مسخ و داستان های دیگر
مشخصات
معرفی
معرفی کتاب مسخ و داستان های دیگر اثر فرانتس کافکا
فرانتس کافکا وصیت کرده بود که بعد از مرگش تعدادی از داستانهایی را که در زمان حیاتش چاپ نشده بودند و بهصورت دستنویس باقی مانده بودند بسوزانند تا کسی آنها را نخواند. این مسئله بیشک از روحیۀ خودش میآمد که مردی با تردیدها، وسواسها و ترسهای فراوان بود و در تمام زندگیاش همین حالات روحی بر او حاکم بودند. تعدادی از داستانهای کوتاه او از جمله داستانهای کتاب مسخ و داستان های دیگر از این جملهاند. ماکس برود، دوست صمیمی کافکا که از شرایط او و زندگیاش باخبر بود، تصمیم میگیرد این آثار را چاپ کند و با انتشار آنها بخشی از داستاننویسی قرن بیستم را در معرض دیدن، خوانده شدن و پرسشگری قرار داد. مسخ یکی از مهمترین داستانهای کافکاست که در این کتاب چاپ شده است و بیشک یکی از نزدیکترین داستانها به حالات روحی فرانتس کافکا. او، که برای خود ارزش زیادی قائل نبود و خودش را بیاهمیت میپنداشت و نویسندگیاش را نیز با تردیدهای فراوان روبهرو میدید، در داستان مسخ بهخوبی چهره و درونیاتش را عیان میکند. بیدار شدن مردی در یک روز صبح بهصورت یک حشره که فکر میکرده تا پیش از این درگیر زندگی روزمرهای بیمقدار است توصیفی کامل از جهان ذهنی اوست. هر پنج داستان مجموعه مسخ و داستان های دیگر از مهمترین آثار کافکا به شمار میروند که با ترجمۀ علی اصغر حداد از نشر ماهی منتشر شدهاند.
دربارۀ کتاب مسخ و داستان های دیگر
داستان مسخ کافکا یکی از آثار اوست که شاید بیشترین شهرت را در بین نوشتههایش دارد و هرکس که حتی کتاب را نخوانده باشد با تصویر یک حشره روی جلد کتاب یا خط اصلی داستان آشناست. اما اهمیت این اثر در کنار چهار داستان کوتاه کتاب مسخ و داستان های دیگر جایی روشن میشود که میفهمیم همۀ این داستانها از نوعی فکر وسواسگونۀ نویسنده و ترسهایی بیرون آمده که انسان را نزدیک به حیوان یا محکومی بیدلیل و ابدی میپندارد. یکی از ویژگیهای آثار او حرکت روی واقعیت و خیالی است که هیچگاه نمیتوان کاملاً از یکدیگر جدایشان کرد. فانتزی در داستانهای کافکا و بهخصوص داستان مسخ طوری اتفاق میافتد که فکر نمیکنیم وارد جهانی خیالی شدهایم، چون تمامی عناصر دیگر داستان کاملاً واقعی هستند. ذهن انزواطلب و تنها و محکوم او باعث شده تا آثارش و همینطور چهار داستان دیگرِ این مجموعه با زبانی کاملاً عادی، بدون احساسگرایی یا توصیفهای شاعرانه و خیالانگیز، خواننده را وارد جهان ذهنی خودِ کافکا کنند. انگار چیزی وجود ندارد که شک کنیم که این حشره از خیال بیرون آمده. فضای داستان مسخ، زندگی شخصیت و هرآنچه در اطراف او هست یا در حال رخ دادن است آنقدر واقعی هستند که ما را با مرزی از ادبیات داستانی روبهرو میکند که نه در داستانهای علمیتخیلی و نه فانتزیهای مرسوم دیدهایم. جهان کافکا اعجاب خاص خودش را دارد. نثر او بهقدری واقعی است که جای شکی برای هیچچیز باقی نمیگذارد. ما را وادار میکند جهانش را، آنگونه که میخواهد، بپذیریم و این ویژگی مشترک تمامی آثار اوست. خودِ نویسنده از داستان مسخ به «داستان بسیار چندشآور» یاد میکند. در همان ابتدای داستان مینویسد که تبدیل شدن شخصیت به حشره یک کابوس نیست و همهچیز اتاق سر جایش است و چیزی تکان نخورده. همین فضاسازی واقعی کنار یک عنصر غیرواقعی است که کتاب مسخ و داستان های دیگر را از اهمیت ویژهای نسبت به سایر آثار ادبیات فانتزی برخوردار میکند.
خلاصه کتاب مسخ و داستان های دیگر
کتاب مسخ و داستان های دیگر شامل پنج داستان از فرانتس کافکاست: مسخ، در سرزمین محکومان، گزارشی به فرهنگستان، هنرمند گرسنگی، لانه. مسخ داستان گرگور زامزا است که روزی از خوابی آشفته بیدار میشود و میبیند که تبدیل به حشرهای بزرگ شده، اما همۀ عناصر زندگی و فضا و اتاقش همان است که بود و این یک کابوس نیست و حالا باید زندگی را بهسان یک حشره پیش ببرد. او، که یک کارمند ساده است و زندگی بیفرازوفرودی داشته، خودش را بیاهمیت و بیارزش و بیمقدار میداند و حالا همهچیز این حالات و احساسات نمود یک حشره را گرفته. افکار او، پذیرش زندگی جدیدش و بازگشت به اجتماع، گفتوگوهایی که با خودش دارد و نثر واقعگرای این داستان از زیباییهای این اثر است که تا پایان از اعجاب آن کاسته نمیشود. داستان در سرزمین محکومان نیز داستان سربازی است که برای اجرای حکم اعدام یک متهم آمده و مانند رمان محاکمه که همهچیز بیدلیل اتفاق میافتد در اینجا نیز چنین است.
گزارشی به فرهنگستان در قالب یک نامه به فرهنگستان نوشته شده از کسی که در جهان میمونها زندگی میکرده و تا پیش از این میمون بوده و نزدیکیهای بسیاری به داستان مسخ دارد. شیوۀ نامهنگاری، تجربههای این موجود و فانتزی محو و ناپیدای کافکا در کنار غمبار بودن زندگی از جمله جذابیتهایی هستند که این داستان را میسازند. هنرمند گرسنگی هم شبیه به یک محاکمۀ دیگر است. نمایشی از یک هنرمند لاغر و استخوانی که از فرط گرسنگی در حال زوال است، اما شبیه به یک نمایش یا سیرک در معرض دید کودکان و بزرگسالان قرار داده میشود. احساسهای تلخ و اندوهی که در این داستان است، بدون آنکه کافکا از توصیفات رمانتیک بهره ببرد، خود را عیان میکنند و خواننده را در بُهت این داستان رها میکند. لانه نیز داستان کسی است که انگار تمام زندگیاش محکوم است در لانهای زندگی کند و داستان̊ توصیف زندگی در این محدوده است. آثار این مجموعه بهلحاظ محتوایی نزدیکیهای بسیاری به یکدیگر دارند و همگی از محکوم بودن انسان معاصر در چرخۀ روزمرهای بیهدف حکایت میکنند.
درباره فرانتس کافکا، نویسندi کتاب مسخ و داستان های دیگر
فرانتس کافکا در 1883 در چک به دنیا آمد و در 1924 بر اثر بیماری سل از دنیا رفت. در جنگ جهانی اول زندگی کرد و اندوه آن روزها را دید، رابطۀ بسیار بدی با پدرش داشت که پر از ترس و فرمانبرداری بود، عشقی را تجربه کرد که هرگز نتوانست بهخاطر تردیدهایش به سمتش برود و بیشتر بهصورت نوشتن نامه ادامه یافت که در کتاب نامه هایی به فلیسه باوئر پیداست – که فلیسه بعد از سالها انتظار تصمیم به ازدواج گرفت – زندگی کارمندی مداوم و بیماریهای روحی و جسمی همگی باعث شدند که روزهایی تاریک و زندگی اندوهباری داشته باشد. نویسندگیاش نیز بازتاب این روحیات است. همیشه احساس محکوم بودن، نرسیدن، تردید کردن، قدم به پیش نگذاشتن، عذاب کشیدنهای بیوقفه چیزهایی بودند که چه به صورت مضامین داستانها و رمانهایش چه در روحیات خودش حاضر بودند. بخشی از آثار مهم او شامل این عناوین هستند: قصر، محاکمه، امریکا، داستان های کوتاه کافکا، پزشک دهکده، تمثیلات، نامه به پدر، نامه به فلیسه باوئر.
درباره مترجم کتاب مسخ و داستان های دیگر، علی اصغر حداد
علی اصغر حداد مترجم زبانی آلمانی است که در 1329 در قزوین متولد شد. او به دلیل ترجمۀ آثار از زبان آلمانی هم به لحاظ تجربه و هم دقت و ظرافت در انتقال زبان و حس و حال نویسنده یکی از برجستهترین مترجمان آلمانی زبان است. مهمترین رمانها و آثار نویسندگان بزرگ از سوابق برگردانهای فارسی او محسوب میشوند و خواندن این آثار بزرگ را وامدار این نویسنده هستیم که کتاب مسخ و داستان های دیگر یکی از مجموعه کارهای اوست. او تمامی آثار کوتاه و نیمهبلند کافکا را نیز در یک جلد جدا از نشر ماهی ترجمه کرده است، همچنین سه رمان بلند کافکا نیز با ترجمۀ او از نشر ماهی به چاپ رسیده. آثار مهم توماس مان هم از ترجمههای مهم علی اصغر حداد از زبان آلمانی هستند. بخشی از ترجمههای مهم او در ادبیات این رمانها و کتابها هستند: قصر، امریکا، محاکمه، لوته در وایمار، بودنبروک ها: زوال یک خاندان، رنج های ورتر جوان، مرده ها جوان می مانند، بازی در سپیده دم و رویا، سه اکسیر، برلین الکساندر پلاتس، وقت رفتن، خوابگرد ها، ادبیات و انقلاب، اشتیلر.
مسخ و داستان های دیگر برای چه کسانی مناسب است؟ کتاب مسخ و داستان های دیگر به دوستداران ادبیات آلمان، ادبیات قرن بیستم، فانتزی مدرن و داستان کوتاه پیشنهاد میشود.