قمار دیگر - خاطرات یک مجاهد خلق
مصطفی ملایری
کتاب پارسه
دسته بندی: زندگینامه-و-خاطرات
| کد آیتم: |
1522675 |
| بارکد: |
9786002537850 |
| سال انتشار: |
1401 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
456 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «قمار ديگر: خاطرات يک مجاهد خلق» نوشت? مصطفي ملايري
شرح يک زندگي پرماجرا در متن دوراني پرحادثه و پرتلاطم از تاريخ معاصر ايران. کتاب «قمار ديگر: خاطرات يک مجاهد خلق» خاطرات و شرح زندگي مصطفي ملايري، يکي از اعضاي اولي? سازمان مجاهدين خلق، بهقلم خود اوست.
ملايري از کسانيست که در همان زماني که سازمان مجاهدين خلق تازه تشکيل شده و هنوز ايدئولوژي و رَوي? مذهبي داشت عضو اين سازمان شد و به زندان افتاد و در زندان رفتهرفته به مَشي مبارزه مسلحانه شک کرد و از آن روي برتافت.
مصطفي ملايري در کتاب «قمار ديگر» زندگي و خاطرات خود را از کودکي تا دوران پيروزي انقلاب نقل ميکند و حين نقل خاطرات خود، تصويري هم از بخشي از تاريخ اجتماعي و سياسي و فرهنگي معاصر ايران بهدست ميدهد.
ملايري، برخلاف آن عده از بُريدگان از مبارزه مسلحانه که يکسره با نگاه نفيگرايانه و سرزنشبار به مشي چريکي مينگرند، در کتاب «قمار ديگر» سعي دارد، ضمن طرح نقد خود به مبارزه مسلحانه، شرايطي را هم که مشي چريکي در آن شکل گرفت در نظر بگيرد. او اگرچه از دوراني به بعد ديگر به مشي چريکي اعتقادي نداشته است، اما در کتاب «قمار ديگر» از کساني که در سالهاي پيش از انقلاب براي مبارزه با اختناق و دستيابي به آزادي جان خود را از دست دادند با احترام ياد ميکند.
مروري بر کتاب «قمار ديگر»
کتاب «قمار ديگر» از مقدمه و ده فصل تشکيل شده است. مصطفي ملايري در اين ده فصل سرگذشت پر از اُفتوخيز و زندگي شخصي و سياسي خود را در متن برخي حوادث و رويدادهاي ايران معاصر تا انقلاب 1357 شرح ميدهد.
فصلهاي دهگان? کتاب «قمار ديگر» عبارتند از: «دوران کودکي و نوجواني (1344 – 1328)»، «دبيرستان علوي و دانشگاه»، «با سازمان مجاهدين»، «ضرب? اول، شهريور 1350»، «سالهاي سرگرداني (1352 – 1351)»، «تولد دوباره»، «ايدئولوژيپردازي»، «فروپاشي»، «در جستجوي سازمان درهمشکسته» و «انقلاب اسلامي».
ملايري در کتاب «قمار ديگر» از کودکي خود و خانواده و جامعه و فرهنگي که در آن متولد شده و پرورش يافته است، از اوضاع اجتماعي و سياسي و فرهنگي ايران در سرآغاز شکلگيري ايران مدرن و رويکرد روشنفکران به تجدد و تقابل سنتگرايان و روشنفکران در دورهاي که ايران داشت وارد عصرِ تجدد ميشد، از نوجواني و جواني و اعتقادات مذهبي و عرفانياش، از نخستين عشقاش و کنارهگيري و پشت کردن به اين عشق بهدليل پيوستناش به سازمان مجاهدين خلق و آغاز مبارزه سياسي، از سالهاي مبارزه و زندان و تغيير و تحولي که بهتدريج در افکار سياسياش پيدا ميشود، از همرزمانش و احساساش نسبت به آنها که در جريان مبارزه با رژيم پهلوي جان خود را از دست دادند، از ايدئولوژي و مشي سازمان مجاهدين خلق در سالهاي پيش از انقلاب و مسئل? تغيير ايدئولوژي سازمان در آن دوره، از ديدگاههاي سياسي خودش در دوراني که موضوع خاطرات اوست، از نگاهش به مارکسيسم و نگاه اعضاي سازمان مجاهدين خلق به مارکسيسم در دوراني که سازمان ايدئولوژي اسلامي داشته است و از خاطرات ريز و درشت خود و موضوعات و مسائل گوناگوني که در زندگي شخصي و سياسياش، از کودکي تا دوران انقلاب، با آنها مواجه شده سخن گفته است.
از ويژگيهاي کتاب «قمار ديگر» طنز و خودانتقادي و لحن صميمانه در نَقلِ خاطرات است. ملايري در اين کتاب ابايي ندارد که از بعضي رفتارهاي افراطي خود در جواني و خصوصياتي در خود، که با گذشت زمان آنها را مردود ميبيند، با طنزي انتقادي ياد کند. او معتقد است هيچکس کامل نيست و خود را نيز از اين قاعده مستثنا نميداند و بنابراين ميکوشد صادقانه و صميمانه و بيشيلهپيله از خودش و افکار و احساسات و سير و سلوکش و حوادثي که در زندگي از سر گذرانده است سخن بگويد.
ملايري نگاهي عارفانه به زندگي و هستي دارد و در طول کتاب «قمار ديگر» و حين نقل خاطرات و شرح زندگي خود، از نگرش خود به هستي نيز سخن ميگويد. او برآن است که غم نقشي سازنده در زندگي انسان و درک عميق هستي و معناي زندگي دارد.
ملايري خود را نه قهرمان که انساني عادي ميداند که از خطا و اشتباه بَري نبوده است. او در مقدم? کتاب «قمار ديگر» درباره خودش، زندگياش، احساساتش و آنچه در اين کتاب با آن مواجه خواهيم شد مينويسد:
«من آدمي خيلي معموليام. اما چيزي که شايد سرگذشت مرا براي شما جالب و خواندني بکند آن است که همهگونه رويدادهاي زندگيِ يک آدم را در شديدترين شکل مثبت و منفياش از نزديک تجربه کردهام. من معناي عشق را ميدانم؛ چيزي که براي خيليها شايد دست نداده باشد و صرفاً در کتابهاي ادبي آن را خواندهاند. من هيجان شوق عاشقانه را اگر نگويم چند بار – لااقل يکي دوبار چشيدهام. لذت وصال را در اعماق جسم و جانم درک کردهام. همينطور، درد فراق چندين ساله، زندان و حبس و شکنجه و... ميدانيد – اگر ليست بدترين رويدادهاي رنجآوري که در کتابهاي روانشناسي آمده را ببينيد، هم? موارد از همان بالا، به رديف در زندگي من رخ داده است. جالب است که من در برابر آنها يک آدم عادي بودم. خوشحال ميشدم، هيجانزده ميشدم، گريه ميکردم، درد ميکشيدم، فرياد ميزدم، زير فشار درد و رنج چه بسا خودم را بهشدت ميباختم. گاهي کفر ميگفتم و گاهي از هم? زندگي مأيوس ميشدم.
درنهايت اما، وقتي همهچيز از دست رفت و خود را شکستخورده ميديدم، روزني از نور اميد، مرا به پا ميداشت: حرکت از نو، قمار ديگر!
خُنُک آن قماربازي که بباخت هرچه بودش
بنماند هيچاش الا هوس قمار ديگر!
نه نه - من، آن قهرمان داستانهاي تخيلي نبودم که مثل چوبِ خشک باشم و هيچ احساسي نداشته باشم. هر بار به شهر و ديار آبا و اجدادي سر ميزدم، هيجان داشتم. اگر از راه دور به خانه بر ميگشتم چه بسا گريه ميکردم. نميتوانستم مثل سيبزميني يا بادمجان باشم و بگويم هيچ احساسي ندارم. اتفاقاً به وطنم خيلي هم احساس عاشقانه داشتم. يادم هست يکبار در بالاي کلکچال، چنگ زدم مشتي از خاک را برداشتم بوسيدم. به دوستم گفتم چقدر من اين خاک را دوست دارم. اين عطر بهشت دارد. احساس ميکنم اين مال من است و من از اينم.
فکر هم نکنيد که همهاش درد و رنج کشيدهام و حالا از زندگي طلبکار هستم. خيلي از مواهب زندگي بهره بردهام. من سيراب و شادکامم. خوشبختي همين است: ما با حضور فعال در فرايندي تمامنشدني از افت و خيزهاي زندگي، آنرا شکل ميدهيم.
با اينحال، اين کتاب تاريخنگاري رويدادها نيست. اين شرح احوال روحي و فکري من است از ماجراهايي که گاهي چون طوفان مرا به اينسو آنسو پرت ميکرد. گاهي هم خيال ميکردم قدري اختيار به من داده شده و ميتوانم بر چند و چون مسير و آيندهام اثر بگذارم. هرچه در آن روزها بر من گذشت، در سراچ? قلبم نهفته ماند تا اينجا بر روي کاغذ دوباره جان بگيرد.»
کتاب «قمار ديگر: خاطرات يک مجاهد خلق» در بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه منتشر شده است.