ایوان
ولادیمیر باگامولاف
یلدا بیدختی نژاد
مان کتاب
دسته بندی: ادبیات-روسیه
| کد آیتم: |
1525566 |
| بارکد: |
9786226731157 |
| سال انتشار: |
1402 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
120 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
رمان «ايوان» نوشت? ولاديمير باگامولاف
يک رمانِ کوتاهِ روسي دربار? زشتي و خشونت جنگ و تأثير مخرّب آن بر کودکان. رمان «ايوان» (????) رماني ضدّجنگ از ولاديمير باگامولاف، نويسند? روس، است که در آن، با نگاهي انساني و نقادانه، به موضوع مواجه? کودکان با جنگ پرداخته شده است. اين رمان نشان ميدهد که جنگ چگونه ميتواند کودکيِ انسانها را از آنها بگيرد و آن را ويران و تباه کند.
رمان «ايوان» همان رماني است که آندري تارکوفسکي، فيلمساز مشهور روس، فيلم «کودکي ايوان»، نخستين فيلم بلند خود، را براساس آن ساخت و بهخاطر آن جايز? شير طلايي جشنوار? بينالمللي فيلم ونيز را گرفت.
رمان «ايوان»، چنانکه در مقدم? يلدا بيدختينژاد بر ترجم? فارسي اين رمان توضيح داده شده، نخستين اثر ولاديمير باگامولاف است و اولين بار در سال 1957 در مجل? «زناميا» (درفش) منتشر شده است.
مروري بر رمان «ايوان»
ولاديمير باگامولاف در رمان «ايوان» داستان کودکي را روايت ميکند که سر از ميدان جنگ درميآورد و در سنّ پايين با خشونت جنگ روبهرو ميشود. او يکي از بيشمار کودکسربازاني است که روسيه از آنها در جبهههاي جنگ استفاده ميکرد؛ کودکسربازاني که بعضي از آنها، در دور? شوروي، «قهرمان شوروي» لقب گرفتند؛ کودکسربازاني که دربارهشان داستانها نوشتند و نشريات روسي به شرح دلاوريهايشان ميپرداختند.
در رمان «ايوان» اما از منظري متفاوت به حضور کودکسربازانِ روس در جبهههاي جنگ پرداخته شده است. باگامولاف در اين رمان نشان ميدهد که جنگ چه تأثير مخرّبي بر کودکان ميگذارد.
وقايع رمان «ايوان» در دوران جنگ جهاني دوم اتفاق ميافتد. رمان از زاوي? ديد اولشخص روايت ميشود و راويِ آن افسري روس است. يک شب کودکي حدوداً يازدهساله را دستگير ميکنند و راوي را نزد او ميبرند چون کودک گفته است با هيچکس جز فرمانده حرف نميزند. راوي با کودک روبهرو ميشود. کودک، لاغر است و چهرهاي رنجکشيده و رفتاري غريب دارد. او همان ايوان، شخصيت اصلي رمان «ايوان»، است که در ادام? رمان ميبينيم که در عمليات تجسس شرکت ميکند و به پشت جبه? آلمانها ميرود. اما سرنوشت اين کودکسرباز در جنگ چه خواهد شد؟ اين را با خواندن کاملِ رمان کوتاه «ايوان» درخواهيد يافت.
رمان «ايوان» رماني سياه دربار? جنگ و مواجه? کودکان با آن است؛ رماني تلخ که يکي از وجوه چهر? هولناک جنگ را، با نگاهي واقعبينانه و رئاليستي، مينماياند.
در بخشي از رمان «ايوان» ميخوانيد: «غذاها را که از روي ميز جمع کرديم، خولين نقشه را رويش پهن کرد و عمليات را برايم توضيح داد.
بايد هرسه خودمان را ميرسانديم آنطرف رودخانه و بعد از آنکه قايق را ميان بوتهها استتار کرديم، از کنار ساحل بهسمت بالادست رود ميرفتيم. بعد از ششصد متر، به درهاي ميرسيديم. خولين مسير را روي نقشه نشانم داد و گفت:
- مسلماً بهتر بود که ميتوانستيم يکراست با قايق برويم مکان موردنظر، اما آنجا ساحل لُخت و خاليست و جايي نداريم قايق را استتار کنيم.
اين دره درست روبهروي استحکامات گردان سوم ما بود و ايوان بايد از خط مقدم دفاع آلمانها رد ميشد.
اگر متوجه او ميشدند، من و خولين – که قرار بود لب ساحل مستقر باشيم – بايد فوراً منور قرمز ميزديم و سروصداکنان خودمان را نشان ميداديم. منور قرمز براي آن بود که خوديها را خبر کنيم تا آتش کنند و سروصدا هم براي جلبتوجه آلمانها. بايد به هر قيمتي پسرک را پوشش ميداديم تا به قايق برگردد. خولين بعد از همه عقبنشيني ميکرد.
اگر پسرک لو ميرفت، ما بايد علامت ميداديم و خوديها با سلاحهاي پشتيباني يعني دو قبضه تفنگ 76ميليمتري، يک خمپارهانداز کوچک 120ميليمتري، دو خمپارهانداز و يک مسلسل سنگين از سمت چپ ساحل دشمن را کور و زمينگير ميکردند و چنان آتش توپخانه و خمپاره از دو طرف دره به سنگر آلمانها ميبستند که نتوانند از جايشان تکان بخورند و ما بتوانيم به قايقمان برسيم.
خولين علامتهاي همکاري با ساحل خودي را به من گفت، جزئيات را برايم توضيح داد و پرسيد:
- همهچيز روشن و واضح است؟
- بله، گمانم روشن است.
کمي ساکت ماندم و بعد از چيزي که نگرانم ميکرد حرف زدم: پسرک که قرار است تکوتنها، در آن تاريکي و ميان صداي تير و مسلسل، از دره بگذرد ميتواند خودش را جمعوجور کند و گم نشود؟
خولين با سر اشارهاي به ايوان کرد و توضيح داد که او با کاتاسونوف ساحل و مواضع دشمن و محلي را که بايد از آن عبور کند ساعتها از محل استقرار گردان سوم زير نظر گرفته و هر بوته و هر پستيوبلندياش را ميشناسد. توپخان? ما هم قرار است هدفهاي مقرر را بزند و گذرگاهي به عرض حدوداً هفتاد متر براي او باقي ميگذارند.
بياختيار به حوادث نامنتظرهاي که ممکن بود پيش بيايد فکر کردم، اما حرفي نزدم. پسرک همانطور دلخور و بدعنق دراز کشيده و در فکر بود و چشم به بالاي سرش دوخته بود. ناراحتي از چهرهاش ميباريد و به نظرم آمد اصلاً در باغ نيست و انگار صحبتهاي ما هيچ دخلي به او نداشتند.»
دربار? ولاديمير باگامولاف، نويسند? رمان «ايوان»
ولاديمير اوسيپوويچ باگامولاف (???????? ???????? ?????????)، متولد 1924 و درگذشته به سال 2003، نويسند? اهل روسيه بود. باگامولاف خود تجرب? حضور در جنگ جهاني دوم را داشت. او ابتدا بهعنوان سرباز، وارد ارتش شوروي شد اما در زمان پايان جنگ، يک گروهان را فرماندهي ميکرد.
رمان «در آگوست 1944»، که به نام «لحظ? حقيقت» هم معروف است، مشهورترين رمان ولاديمير باگامولاف است.
دربار? ترجم? فارسي رمان «ايوان»
رمان «ايوان» با ترجمه و مقدم? يلدا بيدختينژاد در انتشارات مان کتاب منتشر شده است.
يلدا بيدختينژاد، متولد 1365، مترجم ايراني است. او داراي ليسانس زبان روسي و فوق ليسانس ادبيات روسي از دانشگاه تهران است.
از ترجمههاي يلدا بيدختينژاد ميتوان به کتابهاي «سفرنامهي اروپا: تأملات زمستاني بر تأثرات تابستاني»، «ابليسنامه»، «داستايِفسکي به آنّا» و «تدفينپارتي» اشاره کرد.