زیر کوه آتشفشان
مالکولم لاوری
صالح حسینی
نیلوفر
دسته بندی: ادبیات-انگلیس
| کد آیتم: |
8608 |
| بارکد: |
9789644483424 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
2 |
| تعداد صفحات: |
520 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «زير کوه آتشفشان» اثر مالکولم لاوري
روايت رستگاري و داستاني که آن را رمان اخلاقي ناميدهاند. کتاب «زير کوه آتشفشان» از رمانهاي شاخص ادبيات انگلستان در قرن بيستم است و از آثار برجسته مالکولم لاوري به شمار ميرود.
کتاب «زير کوه آتشفشان» اولينبار در سال 1947 منتشر شد. اين رمان را يکي از درخشانترين آثار ادبي درباره وضعيت انسان دانستهاند.
در رمان «زير کوه آتشفشان» روايتي درخشان از رستگاري، عذاب الهي و نقش و عامليت انسان براي رسيدن به رستگاري به دست داده شده است.
مروري بر کتاب «زير کوه آتشفشان»
ماجراهاي رمان «زير کوه آتشفشان» مربوط به سال 1938 است و نکته قابل توجه اين است که سير وقايع داستان تنها به يک روز مربوط است. زمينه وقايع داستان هم مکزيک است.
روايت داستان مدام به گذشته برميگردد. با رفت و برگشت به گذشته و اکنون، تصويري از عواطف و روحيات شخصيتهاي داستان ترسيم ميشود. در رمان «زير کوه آتشفشان» با زندگي شخصيتي با نام جئوفري فيرمين روبروييم که کنسول انگليس در يکي از شهرهاي مکزيک است.
او که شخصيت اصلي رمان «زير کوه آتشفشان» است به الکل اعتياد دارد و زن امريکايياش با نام ايوون از او جدا شده است. اما جئوفري همچنان زن را آزار ميدهد و ايوون هم به اجبار نيرويى درونى پيش او بازگشته است با اين اميد که زندگى را از سر گيرند و جئوفرى از اين طريق اصلاح شود.
علاوه بر اين دو، دو شخصيت ديگر هم در کتاب «زير کوه آتشفشان» حضور دارند: هيو برادر ناتنى جئوفرى و کوچکتر از وى، و نيز يک فرانسوى آواره به نام ژاک لارل، از دوستان قديمي جئوفرى.
همانطور که صالح حسيني، مترجم کتاب «زير کوه آتشفشان»، در ياددداشت ابتدايياش نوشته، آنچه در اين رمان رخ ميدهد اين است که جئوفرى و هيو و ايوون کل روز را در گشت و گذار و سوار شدن به اتوبوس و سرکشى به بازار و کارهايي اين چنيني مىگذرانند. هيو و ايوون اغلب اوقات با هماند و جئوفرى هم بيشتر اوقات تک و تنها است. در نهايت هيو و ايوون، جئوفرى را گم مىکنند. جئوفرى به کانتينا (نوشگاه) ديگرى مىرود و آخر سر نيز يکى از پليسهاى محلى او را مىکشد. تمام اين اتفاقات به همراه بازگشتهاى مکرر به زندگى گذشته آدمهاى داستان و به دل گفتنها و عواطف آنان و همينطور هم تصاوير مکزيک، با خيالات و توهمات هذيانىِ پديد آمده از خوردن مسکال نيز بسط داده مىشود.
نويسنده کتاب «زير کوه آتشفشان» در ابتداي اثر چند نقل قول آورده است که يکي از «آنتيگونه» سوفوکلس است که ناظر به شکوهمندى و عظمت انسان است و در عين حال بيچارگى و زبونى وى در برابر مرگ. سرلوحه دوم از «وفور فيض براى سرخيل گناهکاران» نوشته جان بانيان است که ناظر به رستگارى آدمى است. سرلوحه سوم از گوته است ناظر به فراروى و عروج، که آن هم مويد رستگارى ميتواند باشد.
منتفدان کتاب «زير کوه آتشفشان» را رمان اخلاقى ناميدهاند و مطابق با اين طرز تلقى در پنج ساحت به بررسى آن پرداختهاند: مرتبه زمينى، مرتبه انسانى، مرتبه سياسى، مرتبه جادويى و مرتبه مذهبى. مترجم کتاب در موخره اثر به اين وجوه رمان پرداخته است. او در بخشي از متن موخره کتاب نوشته که در اين رمان به اين موضوع پرداخته شده که اگر انسان رستگاري را بخواهد ميتواند نجات پيدا کند. اما اگر از تلاش دست بکشد و به رستگاري پشت کند خود را با سر به دوزخ انداخته است.
مترجم کتاب «زير کوه آتشفشان» همچنين در توضيحات ابتدايي کتاب نوشته که اين رمان پر است از عبارات و تعابير و جملات اسپانيولي و در مواردي فرانسوي، آلماني، لاتين و ايتاليايي. همچنين اين رمان جملات بسيار پيچيده با شبکه درهمتنيده تداعي معاني دارد با اشارات مفصل به اساطير و کتاب مقدس و قباله و کتب و اشعار که مترجم در بخش «يادداشتها و تعليقات» درباره آنها توضيح داده است.
در بخشي از رمان «زير کوه آتشفشان» ميخوانيم: «چشماندازف چه دمبدم، چه حيرتافزا، ديگرگون ميشد! حالا ديگر مزارع آکنده از سنگ بود: رديفي بود از درختان مرده. خيش وانهادهاي، پرهيبوار در برابر آسمان، دست به آسمان برافراشته بود و به زبان بيزباني به درگاه خدا نيايش ميکرد. از نو باز با خود انديشيد: اگر قدري دورتر، آن سوي ترسمارياس نگاه کنيم، سياره ديگري را ميبينيم، سيارهاي عجيب که انواع و اقسام چشماندازها را در آن مييابيم: کاتزوولدز، ويندرمر، نيوهمشاير، چمنزاران اورهلوا، حتي تپه ماهورهاي خاکستري چشاير و همينطور هم صحراي کبير، سيارهاي که در آن به طرفهالعيني ميتوانيم آب و هوا را تغيير دهيم، و اگر هم خوش داشته باشيم چنين بينگاريم، به شاهراه گذشتني سه تمدن را. ولي زيبايي بهشت زميني، که زيبايياش جاي انکار نداشت- خود اگر مرگبار بود يا پالاينده- زيبا بود. با اين حال در اين بهشت زميني چه کرده بود او؟ با کسي دوست به هم نزده بود. معشوقهاي مکزيکي نصيبش شده بود که با او دعوا ميکرد، و چندين و چند بت زيباي مايايي که خارج کردن آنها از کشور از دستش برنميآمد...».
درباره مالکولم لاوري نويسنده کتاب «زير کوه آتشفشان»
مالکوم لاوري، متولد جولاي 1909، رماننويس و شاعر انگليسي قرن بيستم است که عمري نسبتا کوتاه داشت و در ژوئن سال 1957 درگذشت. لاوري در حوالي ليورپول انگلستان و در خانوادهاي مرفه و برجسته به دنيا آمد. او تحصيلات ابتدايياش را در مدرسه شبانهروزي سپري کرد که با فشار زيادي همراه بود. او در رمانها و شعرهايش به مضاميني چون يأس و نااميدي و تبعيد پرداخته است. لاوري در ايام پاياني عمرش در يک روستا ساکن شد و آنجا با همسرش زندگي کرد. درباره علت مرگ او ترديدهايي وجود دارد. برخي گفتهاند او به دليل مصرف زياد الکل درگذشته و برخي ديگر احتمال خودکشي و حتي قتل او را مطرح کردهاند. «سنگ جهنم» اثر ديگري از مالکولم لاوري که به فارسي ترجمه شده است.
درباره ترجمه کتاب «زير کوه آتشفشان»
کتاب «زير کوه آتشفشان» با ترجمه صالح حسيني در نشر نيلوفر منتشر شده است.
صالح حسيني، متولد 1325 در کرمانشاه، مترجم، منتقد ادبي و مدرس دانشگاه است. او از دانشگاه جرج واشينگتن مدرک دکتري زبان انگليسي دريافت کرده و پس از بازگشت به ايران به عنوان مترجم و مدرس دانشگاه مشغول کار شد و از آغاز دهه شصت به انتشار ترجمههايش پرداخت. از او آثاري در زمينه نظريه ترجمه و نقد ادبي نيز منتشر شده است. «به سوي فانوس دريايي»، «خشم و هياهو»، «برخيز اي موسي»، «دل تاريکي» و «1984» برخي از ترجمههاي صالح حسيني هستند.