تدفین پارتی
لودمیلا اولیتسکایا
یلدا بیدختی نژاد
برج
دسته بندی: ادبیات-روسیه
| کد آیتم: |
11455 |
| بارکد: |
9786229647707 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
3 |
| تعداد صفحات: |
168 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
رمان «تدفين پارتی» نوشته لودميلا اوليتسکايا
رمانی درباره مرگ و احتضار و مهاجرت. رمان «تدفينپارتي»، رمانيست که در آن، همچون «مرگ ايوان ايليچ» تولستوی، روزهای پايانی عمرِ يک مرد و لحظات احتضار او روايت شده است. در اين رمان همچنين، بهموازات احتضار و مرگ و در حاشيه ماجرای اصلی، تحولات روسيه در لحظات فروپاشی شوروی به نمايش گذاشته شده است.
لودميلا اوليتسکايا در رمان «تدفين پارتی»، با طنز و شفقتي توأمان، از مرگ و زندگي در غربت مينويسد و از زندگی مهاجران روس.
رمان «تدفينپارتي» را «مطالعهاي گيرا درباره شخصيتی سرزنده که در حال احتضار است» توصيف کردهاند.
متن اصلی رمان «تدفينپارتی» اولين بار در سال 1997 منتشر شده است.
مروری بر رمان «تدفين پارتی»
لودميلا اوليتسکايا در رمان «تدفين پارتی» داستان يک نقاش مهاجرِ اهل روسيه، به نام آليک، را روايت ميکند که در آپارتمانش در نيويورک در حال گذراندن آخرين لحظات زندگی خود است و دوستدارانش در لحظه احتضار دور او جمع شدهاند.
آليک، شخصيت اصلی رمان «تدفين پارتی»، به بيماری ای دچار شده است که بدنش را ذرهذره فلج کرده است و اکنون اين فلج دارد بقايای تن او را هم ميخورد و به زندگياش پايان ميدهد.
آليکِ رمان «تدفين پارتی»، برخلاف ايوان ايليچِ رمان «مرگ ايوان ايليچ» تولستوی، در وقت مرگ تنها نيست. دورِ او را جمعي از هواداران و دوستدارانش، عمدتاً مهاجران روس، گرفتهاند؛ آدمهايي که اجتماعشان در اتاق يک نقاشِ مهاجرِ محتضر گويي ما را با تابلويي از زندگي مهاجران روس مواجه ميکند.
لودميلا اوليتسکايا در رمان «تدفين پارتی» روابط و شخصيتها را با ريزپردازی مينياتوری به تصوير ميکشد. او ماهرانه طنز و تراژدی را بههم ميآميزد و نيز گذران زندگی را در جوارِ احتضار و مرگ نشان ميدهد.
در رمان «تدفين پارتی» ميبينيم که در حاشيه فرايند احتضارِ شخصيت اصلي رمان و نمايشِ جمعي که دور او گرد آمدهاند، تلويزيون هم روشن است و بر صفحه آن تصوير تانکها در مسکو نمايش داده ميشود و اينگونه تصوير مهاجران دور از وطن به تصويرِ وطن وصل ميشود و احتضار با رويدادهاي روسيه پس از فروپاشی کمونيسم پيوند ميخورد.
وقايع رمان «تدفين پارتی» در آگوست سال 1991 اتفاق ميافتد، يعني در همان سالي که شوروی فروپاشيد. اينگونه يک مرد محتضر و يک نظام سياسي محتضر در رمان «تدفين پارتی» در يک مکان، که همان آپارتمان مرد محتضر است، گرد ميآيند و مرگشان رقم ميخورد.
در بخشي از رمان «تدفين پارتی» ميخوانيد: «مدتها بود که فلجي تدريجي آهستهآهسته داشت جانش را ميخورد و ديگر رسيده بود به بقاياي عضلاتش. دستها و پاهايش آرام و بيحرکت کنارش افتاده بودند و اگر لمسشان هم ميکردی، معلوم نبود زندهاند يا مرده؛ انگار بين مرگ و زندگي بلاتکليف بودند، مثل گچ مجسمهسازي که آرامآرام ميخشکد. زندهترين بخش بدنش، موهاي سرخ و سرکش و پرپشتش بود که جلوي سرش حالتي فرچهمانند داشت و سبيل آويختهای که ابهتی به چهرهی نحيفش ميداد. دو هفتهای ميشد که آمده بود خانه، به دکترها گفته بود نميخواهد در بيمارستان بميرد. البته دلايل ديگري هم داشت که دکترها نميدانستند و نبايد هم ميدانستند. ولي آليک دوستداشتني بود؛ حتي در آن بيمارستان شلوغ که مثل غذاخوريهاي بينراهي همه کارهايش سرسري انجام ميشد و دکترها و پرستارها وقت نداشتند به صورت مريضها نگاه کنند و فقط سر و تهشان و هر جاي ديگري را که لازم بود معاينه ميکردند، حساب آليک جدا بود. دوستش داشتند.»
درباره لودميلا اوليتسکايا، نويسنده رمان «تدفين پارتی»
لودميلا اوگنيونا اوليتسکايا، متولد 1943، داستاننويس، نمايشنامهنويس، فيلمنامهنويس و فعال اجتماعی و سياسی اهل روسيه است. اوليتسکايا فارغالتحصيل رشته ژنتيک از دانشگاه دولتي مسکو است. او بعد از دانشگاه و در دوره حکومت شوروی، دو سال در مؤسسه ژنتيک عمومی کار کرد اما در سال 1970، بهدليل خواندن و پخش ادبيات زيرزمينی موسوم به ساميزدات، اخراج شد و حدود نُه سال بيکار بود.
اوليتسکايا در آثارش بيشتر به موضوعاتی چون تساهل مذهبي و نژادی، زندگی روزمره، مشکل روشنفکران در فرهنگ شوروی و نيز به اين موضوع که زنان چگونه نقشهای جنسيتی جديد را در جامعه شکل ميدهند، ميپردازد. آثار او برنده جوايز مختلفی در عرصههای ملی و بينالمللی شده است.
اوليتسکايا همچنين يک مفسر و تحليلگر اجتماعی است و فعالانه در پروژههای بشردوستانه برای افزايش دسترسی به ادبيات مشارکت دارد. او در مارس 2014 يکي از سخنرانان اصلی تظاهرات ضدجنگ در مسکو بود. اوليتسکايا از منتقدان سرسخت سياستهای ولاديمير پوتين در روسيه و از منتقدان و مخالفان جنگ روسيه با اوکراين است و از اوايل مارس 2022 روسيه را ترک کرده و ساکن برلين شده است.
از جمله آثار لودميلا اوليتسکايا ميتوان به «سونيچکا»، «زيبا»، «چادر سبز بزرگ»، «بيبي پيک»، »مرباي روسی» و «فقط يک طاعون ساده» اشاره کرد.
درباره ترجمه فارسي رمان «تدفين پارتی»
رمان «تدفين پارتی» با ترجمه يلدا بيدختينژاد در نشر برج منتشر شده است.
يلدا بيدختينژاد، متولد 1365، مترجم ايراني است. او داراي ليسانس زبان روسی و فوقليسانس ادبيات روسي از دانشگاه تهران است.
از ترجمههاي يلدا بيدختينژاد ميتوان به کتابهای «تاراس بولبا»، «نازنين»، «حسد»، «ايوان»، «سفرنامه اروپا: تأملات زمستانی بر تأثرات تابستانی»، «ابليسنامه»، «داستايِفسکي به آنّا» و «تدفين پارتی» اشاره کرد.