گزارش به خاک یونان
Report to Greco
نیکوس کازانتزاکیس
صالح حسینی
نیلوفر
دسته بندی: سایر-کشورهای-اروپا
| کد آیتم: |
14216 |
| بارکد: |
9789644482588 |
| سال انتشار: |
1402 |
| نوبت چاپ: |
10 |
| تعداد صفحات: |
556 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
گزارش به خاک يونان
نيکوس کازانتزاکيس
صالح حسيني
ناشر: نيلوفر
کتاب «گزارش به خاک يونان» اثر نيکوس کازانتزاکيس
خودزندگينامهاي که شيوه روايتش به شکلي است که ميتوان آن را رمان هم ناميد. نيکوس کازانتزاکيس در کتاب «گزارش به خاک يونان» با روايتي داستاني به شرح زندگياش پرداخته است.
کتاب «گزارش به خاک يونان»، با زير عنوان «عريضه به الگرکو»، شرحي سفرهايي است که کازانتزاکيس در ميان انديشهها و انسانها داشته است. او در اين اتوبيوگرافي کشورش و شهر زادگاهش را مخاطب قرار داده و زندگي و جستوجوهايش براي يافتن حقيقت را گزارش ميکند.
در کتاب «گزارش به خاک يونان» ميتوان تاثيرپذيري نيکوس کازانتزاکيس از اديان شرقي و به طور خاص بوديسم را دريافت.
کتاب «گزارش به خاک يونان» اولينبار در سال 1961 منتشر شد و تاکنون به زبانهاي متعددي ترجمه شده است.
مروري بر کتاب «گزارش به خاک يونان»
نيکوس کازانتزاکيس در کتاب «گزارش به خاک يونان» فراز و فرودها و وقايع زندگياش را شرح داده است. بر اين اساس او خود هم راوي و هم قهرمان اين اثر است.
آنطور که از عنوان کتاب «گزارش به خاک يونان» هم برميآيد، کازانتزاکيس در اين کتاب ميخواهد به کشورش و به تعبير بهتر به خاک زادگاهش، کرت، گزارش دهد.
کازانتزاکيس اگرچه به جهان و انسان، فراتر از مرزها و نژادها و اديان، توجه داشت اما به يونان علاقهاي زياد داشت و هيچگاه کشورش را از ياد نبرد. آثار و انديشههاي او در ميان انديشههاي مليگرايانه و عرفان و معنويت شکل گرفته است و از اينرو است که براي شرح دادن زندگياش کشورش را خطاب قرار داده است.
مترجم کتاب «گزارش به خاک يونان» در بخشي از يادداشت ابتدايياش درباره اينکه چرا کازانتزاکيس در اين کتاب به يونان و شهر زادگاهش گزارش ميدهد نوشته که: «کرت فرزندانى خواسته است مبارز و سلاح در دست، و او که با سلاحى ديگر ــ قلم ــ جنگيده است، گزارش نبرد خويش را بهسان سربازى به پيشگاه سپهسالار کرت عرضه مىکند. قهرمان کتاب همه عمر را تلاش مىکند تا، به رغم اسير بودن در تختهبند تن، از محدوديتهاى جسمانى فراتر برود. تنها راه رهايى را در عروج مىبيند؛ بنابراين، مانند مسيح، صليب بر دوش مىگيرد تا به معراج جلجتاى خويش صعود کند. او مىداند که با فراشدن به جلجتا، مصلوب مىشود؛ اما تصليب را تنها راه رستاخيز مىداند. بىقرار و جستوجوگر، دست به سفر مىزند. راهى را برمىگزيند، به پايان راه که مىرسد، مىبيند که گرداب مرموز دهان گشوده است. وحشت سراپاى وجودش را مىگيرد. برمىگردد و راهى ديگر در پيش مىگيرد و در پايان بار ديگر به گرداب مرموز مىرسد. دوباره عقبنشينى مىکند و باز سفرى نو، و ناگهان دوباره همان مغاک».
صالح حسيني، مترجم کتاب «گزارش به خاک يونان»، در ادامه نوشته که هر يک از اين سه راه در وجود مسيح و بودا و لنين تجسم مييابند و در واقع اين سه «سايرنهاى» او هستند؛ آن مخلوقات اساطيرى که با چنگ و آواز خويش، انسان را از خود بيخود مىکنند و آدمى بىاختيار به سوى آنان کشيده مىشود. يکى از آنان آواز عشق مىخواند، ديگرى چنگ عرفان مىنوازد، و سومى هم آواى عدالت سر داده است. از يکسو چنان مسحور آواز آنان شده است که نمىتواند انکارشان کند، و از سويى ديگر، با هر کدام که راه مىافتد به لبه گرداب مرموز مىرسد و وحشتزده برمىگردد.
کازانتزاکيس در نهايت بر اين وحشت غلبه ميکند اما اين به سادگي به دست نميآيد. مترجم کتاب «گزارش به خاک يونان» ميگويد که کازانتزاکيس چاره را در اين مىبيند که اين سه آواز خصمآلود را يگانه کند. اين کار را مىکند و راه مىافتد. باز هم به لبه گرداب مرموز مىرسد؛ اما ديگر وحشتزده نمىشود. شگفتا که گرداب مرموز، در هر صورت، وجود دارد. نهايت، چيره شدن بر ترس است. هنگامى که آدمى، بدون ترس، با گرداب مرموز رويارو شود، در کام آن فرومىرود و فنا مىشود. اما اين فنا شدن، جاودانگى از پى دارد و فنا عين بقا مىشود.
خود کازانتزاکيس، در مقدمه کوتاهى بر کتاب «گزارش به خاک يونان» ميگويد: «در اين صفحات، جا پاى سرخى را مىبينيد که قطرات خون من بر جاى نهاده است: جاپايى که سفرم را در ميان انسانها و انديشهها مشخص مىکند. هر انسانى، شايسته ناميده شدن فرزند انسان، صليبش را بر دوش مىکشد و از جلجتاى خويش بالا مىرود. بسيارى به منزلگاه اول يا دوم مىرسند و نفسزنان در نيمهراه سفر بر زمين مىغلتند و به معراج جلجتا ــ به بيانى ديگر، معراج وظيفه، يعنى مصلوب شدن و رستاخيز کردن و نجات روح ــ نمىرسند. ترسان از تصليب، دل مىبازند. ايشان نمىدانند که صليب تنها راه رستاخيز است. راه ديگرى وجود ندارد.»
درباره نيکوس کازانتزاکيس نويسنده کتاب «گزارش به خاک يونان»
نيکوس کازانتزاکيس، داستاننويس، نمايشنامهنويس، شاعر، مترجم و روزنامهنگار يوناني است که در سال 1883 در جزيره کرت متولد شد. او تحصيلاتش را در نقاط مختلف پشت سر گذاشت؛ نخست در هراکليون و بعد در جزيره ناکسوس، آتن و پاريس. کازانتزاکيس در رشتههاي حقوق و فلسفه درس خواند و در دانشگاه سوربن شاگرد هانري برگسون بود. او خيلي زود به نوشتن پرداخت و به سراغ داستاننويسي، نمايشنامهنويسي و شعر رفت. همچنين به روزنامهنگاري و فعاليتهاي سياسي و اجتماعي هم ميپرداخت. آثار کازانتزاکيس را به طور کلي ميتوان در زمينههاي داستان و شعر، نمايشنامه، سفرنامه، آثار فلسفي و عرفاني دستهبندي کرد و البته بايد ترجمههايش را نيز در نظر داشت. او در اکتبر سال 1957 و در حالي که مشاور يونسکو بود در آلمان از دنيا رفت. «زورباي يوناني»، «مسح بازمصلوب»، «به سوي آزادي»، «آزادي يا مرگ»، «چين و ژاپن» و «اسپانيا، اسپانيا» برخي از آثار کازانتزاکيس است که به فارسي ترجمه شدهاند.
درباره ترجمه کتاب «گزارش به خاک يونان»
کتاب «گزارش به خاک يونان» با ترجمه صالح حسيني در نشر نيلوفر منتشر شده است.
صالح حسيني، متولد 1325 در کرمانشاه، مترجم، منتقد ادبي و مدرس دانشگاه است. او از دانشگاه جرج واشينگتن مدرک دکتري زبان انگليسي دريافت کرده و پس از بازگشت به ايران به عنوان مترجم و مدرس دانشگاه مشغول کار شد و از آغاز دهه شصت به انتشار ترجمههايش پرداخت. از او آثاري در زمينه نظريه ترجمه و نقد ادبي نيز منتشر شده است. «به سوي فانوس دريايي»، «خشم و هياهو»، «برخيز اي موسي»، «دل تاريکي» و «1984» برخي از ترجمههاي صالح حسيني هستند.