غارهای پولادین
آیزاک آسیموف
سعید سیمرغ
چترنگ
دسته بندی: ادبیات-آمریکا
| کد آیتم: |
1524660 |
| بارکد: |
9786227342758 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
2 |
| تعداد صفحات: |
274 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «غارهاي پولادين» اثر آيزاک آسيموف
اولين کتاب از مجموع? موسوم به «مجموع? رباتي» آيزاک آسيموف. کتاب «غارهاي پولادين»، با عنوان اصلي The Caves of Steel، يک رمان علمي – تخيليِ پليسي – معمايي است.
آيزاک آسيموف، که از استادان بهنامِ ژانر علمي – تخيلي است، در کتاب «غارهاي پولادين» پاي جنايتي را به فضا کشانده و اينگونه ژانر علمي – تخيلي را با ژانر پليسي – معمايي درآميخته و اثري پديد آورده است که هم هيجان ادبيات علمي – تخيلي را دارد و هم رمز و راز و تعليق و کشش داستانهاي کارآگاهي و جنايي را.
کتاب «غارهاي پولادين» همچنين حاوي تأملات و پرسشهايي دربار? آينده و تبعات و نتايج پيشرفت علم و تکنولوژي است.
متن اصلي کتاب «غارهاي پولادين» اولين بار در سال 1953، بهصورت پاورقي در مجل? «کهکشان»، و سپس در سال 1954 بهصورت کتاب منتشر شد.
مروري بر کتاب «غارهاي پولادين»
آيزاک آسيموف، چنانکه پيشتر اشاره شد، در کتاب «غارهاي پولادين» با بهرهگيري از مؤلفههاي ژانر پليسي – جنايي، معما را وارد ژانر علمي – تخيلي کرده و از اين طريق به اين ژانر غناي بيشتري بخشيده و به آن بُعدي تازه داده است.
داستان کتاب «غارهاي پولادين» در چندين هزار سال بعد اتفاق ميافتد؛ در دورهاي که انسانها عرص? جولان خود را از زمين به نقاط ديگر فضا گسترش دادهاند و سيارههايي ديگر را مسکوني کردهاند و گروهي از انسانها در آن سيارهها زندگي ميکنند و ساکنان زمين هم در شهرکهايي زيرزميني که فولاد گرداگردشان را فراگرفته است بهسر ميبرند. در چنين دورهاي است که ناگهان قتلي در يک شهرک فضاييِ همساي? زمين رخ ميدهد و ماجراي کتاب «غارهاي پولادين» حول کشف معماي اين قتل ميگردد.
در کتاب «غارهاي پولادين» يک کارآگاه از ميان زمينيها، به نام الايجا بيلي، به همراه يک ربات انساننما، به نام دنيل آليوا، از شهرک فضايي مأمور ميشوند که راز اين قتل را کشف کنند و ما همراه با اين دو در زمين و کهکشان سفر ميکنيم و ماجراهايي مهيج و معمايي و پر از رمز و راز را دنبال ميکنيم.
کتاب «غارهاي پولادين» يک رمان جذاب، سرگرمکننده و پرکشش علمي – تخيلي و جنايي - معمايي است. آسيوف در اين رمان، هنرمندانه از عهد? ترکيب اين دو ژانر برآمده است و بهشيوهاي هوشمندانه از مؤلفههاي جذابيتبخش اين هر دو ژانر بهره گرفته است.
کتاب «غارهاي پولادين» همچنين، از خلال داستاني مهيج و معمايي، پرسشها و تأملاتي را دربار? آينده و نيز دوراني از زندگي بر روي کر? زمين را که در اين رمان به تاريخ پيوسته است پيش ميکشد؛ پرسشها و تأملاتي دربار? اينکه پيشرفت و همسايگي انسان و موجودات فضايي چه تبعاتي ميتواند داشته باشد و آيندهاي که در آن، بخشي از فضا مسکوني شده و فضاييها و زمينيها باهم تنشهايي پيدا کردهاند چگونه آيندهاي ميتواند باشد و انسان در چنين آيندهاي چگونه به گذشته ميانديشد؟
در بخشي از کتاب «غارهاي پولادين» ميخوانيد: «وقتي شهرک فضايي چيزي حدود بيست و پنج سال پيش تأسيس شد، تمايل قدرتمندي وجود داشت که آنجا را تبديل به مکاني ديدني کنند. جمعيت شهر گلهوار به آنسو روانه شدند.
فضاييها جلوي اين رويه را گرفته بودند. مؤدبانه (آنها هميشه مؤدب بودند) ولي بدون هيچگونه سازشي، با مهارت يک مانع نيرو بين خودشان و شهر برقرار کرده بودند. خدمات مهاجرتي و ايست گمرکي برپا کردند. اگر کسي کاري آنجا داشت، خودش را معرفي ميکرد، اجازه ميداد بازرسي بدني شود و تحت آزمايش پزشکي قرار بگيرد و فرايند گندزدايي را طي کند.
اين کارها به نارضايتي دامن زد. طبيعي هم بود. نارضايتي بيشتر از آن بود که رفتار فضاييها سزاوارش باشد. اين نارضايتي چوب لاي چرخ برنام? نوسازي گذاشت. بيلي شورشهاي مانع را به ياد داشت. او خودش جزئي از جمعيتي بود که خودشان را از ميلههاي مسير پرسرعت آويزان کردند، بدون داشتن امتياز درجه وارد بخش صندليدار شدند و بيمحابا روي نوارها دويدند و خطر شکسته شدن دست و پايشان را به جان خريدند و به مدت دو روز درست آنسوي مانع شهرک فضايي ماندند و با دادوفرياد شعار دادند و اموال عمومي شهر را از شدت درماندگي تخريب کردند.
بيلي اگر هنوز خوب فکر ميکرد، ميتوانست آوازهايي را که آنزمان ميخواندند، به ياد بياورد. آوازي بود به نام انسان روي مادر زمين زاده شد، ميشنوي؟ که از روي آهنگي قديمي با ترجيعبندي بيمعني ساخته شده بود:
انسان روي مادر زمين زاده شد، ميشنوي؟
زمين دنيايي است که او را زاد، ميشنوي؟
فضايي، برو گم شو
از چهر? مادر زمين وارد فضا شو
فضايي کثيف، ميشنوي؟
صدها شعر ديگر هم بود. بعضيهايشان هوشمندانه بودند، خيليهايشان ابلهانه و خيليها هم رکيک بودند؛ ولي همهشان با فضايي کثيف، ميشنوي؟ تمام ميشدند. هم? اينها پاسخ بيهودهاي بود به فضاييها به دليل بدترين توهيني که به زمينيها کرده بودند: اصرار بر اينکه زمينيها را موجوداتي نفرتانگيز و بيمار ميدانستند.
البته فضاييها زمين را ترک نکردند. حتي نياز نداشتند هيچکدام از سلاحهاي مرگبارشان را به کار بگيرند. ناوگان قديمي زمين خيلي زود فهميده بود نزديک شدن به هرکدام از کشتيهاي دنياهاي خارجي مساوي با خودکشي است. در آن روزهاي اولي? تأسيس شهرک فضايي، هواپيماهاي زميني که دست به مخاطره زده و بر فراز آن پرواز کرده بودند، به سادگي ناپديد شده بودند. در بهترين حالت شايد تکهاي از بالشان ممکن بود روي زمين بيفتد.
هيچ جمعيتي هم نميتوانست آنقدر ديوانه باشد که تأثير دست ويرانگر زيراثيرياي را که در جنگهاي يک سد? پيش روي زمينيها به کار رفته بود، فراموش کند.
به اين ترتيب فضاييها پشت مانعشان، که آن هم از توليدات دانش پيشرفتهشان بود ماندند؛ مانعي که با هيچکدام از روشهاي موجود زميني نميشد آن را شکست. آنها با خونسردي سوي ديگر مانعشان نشستند تا وقتي که شهر جمعيت را با بخار بيهوشکننده و گاز قيآور آرام کرد. پس از آن زندانهاي طبق? پايين پر شده بود از سردستهها، ياغيها و کساني که صرفاً به اين دليل بازداشت شده بودند که دمدست بودند. آنها هم همگي پس از مدتي آزاد شدند.
پس از آنکه به قدر کافي از آن ماجراها گذشت، فضاييها هم از محدوديتهايشان کاستند. مانع برداشته شد و به پليس شهر اعتماد کردند تا از انزواي شهرک فضايي محافظت کند. از همه مهمتر اينکه آزمايشهاي پزشکي ديگر آنقدرها آزاردهنده نبود.
حالا بيلي فکر ميکرد که شايد اوضاع جهت عکس را در پيش بگيرد. اگر فضاييها جداً فکر ميکردند که يک زميني به شهرک فضايي رفته و مرتکب قتل شده، ممکن بود مانع دوباره مستقر شود که خيلي بد ميشد.»
دربار? آيزاک آسيموف نويسند? کتاب «غارهاي پولادين»
آيزاک آسيموف (Isaac Asimov)، متولد 1920 و درگذشته به سال 1992، داستاننويس روسي - امريکايي، نويسند? کتابهاي علميِ عامهپسند و به زبان ساده و استاد بيوشيمي دانشگاه بوستون بود. او در دوران حياتش، در کنار آرتور سي. کلارک و رابرت اي. هاينلاين، يکي از سه نويسند? بزرگ ژانر علمي – تخيلي به حساب ميآمد.
آسيموف سهساله بود که خانوادهاش از روسيه به امريکا مهاجرت کردند. در بروکلينِ نيويورک بزرگ شد و خواندن را در پنجسالگي آموخت. خانواد? آسيموف چندين مغاز? قنادي داشتند و در آنها، علاوه آبنبات، روزنامه و مجله، از جمله مجلات علمي – تخيلي، ميفروختند.
آسيموف خواندن داستانهاي علمي – تخيلي را از نُهسالگي آغاز کرد. در يازدهسالگي اولين داستانش را نوشت و در هجدهسالگي به باشگاه هواداران ادبيات علمي – تخيلي پيوست و در آنجا دوستاني پيدا کرد که بعداً نويسنده يا ويراستار داستانهاي علمي – تخيلي شدند.
در سال 1937 آسيموف اولين بار به نوشتن بهصورت حرفهاي انديشيد و شروع به نوشتن اولين داستان علمي – تخيلي خود کرد. از سال 1939 داستانهاي او در نشريات چاپ شدند و او توانست از طريق نوشتن کسب درآمد کند و هزين? تحصيلش را بپردازد. هنوز اما درآمدش از راه نوشتن بهقدري نبود که بتواند تماموقت به اين کار بپردازد. کمکم اما به نويسندهاي مشهور و يکي از بهترين و مهمترين و معروفترين نويسندگان ادبيات علمي – تخيلي بدل شد.
مجموعه کتابهاي «بنياد» از مهمترين و معروفترين آثار داستاني آيزاک آسيموف است. مجموع? رباتي، که چنانکه پيشتر اشاره شد کتاب «غارهاي پولادين» اولين کتاب آن است، و نيز مجموع? «امپراتوري کهکشاني» ديگر آثار داستاني مطرح و مهم او هستند.
آسيموف همچنين بهخاطر قوانيني موسوم به «قوانين سهگان? رباتيک» شهرت دارد و «دانشنام? بريتانيکا» از او بهعنوان واضع واژ? «رباتيک» در زبان انگليسي نام برده است.
همچنين در «فرهنگ انگليسي آکسفورد» از آسيموف بهعنوان واضع دو واژ? «پوزيترونيک» و «روانتاريخ» نام برده شده است.
بهافتخار آيزاک آسيموف، سيارکي را سيارکِ «آسيموف 5020» نام دادهاند.
دربار? ترجم? فارسي کتاب «غارهاي پولادين»
کتاب «غارهاي پولادين» با ترجم? سعيد سيمرغ در انتشارات چترنگ منتشر شده است.
سعيد سيمرغ، متولد 1359، مترجم ايراني است. از ترجمههاي او ميتوان به کتابهاي «خورشيد برهنه»، «ارتقا»، «لبههاي تيز»، «ريگي در آسمان»، «برجيس را بخر!»، «درياهاي سرخ زير آسمانهاي سرخ» و «جمهوري دزدان» اشاره کرد.