفی رحیمی
نیلوفر
دسته بندی: نقد-ادبی
| کد آیتم: |
1520524 |
| بارکد: |
9789644482922 |
| سال انتشار: |
1402 |
| نوبت چاپ: |
5 |
| تعداد صفحات: |
282 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
تعهد اهل قلم
آلبر کامو
مصطفي رحيمي
ناشر: نيلوفر
کتاب «تعهد اهل قلم» اثر آلبر کامو
گزيدهاي از مقالات آلبر کامو که سيماي ناشناختهتري از او را ترسيم ميکند. کتاب «تعهد اهل قلم» شامل مقالات و مصاحبههايي از کامو است که مصطفي رحيمي آنها را انتخاب و ترجمه کرده است.
مصطفي رحيمي از جمله روشنفکران معاصر ايراني است که نقش مهمي در معرفي آثار و انديشههاي روشنفکران فرانسوي قرن بيستم در ايران داشت. او در کتاب «تعهد اهل قلم» بخشي از مهمترين مقالههاي اجتماعي و ادبي کامو را انتخاب و ترجمه کرده و هدفش از انتشار اين کتاب شناساندن وجه ديگري از چهره کامو به جامعه ادبي و فکري ايران بوده است.
تعهد اجتماعي از اصليترين مولفههاي نويسندگان و روشنفکران فرانسوي قرن بيستم و به خصوص اگزيستانسياليسم فرانسوي بعد از جنگ جهاني دوم است. مصطفي رحيمي نيز متاثر از نويسندگاني چون سارتر و کامو تاکيد زيادي بر مفهوم تعهد داشت و اين تاکيد در عنوان کتاب «تعهد اهل قلم» هم ديده ميشود.
مروري بر کتاب «تعهد اهل قلم»
آثار و فعاليتهاي آلبر کامو را در سه دسته کلي ميتوان جاي داد. بخشي از نوشتهها و فعاليتهاي کامو مربوط به حرفه روزنامهنگاري او است. بخشي ديگر از آثار کامو که شهرت بيشتري هم دارند به آثار داستاني و رمانهاي او مربوط است و در نهايت ما با يک کاموي نمايشنامهنويس و اهل تئاتر هم روبرو هستيم. کامو در سالهاي حياتش چهره بسيار موثري بود و بخش مهمي از تاثيرگذاري او به واسطه فعاليت روزنامهنگارياش و نوشتن مقالاتاش بود. بخشي از مهمترين مقالات کامو در کتاب «تعهد اهل قلم» گردآوري شده است.
کامو از جمله نويسندگاني بود که ادبيات و هنر را در خدمت انسان ميدانست و معتقد بود که شايد يک هنرمند ضرورتي نداشته باشد که در امور جاري زمانهاش دخالت کند اما به عنوان يک انسان چنين وظيفهاي دارد. کامو بر مفهوم وظيفه و تعهد تاکيد زيادي داشت و اين تلقي او از هنر و ادبيات در مقالات کتاب «تعهد اهل قلم» ديده ميشود.
مقالات کتاب «تعهد اهل قلم» در چهار دسته کلي انتخاب و ترجمه شدهاند. بخش اول با با عنوان «نقد و نظر» شامل اين مقالات است: «داستايفسکي»، «درباره رمان تهوع»، «نان و شراب»، «مقدمه بر خانه مردم»، «درباره بيگانه»، «درباره طاعون»، «مقدمهاي بر نمايشنامههايم»، «سرکشي و رمانتيسم»، «تحميق در کجاست؟» و «روژه مارتن دوگار».
بخش بعدي کتاب «تعهد اهل قلم» شامل اين مقالات در زمينه «نظريههاي ادبي» است: «خدمتگزار حقيقت و آزادي»، «خطابه نوبل»، «ادبيات و کار»، «آينده تراژدي» و «چرا به تئاتر ميپردازم؟».
«مقالههاي سياسي» عنوان بخش بعدي کتاب «تعهد اهل قلم» است و اين مقالهها را دربرگرفته است: «نان و آزادي»، «اسپانيا و فرهنگ»، «من هرگز به نوميدي رضا ندادهام»، «ما چه ميخواهيم؟»، «عدالت و آزادي»، «درباره نظم»، «پاکي»، «پاپ و دموکراسي»، «بمب اتمي»، «دموکراسي، تمرين فروتني» و «در ستايش تبعيدي».
بخش پاياني کتاب «تعهد اهل قلم» نيز شامل «چند مصاحبه» با کامو است. عناوين شش مصاحبهاي که در اين بخش از کتاب آمده عبارتند از: «هنرمند و زمان او»، «بردگي و کينه»، «گفتوگو درباره طغيان»، «ديدار با آلبر کامو»، «نه، من اگزيستانسياليست نيستم» و «کامو و فاکنر».
رحيمي مقالات و مصاحبههاي کتاب «تعهد اهل قلم» را از کليات آثار کامو در چاپ پلئياد برگزيده و کوشيده سيماى ناشناختهاى از کامو را نشان دهد.
کامو در بخشي از مقالهاي درباره داستايفسکي به سال 1975 که در بخش اول کتاب «تعهد اهل قلم» منتشر شده نوشته: «داستايفسکى مىدانست که تمدن ما يا بايد رستگارى را براى همگان بخواهد يا اصولا از رستگارى چشم بپوشد. و اين را نيز مىدانست که اگر فقط رنج بردن يک نفر به فراموشى سپرده شود، رستگارى روى نخواهد نمود. به عبارت ديگر داستايفسکى در پى معنويتى است غيرسوسياليستى (سوسياليستى به وسيعترين مفهوم کلمه) ولى از پذيرفتن سوسياليسم بىمعنويت نيز (معنويت به وسيعترين مفهوم کلمه) سر باز مىزد. بدينگونه داستايفسکى آينده معنويت حقيقى و سوسياليسم حقيقى را نجات داد. هرچند جهان معاصر در هر دو زمينه کنونى او را برحق نمىداند. با اين همه عظمت داستايفسکى (مانند عظمت تولستوى، که او نيز جز اين سخن نمىگفت، منتهى به گونهاى ديگر) رو به افزايش است. زيرا دنياى ما يا بايد بميرد يا به او حق بدهد. و چه اين جهان بميرد، چه تولدى ديگر يابد، در هر حال کار داستايفسکى موجه است. از اين رو است که داستايفسکى، به رغم ضعفهايش و نيز به علت همين ضعفهايش، با تمام عظمت خود، بر ادبيات ما و تاريخ ما مسلط است. و حتى امروز نيز ما را در زيستن و اميد داشتن مدد مىکند.»
درباره آلبر کامو نويسنده کتاب «تعهد اهل قلم»
آلبر کامو، رماننويس، نمايشنامهنويس، روزنامهنگار و روشنفکر فرانسوي-الجزايري، در سال 1913 از پدري الجزايري و مادري اسپانيايي به دنيا آمد. تمام کودکياش را با مادر در يک محله فقيرنشن الجزيره سپري کرد چرا که پدرش در سال 1914 کشته شده بود. فقر اين دوران تاثير مهمي بر کامو گذاشت و به درک او از جهان پيرامون کمک بزرگي کرد. کامو خيلي زود شروع به نوشتن کرد و به عنوان بازيگر هم مشغول کار شد. او عضو حزب کمونيست هم شد اما تنها يک سال در حزب ماند و از آن خارج شد. کامو زندگي کوتاه اما پرباري داشت و به عنوان يکي از نويسندگان و روشنفکران شاخص قرن بيستم شناخته ميشود. در کارنامه او نمايشنامه، داستان و آثاري با درونمايه فلسفي ديده ميشود. در سال 1959 کامو بر اثر تصادف از دنيا رفت. او برنده جايزه نوبل ادبي هم شده بود. «سقوط»، «کاليگولا»، «اسطوره سيزيف» «طاعون»، «بيگانه»، «سوءتفاهم» و «نوادگان خورشيد» برخي از آثار کامو هستند که به فارسي ترجمه شدهاند.
درباره ترجمه کتاب «تعهد اهل قلم»
کتاب «تعهد اهل قلم» با ترجمه مصطفي رحيمي در نشر نيلوفر منتشر شده است.
مصطفي رحيمي، متولد 1305 در نائين، نويسنده، مترجم، حقوقدان و روشنفکر معاصر ايراني است. او به عنوان يکي از معرفيکنندگان اگزيستانسياليسم در ايران شناخته ميشود. رحيمي تحصيلات ابتدايي را در نائين پشت سر گذاشت و پس از آن براي تحصيل در دوره اول دبيرستان به يزد رفت و دوره دوم دبيرستان را هم در اصفهان گذراند. پس از آن به تهران رفت و در دانشکده حقوق دانشگاه تهران به ادامه تحصيل پرداخت. با اتمام دوره کارشناسي حدود يک دهه در وزارت دادگستري مشغول کار بود و در سال 1337 به فرانسه رفت و در دانشگاه سوربن دوره دکتري حقوق را گذراند. در همانجا بود که با انديشهها و آثار ژان پل سارتر آشنا شد و از اين پس رد افکار اگزيستانسياليستي در آثار او نيز قابل رديابي است. مصطفي رحيمي در سالهاي دهه چهل ضمن تدريس ادبيات غرب در دانشگاه تهران به سراغ ترجمه آثاري از سارتر، سيمون دوبووار، کامو، برشت و نويسندگاني ديگر رفت و کوشيد برخي نويسندگان و مکتبهاي فکري معاصر را به جامعه روشنفکري ايران در آن دوره معرفي کند. او البته رويکردي انتقادي نسبت به جهان مدرن داشت و به قول خودش در «بت بزرگ تمدن غرب» خللهاي زيادي وجود داشت که بايد آنها را هم در نظر ميگرفت. از مصطفي رحيمي کتابهاي در فرمهاي مختلف نوشتاري به جا مانده است. او در مرداد 1381 و در 76 سالگي درگذشت. «گوشهنشينان آلتونا»، «اگزيستانسياليسم و اصالت بشر»، «شيطان و خدا»، «نقد حکمت عاميانه»، «وداع با پرولتاريا»، «ننه دلاور و فرزندان او»، «ادبيات چيست؟» عناوين برخي از ترجمههاي رحيمي است. «تراژدي قدرت در شاهنامه»، «تعهد و آزادي» و «آزادي و فرهنگ» نيز عناوين برخي آثار تاليفي او است. از رحيمي داستانها و نمايشنامههايي نيز منتشر شده که از ميان آنها ميتوان به «قصههاي آن دنيا» و «آناهيتا» اشاره کرد.