کیارستمی در کایه دو سینما (گیلگمش)
مشخصات
معرفی
کتابِ کيارستمي در کايه دو سينما
کتاب «کيارستمي در کايه دو سينما» مروري است بر سينماي عباس کيارستمي و نگاهي به فيلمهاي مختلف او، از فيلمهاي اول تا فيلمهاي متأخرش، از نگاه منتقدان مجل? سينمايي فرانسوي معروف و قديمي «کايه دو سينما». در کتاب «کيارستمي در کايه دو سينما»، از دريچهاي که منتقدان اين مجله به روي ما گشودهاند، دنياي يکي از بزرگترين و جهانيترين سينماگران ايران را به تماشا مينشينيم و دورههاي مختلف کارنام? فيلمسازي او را همراه منتقدان «کايه دو سينما» دنبال ميکنيم و همچنين در بخشي از کتاب پاي صحبتهاي خود عباس کيارستمي مينشينيم و حرفهاي او را درباره فيلمهاي سالهاي اخيرش ميخوانيم.
در کتاب «کيارستمي در کايه دو سينما»، چنانکه مسعود منصوري، گردآورنده و مترجم مطالب اين کتاب، در پيشگفتارش بر آن اشاره کرده، گزيدهاي نسبتاً جامع از نوشتههاي مجل? «کايه دو سينما» درباره فيلمهاي عباس کيارستمي ارائه شده است. از طريق آنچه در اين کتاب درباره کيارستمي و سينماي او آمده، هم ديدگاههاي منتقدان يک مجل? سينمايي معتبر و کلاسيک را درباره يک فيلمساز برجست? ايراني ميخوانيم و هم، چنانکه در پيشگفتار کتاب تأکيد شده، از طريق خواندن اين نوشتهها درمييابيم که «کايه دو سينما» در مواجهه با سينماي معاصر چه موضعي دارد و سينماي سالهاي اخير را چگونه ميبيند و چطور درک و ارزيابي و نقد ميکند. از آنجا که «کايه دو سينما»، به جز مطالبي که در شمارههاي مختلف خود به کيارستمي اختصاص داده، پروندهاي مفصل نيز درباره او منتشر کرده و عکس جلد سه شمارهاش را به فيلمهاي کيارستمي اختصاص داده و در مجموع توجهي ويژه به اين فيلمساز بزرگ ايراني داشته است، انتخاب نوشتههاي اين مجله درباره کيارستمي، به عنوان نمونهاي از رويکرد غالب در «کايه دو سينما»ي سالهاي اخير، انتخابي معنادار است که ميتواند ديدگاههاي متأخر اين مجله را به علاقمندان سينما و آنها که سينما را به صورت تخصصي دنبال ميکنند بشناساند.
کتاب «کيارستمي در کايه دو سينما» همچنين شامل گفتوگوهايي با عباس کيارستمي است که از خلال آنها کيارستميِ متأخر و جديدتر را از زبان خودش ميشناسيم و اين چه بسا به درکي روشنتر از فيلمهاي آخر کيارستمي کمک کند.
مروري بر کتاب کيارستمي در کايه دو سينما
کتاب «کيارستمي در کايه دو سينما» پس از پيشگفتار گردآورنده و مترجم کتاب، با مقالهاي از اَلَن برگالا به نام «کيارستمي و کايروس» آغاز ميشود که حکم مقدم? کتاب را دارد. مطالب ديگر کتاب در سه بخش تنظيم شدهاند که عبارتند از: «نقدها»، «گفتوگوها» و «پيوست».
بخش نخست کتاب «کيارستمي در کايه دو سينما» به گزيدهاي از نقدهايي اختصاص دارد که در «کايه دو سينما» درباره فيلمهاي کيارستمي نوشته شده است. ترتيب قرار گرفتن اين نقدها در کتاب «کيارستمي در کايه دو سينما» بر اساس سال ساخته شدن هر يک از فيلمهايي است که نقد درباره آن نوشته شده است. به اين ترتيب در اين بخش سينماي کيارستمي را، از دورههاي اول فيلمسازي او تا کارهاي جديدترش، دنبال ميکنيم. در نقدهايي که در بخش اول کتاب «کيارستمي در کايه دو سينما» منتشر شده، به فيلمهاي «مسافر»، «کلوزآپ»، «زندگي و ديگر هيچ»، «زير درختان زيتون»، «طعم گيلاس»، «باد ما را خواهد برد»، «آ.ب.ث. افريقا»، «ده»، «پنج»، «ده روي ده»، «شيرين»، «کپي برابر اصل» و «مثل يک عاشق» پرداخته شده است.
بخش دوم کتاب شامل پنج گفتوگوي «کايه دو سينما» با کيارستمي است. اين گفتوگوها به فيلمهاي «زندگي و ديگر هيچ»، «طعم گيلاس»، «باد ما را خواهد برد»، «ده» و «کپي برابر اصل» اختصاص دارند.
بخش سوم و پاياني کتاب «کيارستمي در کايه دو سينما» هم شامل نوشتههايي کوتاه درباره بخشي از فيلمهاي کيارستمي، از «نان و کوچه» تا «زير درختان زيتون» است. اين نوشتههاي کوتاه از پرونده مفصلي که «کايه دو سينما» براي کيارستمي منتشر کرد انتخاب شدهاند.
آنچه ميخوانيد بخشي از مقال? خواندني «کيارستمي و کايروس»، نوشت? اَلَن برگالا، درباره شخصيت هويتگريز کيارستمي و نمود اين هويتگريزي در سينماي اوست. اين مقاله، که به عنوان مقدم? کتاب «کيارستمي در کايه دو سينما» انتخاب و ترجمه شده، در سال 2016 و بعد از مرگ کيارستمي نوشته شده است. برگالا در اين مقاله شخصيت کيارستمي و فيلمها و شيوه کار او را به صورتي درهمتنيده و مرتبط با يکديگر تحليل ميکند و نشانههاي گريز کيارستمي از تثبيت و منجمد شدن در هويتي مشخص را، علاوه بر عملکرد او در موقعيتهاي مختلفِ زندگي واقعي، در بعضي فيلمهاي او نيز بازمييابد. در اين بخش از مقاله که ميخوانيد، برگالا بازتاب دوري گزيدن کيارستمي از هويتي سفتوسخت و قالبي را در فيلم «کلوزآپ» نشان داده است:
«کلوزآپ فيلمي است دربارهي والاترين لذت آزاديِ اساسي که براي کيارستمي يعني اجتناب از گير افتادن در هويتي که به آدم ميچسبد. اين رها شدن از استمرار دردناکِ خويشتن، که سبزيان ديوانهوار دنبالش است، مثل ميلي مُسري همهجا پخش ميشود و اثرش ميرسد به قاضي که مجذوب ايدهي ايفاي نقش در يک فيلم ميشود، و ميرسد به اعضاي خانوادهي بورژوا که رؤياي يک زندگيِ ديگر را در سر ميپرورانند، و نيز ميرسد به خود مخملباف که ميگويد گاهي از مخملباف بودن کلافه است. کيارستمي ميگفت کلوزآپ تنها فيلمش است که ميتواند جوري به تماشايش بنشيند که گويي کسي ديگر آن را ساخته است. خود او هم، بيهيچ ترديدي، با بداههپردازيِ اين فيلم که سوژهاش را روي هوا زده بود، کمي از کسوت مؤلف بودن خلاصي يافته بود.
يک مفهوم استعاري سراسرِ سينماي او را درمينوردد که سرپيچي از اجبار به اينهماني با يک هويتِ ثابت را به ساختاريترين شکل ممکن بيان ميکند: جفتوجور شدن.»
کتاب «کيارستمي در کايه دو سينما»، به گردآوري و ترجم? مسعود منصوري، در نشر چشمه منتشر شده است.