مقلدها
گراهام گرین
محمدعلی سپانلو
افق
دسته بندی: ادبیات-انگلیس
| کد آیتم: |
2463 |
| بارکد: |
9786003530416 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
4 |
| تعداد صفحات: |
456 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
شخصيتهاي اصلي داستان با يک کشتي هلندي به پايتخت هائيتي، پورتو پرنس ميروند. راوي آقاي براون است که به قصد فروش هتلش واقع در پورتو پرنس به آمريکا سفر کرده ولي ناموفق بوده و در حال برگشتاست. آقاي اسميت، کانديد سابق رياست جمهوري آمريکا، به همراه خانمش با هدف نجات بشريت از خشونت و تباهي به هائيتي آمده تا مرکز گياهخواري برپا کنند. غافل از آنکه ساکنان اين منطقه آنقدر فقيرند که به ندرت گوشت گيرشان ميآيد. سرگرد جونز، تاجري هندي-انگليسي خوش برخورد است که کلي ماجراي جنگي غيرقابل باور تعريف ميکند.
براون به هتلش برميگردد و متوجه ميشود که وزير فيليپات در استخر هتلش خودکشي کردهاست. حالا ديگر او به يک هدف براي دولت تبديل شده است. براون مجبور است جسد را نيست و نابود کند تا درگير نشود. در همين فاصله، جونز به محض رسيدن پايش به هائيتي دستگير شده است. براون آقاي اسميت را متقاعد ميکند تا از «اهرم سياسي» خود استفاده کند و جونز را از زندان آزاد کند. جونز با استفاده از يک خودکار و چند کاغذ و جعل راه خود را به دولت هائيتي باز ميکند.
جسد فيلپات پيدا شده و خانوادهاش سعي ميکنند مراسم تدفين برگزار کنند. جوخه مرگ رئيس جمهور، تونتون ماکوت، در کمين نشسته و جسد را ميدزدد. برادرزده فيليپات تصميم ميگيرد به نيروهاي شورشي بپيوندد ولي اول از همه بايد در آيين وودوو شرکت کند.
براون با معشوقهاش، مارتا پيندا، همسر سفير اروگوئه آشتي ميکند. آقا و خانم اسميت به کشور همسايه جمهوري دومنيکن ميروند.
جونز دشمن دولت ميشود و براون سعي ميکند او را از کشور خارج کند. او فکر ميکند جونز رابطهاش با مارتا را تهديد ميکند، و تشويقش ميکند به شورشيهاي شمال بپيوندد. فقدان حس نظاميگري جونز منجر به مرگ او در عمليات ميشود و شورشيها شکست ميخورند. دوواليه، رئيسجمهور، پايههاي قدرت خود را مستحکم ميکند و براون که نميتواند به هتلش برگردد، به سانتو دومينگو ميرود. در آنجا به عنوان مأمور کفن و دفن کار ميکند.