بهشت گربه ها
Le Paradis des chats
امیل زولا
مژگان حسینی روز بهانی
ققنوس
دسته بندی: ادبیات-فرانسه
| کد آیتم: |
1525374 |
| بارکد: |
9786220404866 |
| سال انتشار: |
1402 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
108 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
پالتوئی |
کتاب «بهشت گربهها» اثر اميل زولا، ترجمه مژگان حسيني روزبهاني، نشر ققنوس
پنج داستان کوتاه از اميل زولا که در آنها دغدغههاي اجتماعي و تاريخي اين نويسنده مهم کلاسيک ديده ميشود. زولا در داستانهاي کتاب «بهشت گربهها» بر روي مضاميني جهانشمول دست گذاشته که همچنان مسئله جهان ما نيز به شمار ميروند.
اميل زولا در سال 1874 مجموعهاي از داستانها و خاطرات و متنهايي کوتاه منتشر کرد. «بهشت گربهها» پنج داستان کوتاه از ميان اين نوشتههاي زولا است.
در داستانهاي کوتاه کتاب «بهشت گربهها» با همان روح طبيعتگرايانه زولا روبرو هستيم. او در اين داستانها تصويري از وضعيت اجتماعي زمانهاش به دست داده و ميتوانيم شمايلي از فقر و فرودستان را در قرن نوزدهم مشاهده کنيم.
کتاب «بهشت گربهها» يکي از کتابهاي مجموعهاي است که توسط گاليمار منتشر ميشود. اين مجموعهاي است متشکل از يک تک داستان، مجموعه داستان يا بخشهايي از شاهکارهاي ادبي جهان با قيمتي اندک. هدف اين مجموعه در دسترس قرار دادنِ داستانها يا رمانهاي کوتاه يا بخشهايي از رمانهاي چندجلدي و گرانبها در دسترس همگان است با اين اميد که خواننده، پس از مطالعه قطعه يا داستانهاي انتخابشده، براي خواندن ديگر آثار نويسنده اشتياق پيدا کند. اين مجموعه با عنوان پانوراما در نشر ققنوس منتشر خواهد شد.
مروري بر کتاب «بهشت گربهها»
جنگ، نابرابري، فقر و محروميت، تمناي آزادي از جمله مهمترين مضاميني هستند که در پنج داستان کوتاه کتاب «بهشت گربهها» با آنها روبروييم.
اميل زولا در داستانهاي کوتاه کتاب «بهشت گربهها» با نثري که گاه تغزلي ميشود مسايل دورانش را مطرح کرده است اما شيوه طرح اين مسايل به گونهاي است که اين داستانها ميتوانند تصويري از جهان کنوني ما هم باشند. زولا استادانه شخصيتها و موقعيتها را آفريده و توصيف و تصويري از فقر و گرسنگي و ترس و محروميت طبقات محروم به دست داده است.
داستان اول مجموعه که عنوان کتاب نيز برگرفته از آن است، «بهشت گربهها» نام دارد. در اين داستان تمام رنجها و بينظمي و بيثباتي کار جهان تصوير شده است. راوي اين داستان گربهاي خانگي است که از پشت پنجره خانهاي که در آن زندگي ميکند جهان آزاد را ميبنيد و تمناي آن را دارد: «وسط اين زندگي شيرين، تنها آرزو و تنها رويايم اين بود که يواشکي از لاي پنجره نيمهباز سر بخورم و به پشتبامها فرار کنم. آن ناز و نوازشها به نظرم لوس ميآمد، نرمي بستر برايم تهوعآور بود و آنقدر پروار بودم که حالم از خودم به هم ميخورد. و تمام روز، حوصلهام از خوشبخت بودن سر ميرفت.» او از پنجره، پشتبام خانه روبرو را ميبيند. يکروز آنجا چهار گربه با موهاي سيخ و دمهاي شق به جان هم افتاده بودند و زير آفتاب تند با صداهاي گوشخراشي روي سفال آبيرنگ غلت زده بودند. او پيش از اين هيچ وقت چنين چيزي نديده بود و به نظرش اين کاري فوقالعاده بود. اينها همه باعث شده بود که او به رها شدن و بيرون رفتن فکر کند: «از آن موقع، ديگر باورم شد که خوشبختي واقعي روي آن بام و پشت آن پنجرهاي است که با دقت آن را ميبندند. براي خودم اينطور دليل ميآوردم که درهاي گنجهها را هم، وقتي گوشت را پشتشان قايم ميکنند، همينطور ميبندند.»
اما در اين داستان کتاب «بهشت گربهها» ميبينيم که شاديهاي پرسه زدن در کوچهها و پشتبامها فقط تا جايي ادامه دارد که گرسنگي سرنرسيده است. شب که ميشود باران ميگيرد و گربه مجبور ميشود ساعتها در زبالهها دنبال غذا بگردد و چيز دندانگيري هم پيدا نميکند. کلافه و خسته ميشود و ياد زندگياش پيش از فرار از خانه ميافتد؛ «نزديک ده ساعت زير باران بودم، بندبند تنم ميلرزيد. کوچه لعنتي، آزادي لعنتي، و چقدر حسرت زندانم را ميخوردم!» گربهاي ديگر به او ميگويد از لحظه اول که او را ديد فهميده بود که او براي «شاديهاي خشن آزادي» ساخته نشده و بهتر است به خانه برگردد. زولا در اين داستان به واسطه شرح حال زندگي يک گربه تصويري از موقعيتي دشوار که همواره پيش روي جامعه انساني بوده به دست داده است.
در ديگر داستانهاي کتاب «بهشت گربهها» نيز با موقعيتها و چالشهاي ديگري از اجتماع انساني روبرو ميشويم.
درباره اميل زولا نويسنده کتاب «بهشت گربهها»
اميل زولا از نويسندگان مشهور ادبيات کلاسيک است که در سال 1840 از پدري ايتاليايي و مادري فرانسوي در پاريس متولد شد. زولا نويسندهاي بسيار پرکار بود و از نظر حجم آثار حتي از ويکتور هوگو هم پرکارتر بود. زولا نويسندهاي آزاديخواه با گرايشهاي سوسياليستي بود و اين گرايش در آثار مختلف او قابل مشاهده است. زولا خود را بنيانگذار مکتب ناتوراليسم يا طبيعتگرايي ميدانست. او در خانوادهاي متولد شد که از نظر مالي شرايط مناسبي نداشتند و از اينرو تحصيلات پيوسته و مطلوبي نداشت اما با اينحال زولا با هوشمندي و پشتکارش و با تکيه بر استعداد سرشارش به نويسندهاي بسيار فرهيخته و توانمند تبديل شد. زولا به واسطه فروش آثار پرتعدادش به فردي توانگر تبديل شد و خانهاش بدل به مرکزي براي دور هم جمع شدن نويسندگان و هنرمندان روشنفکران شد. زولا به جز نويسندگي، به روزنامهنگاري هم ميپرداخت و در اين عرصه نقطهاي درخشان در کارنامه او باقي مانده است. زولا که روزنامهنگاري آزاديخواه و متعهد بود در سال 1898 در ماجراي مشهور دريفوس، سروان يهودي توپخانه که با اتهام جاسوسي روبرو شده بود، مقاله يا به تعبيري نامهاي سرگشاده با عنوان «من متهم ميکنم» نوشت و در آن رئيسجمهور وقت را مخاطب قرار داد و در مقابل واپسگرايان کليسا و محافظهکاران نظامي از بيگناهي دريفوس دفاعي قاطعانه کرد. زولا با اين متن امنيت حرفهاي و آرامش زندگياش را به خطر انداخت. او را محاکمه کردند و به دو سال زندان و پرداخت سه هزار فرانک محکوم شد. زولا در سال 1902 در 62 سالگي درگذشت. در سال 1908 پيکر او را به آرامگاه مشاهير در پانتئون منتقل کردند و در کنار ويکتور هوگو به خاک سپردند. در سال 1998 رئيسجمهور فرانسه مراسم بزرگداشت سده زولا را برگزار کرد. زولا در سالهاي حياتش رمانها و داستانهاي زيادي نوشت. رمانهاي روگن- ماکار که به بيست کتاب ميرسد، سرگذشت خانداني فرضي است که اعضايش در طي قرني که مدعي آزادي و حقيقت بود ابايي از به بيراهه رفتن براي کسب ثروت بيشتر نداشتند. «ژرمينال»، «پول و زندگي»، «شکست»، «شاهکار»، «مرگ اليويه بکاي» و «حمله به آسياب» برخي از کتابهاي زولا هستند که به فارسي ترجمه شدهاند.
درباره ترجمه کتاب «بهشت گربهها»
کتاب «بهشت گربهها» با ترجمه مژگان حسيني روزبهاني در نشر ققنوس منتشر شده است.
مژگان حسيني روزبهاني، متولد 1348، مترجم ايراني است که آثاري از نويسندگان فرانسوي به فارسي برگردانده است. «پاره يادداشتها» يکي ديگر از ترجمههاي او است.