مجمع الجزایر گولاگ جلد اول
The Gulag Archipelago
الکساندر سولژنیتسین
احسان سنایی اردکانی
مرکز
دسته بندی: ادبیات-روسیه
| کد آیتم: |
1524624 |
| بارکد: |
9789642135387 |
| سال انتشار: |
1402 |
| نوبت چاپ: |
2 |
| تعداد صفحات: |
640 |
| نوع جلد: |
گالینگور |
| قطع: |
وزیری |
کتاب «مجمعالجزاير گولاگ - جلد اول» اثر الکساندر سولژنيتسين
روايتي از وحشت و خفقان و زندان و اسارت و شکنجه در روسي? کمونيستي. کتاب «مجمعالجزاير گولاگ»، با عنوان اصلي ????????? ????? و عنوان انگليسي The Gulag Archipelago: An Experiment in Literary Investigation، اثر الکساندر سولژنيتسين، را چهبسا امروزه بتوان يکي از آثار کلاسيک دربار? اردوگاههاي کار اجباري در روسي? شوروي و تصفيههاي گسترد? استاليني و نيز از آثار کلاسيک ادبيات زيرزميني و غيررسمي موسوم به «ساميزدات»، که در شوروي و ديگر کشورهاي کمونيستي رواج داشت، بهحساب آورد.
سولژنيتسين، که خود از بازماندگان اردوگاههاي کار اجباري در شوروي بود، در کتاب «مجمعالجزاير گولاگ»، براساس تجربههاي خود از اين اردوگاهها و نيز روايتهاي ديگران و اسناد و شواهد و مدارکي که در زمان نگارش اين کتاب دربار? اردوگاههاي کار اجباري موجود بود و به آنها دسترسي داشت، تصويري از اين اردوگاهها و مصائب و رنجهاي زندانياني که در آنها نگهداري ميشدند و فراتر از اين، تصويري از اختناق و وحشت و حکومت پليسي حاکم بر شوروي ارائه داده است.
کتاب «مجمعالجزاير گولاگ»، چنانکه در مقدمهاي که اَن اپلبام در سال 2007 براي اين کتاب نوشته و در ابتداي ترجم? فارسي احسان سنايي اردکاني از جلد اول آن هم آمده است، نهفقط وصفِ تاريخ، که خود تاريخ است. اپلبام در اين مقدمه همچنين مينويسد: «به لطف عنايت وسواسگونهي سولژنيتسين به جزئيات و استعدادهاي ادبي و جدليِ او، مجمعالجزاير گولاگ به خلق همين جهاني که ما امروزه در آن زيست ميکنيم هم کمک کرده – جهاني که در آن کمونيسمِ شوروي ديگر آرمان سياسيِ هيچکس نيست.»
کتاب «مجمعالجزاير گولاگ» اولين بار در سال 1973 به زبان روسي در فرانسه منتشر شد و ديري نگذشت که نسخههايي از آن بهصورت مخفيانه و زيرزميني در روسي? شوروي دستبهدست گشت و يواشکي خوانده شد. اين کتاب همچنين در سال 1974، يعني کمي بعد از انتشارش به زبان روسي، به انگليسي ترجمه شد.
مروري بر جلد اول کتاب «مجمعالجزاير گولاگ»
همانطور که اَن اپلبام در مقدمهاش بر کتاب «مجمعالجزاير گولاگ» توضيح ميدهد، سولژنيتسين در اين کتاب، که آن را در سه جلد به چاپ رساند، «جوي از وحشت هميشگي؛ وسوسهي دائم به خيانت؛ وفور پليس مخفي؛ وارونگي ارزشهاي "متعارف"؛ قساوت گستردهي حاکم بر فرهنگ گولاگ و همينطور بر کليت اتحاد شوروي» را ترسيم ميکند.
سولژنيتسين در کتاب «مجمعالجزاير گولاگ» از تجرب? زيست مشقتبار و پر از ترس و وحشت در اردوگاههايي مينويسد که در شوروي توسط نهادي به نام «گولاگ» اداره ميشدند. او خود يکي از زندانيان اين اردوگاهها بوده است و بخشي از کتاب «مجمعالجزاير گولاگ» از تجربههاي مستقيم خود او مايه ميگيرد اما سولژنيتسين در روايت آنچه در اردوگاهها و نيز آنچه در کلّ روسي? کمونيستي ميگذشت، تنها به مشاهدات و تجربههاي خود بسنده نميکند. او از نامههاي بازماندگان اردوگاهها و خاطرات آنها و ديگر اسنادي که در زمان نگارش کتاب «مجمعالجزاير گولاگ» به آنها دسترسي داشته نيز کمک ميگيرد تا عمق وحشت و خشونت نظام کمونيستي را به تصوير بکشد.
شايد امروزه سخن گفتن از اردوگاههاي کار اجباري و وحشت استالينيسم و بهطور کلي وحشتي که حکومتهاي کمونيستي برميانگيختند و سيستم پليسي مخوف اين حکومتها عادي شده باشد چون بسيار در اين باره گفته و نوشته شده است. اما در دوراني که سولژنيتسين کتاب «مجمعالجزاير گولاگ» را نوشت و منتشر کرد هنوز کمتر کسي از اردوگاههاي کار اجباري، تصفيههاي استاليني و آنچه در درون کشورهاي کمونيستي ميگذشت باخبر بود و سولژنيتسين يکي از نخستين کساني بود که به نگارش تاريخ گولاگ و تاريخ عصر وحشت در روسي? کمونيستي دست زد و وحشت کمونيسم را به تصوير کشيد.
کتاب «مجمعالجزاير گولاگ» بيش از آن که يک تاريخنگاري در معناي کلاسيک و آکادميک آن باشد، گزارشي از روح يک دوران و روايتي ادبي از کابوسي است که مردم روسيه در دوران استيلاي کمونيسم بر اين کشور از سر گذراندند؛ کابوسي که البته ديگر کشورهاي کمونيستي هم از آن در امان نبودند و تجربهاش کردند.
در جلد اول کتاب «مجمعالجزاير گولاگ» سفر خود را بههمراه سولژنيتسين در روسي? کمونيستي و مجمعالجزاير مخوف گولاگ، که زاد? حکومت کمونيستي بود، آغاز ميکنيم و نظام و سازوکار حاکم بر گولاگ را، که تجسم و نمودي از نظام شوروي بود، ميشناسيم.
جلد اول کتاب «مجمعالجزاير گولاگ» آغازگاه ورود ما به تبعيدگاهها و زندانها و اردوگاههاي هولناک شوروي است.
سولژنيتيسن در جلد اول کتاب «مجمعالجزاير گولاگ»، با ديدي جزئينگر و به زباني که جاهايي رنگي از طنزي تلخ و سياه دارد، ما را با خود وارد فضايي پليسي و مخوف و پر از ترس و سوءظن ميکند؛ فضايي که در آن همه گويا تحت نظرند؛ فضايي که تجسم وحشت و ستم و تحقير و رنج و پايمال شدن شأن انساني است.
جلد اول کتاب «مجمعالجزاير گولاگ» از بازداشت، زندان، شرايط زندانيان گولاگ، شيو? زيستشان، شيو? برخورد با آنها، نگرانيها و ترسهايشان، شکنجههايي که متحمل ميشدند و جوانب گوناگون زندگي مشقتبار در اردوگاههاي کار اجباري پرده برميدارد.
جلد اول کتاب «مجمعالجزاير گولاگ» از يادداشتي از سولژنيتسين، ديباچه و دو بخش به نامهاي «صنعت حبس» و «حرکت بيامان» تشکيل شده است.
بخش اول کتاب «مجمعالجزاير گولاگ» از دوازده فصل تشکيل شده که عبارتند از: «بازداشت»، «تاريخچهي شبکهي دفع فاضلاب ما»، «بازجويي»، «کلاهآبيها»، «سلول اول، عشق اول»، «بهار آن سال»، «در موتورخانه»، «قانون که بچه بود»، «قانون که قد کشيد»، «قانون که پخته و برنا شد»، «اشد تدابير» و «تيورزَک».
بخش دوم کتاب «مجمعالجزاير گولاگ» شامل چهار فصل است که عبارتند از: «کشتيهاي مجمعالجزاير»، «بنادر مجمعالجزاير»، «کاروانهاي بردگان» و «جزيره به جزيره».
دربار? الکساندر سولژنيتسين، نويسند? کتاب «مجمعالجزاير گولاگ»
الکساندر ايزايويچ سولژنيتسين (????????? ??????? ??????????)، متولد 1918 و درگذشته به سال 2008، داستاننويس، جستارنويس و مورخ روسي و برند? جايز? نوبل ادبيات سال 1970 بود.
سولژنيتيسن از مخالفان مشهور و برجست? نظام شوروي بود. او، که بهصراحت از کمونيسم و نظام شوروي انتقاد ميکرد، در افزايش آگاهي جهاني از سرکوب سياسي در شوروي، بهويژه آگاهسازي جامع? جهاني به سيستم گولاگ، سهم عمده و مهمي داشت.
از آثار الکساندر سولژنيتيسن ميتوان به کتابهاي «بخش سرطان» و «يک روز از زندگي ايوان دنيسوويچ» اشاره کرد.
دربار? ترجم? فارسي جلد اول کتاب «مجمعالجزاير گولاگ»
جلد اول کتاب «مجمعالجزاير گولاگ» با ترجم? احسان سنايي اردکاني در نشر مرکز منتشر شده است. اين ترجمه براساس ترجم? انگليسي کتاب انجام شده است.
احسان سنايي اردکاني، متولد 1368، مترجم ايراني است. از ديگر ترجمههاي او ميتوان به کتابهاي «آهنگ افلاک: سفري در فضا و زمان»، «ويتگنشتاين در تبعيد» و «جهانبينيها: درآمدي بر تاريخ و فلسف? علم» اشاره کرد.
گفتني است که بخشهاي اول و دوم کتاب «مجمعالجزاير گولاگ» سالها پيش با ترجم? عبدالله توکل توسط انتشارات سروش به فارسي منتشر شده بود.