جنایت و مکافات
برچسبها
مشخصات
معرفی
کتاب «جنايت و مکافات» اثر فئودور داستايفسکي
از نمادهاي عصر طلايي ادبيات روسيه. رمان «جنايت و مکافات»، يکي از چند شاهکار فئودور داستايفسکي و نيز جزو شاهکارهاي ادبيات کلاسيک دنياست.
کتاب «جنايت و مکافات» يک رمان جنايي – فلسفي است که در آن، از خلال قصهاي پُرکشش با شخصيتپردازياي ماهرانه، از بعضي از مهمترين و اساسيترين مسائل وجودي انسان و درگيري آدمي با گناه و عذاب وجدان سخن رفته است.
متن اصلي کتاب «جنايت و مکافات» اولين بار در سال 1866 منتشر شده است. اين رمان، دستمايه انواع اقتباسهاي سينمايي و تلويزيوني قرار گرفته که از جمله آنها ميتوان به اقتباسهاي سينمايي جوزف فون اشترنبرگ و آکي کوريسماکي اشاره کرد. در ايران نيز فيلم «پل خواب»، بهکارگرداني اکتاي براهني، با اقتباس از کتاب «جنايت و مکافات» ساخته شده است.
مروري بر کتاب «جنايت و مکافات»
داستايفسکي در کتاب «جنايت و مکافات» ماجراي يک قتل را مينويسد و از خلال شرح اين ماجراي جنايي، آنگونه که شيوه هميشگي او در رمانهايش است، به هزارتوي درون انسان و پيچيدگيها و تناقضهاي شخصيتي آدمي نقب ميزند.
راسکلنيکف، شخصيت اصلي کتاب «جنايت و مکافات» که يکي از معروفترين و جذابترين و پيچيدهترين شخصيتهاي داستاني خلقشده در تاريخ ادبيات داستاني است، يک دانشجوي فقير است که از فرطِ فقر و نابساماني و بيعدالتي اجتماعي، کارد به استخوانش رسيده و بر آن است که عليه شرايط و جامعه ناساز دست به عصيان بزند.
راسکلنيکف کتاب «جنايت و مکافات» بر اين عقيده است که جنايت در شرايطي مجاز است. آنچه جنايت را از ديد راسکلنيکف مشروع و موجه ميکند، هدف و آرماني والا است. بهعقيده شخصيت اصلي کتاب «جنايت و مکافات» اهدافي هستند که ميشود بهخاطرشان قراردادها و قوانين اجتماعي را نديد گرفت. با همين توجيه است که راسکلنيکف زني رباخوار را به قتل ميرساند و بعد از آن، بلافاصله، مجبور ميشود خواهر مقتول را هم، که درست سرِ بزنگاه به صحنه جنايتِ اول پا گذاشته است، بکُشد. اما راسکلنيکف، که بارِ دو جنايت را بهدوش ميکشد، درمييابد که قتل در عمل، آنگونه که او ميپنداشته نيست و او نميتواند با توجيه فلسفياي که درباب مجاز بودن جنايت بههم بافته است، از بارِ عذاب جنايتهايي که مرتکب شده است خلاصي يابد.
در کتاب «جنايت و مکافات» ميبينيم که راسکلنيکف چگونه، پس از ارتکاب جنايت، به تب و هذيان و اضطراب و تشويش و عذاب وجدان دچار ميشود و فکر جنايتهايي که مرتکب شده يقهاش را ول نميکند. او، حين وقوع اين حوادث، عاشق دختري به نام سونيا ميشود؛ دختري که تحت فشار فقر، تنفروشي ميکند و حضورش در کتاب «جنايت و مکافات» تجسم عشق و عطوفتِ رهاييبخش است.
کتاب «جنايت و مکافات» رماني است که از پس اينهمه سال که از نگارش آن ميگذرد، همچنان تازگي و طراوت خود را حفظ کرده است، چون از مسائل و دغدغهها و درگيريهاي هميشگي آدمي سخن ميگويد و اين کار را با نهايتِ مهارت در قصهپردازي انجام ميدهد.
کتاب «جنايت و مکافات» يکي از بهترين کتابهايي است که درباره گناه و عذاب وجدان و رستگاري نوشته شده است.
درباره فئودور داستايفسکي، نويسنده کتاب «جنايت و مکافات»
فئودور ميخايلوويچ داستايفسکي، متولد 1821 و درگذشته به سال 1881، از بزرگترين نويسندگان کلاسيک قرن نوزدهم و از مهمترين نمايندگان عصر طلايي ادبيات روسيه است.
داستايفسکي نويسندهاي بود با زندگياي پر از اُفتوخيز و تلاطم. يکبار حتي تا دمِ مرگ و پاي جوخه اعدام رفت اما در آخرين لحظات اعلام شد که بخشوده شده است. سالهايي را در سيبري زنداني بود. از بيماري صرع نيز رنج ميبرد و اينها همه، در کنار عوامل و رويدادهايي ديگر، تأثيرات خود را بهنحوي بر جهانبيني و آثار داستانياش به جا گذاشتند.
داستايفسکي در رمانهايش آينده جهان، برآمدن نظامهاي توتاليتر و بحرانهايي را که انسان مدرن در قرن بيستم قرار بود از سر بگذراند پيشبيني کرده و پرسشها و ترديدهايي را درباره انسان و انتخابهاي او و نيز درباب مقوله خير و شر و شک و يقين پيش کشيده که همچنان براي انسان قرنِ بيستويکمي نيز مطرح است. شخصيتپردازي قدرتمند و ترسيم ماهرانه تلاطمات دروني و پيچيدگيها و تناقضات شخصيتي آدمها و درگيريشان با بحرانهاي وجودي و هستيشناختي، از خلال قصههايي جذاب و پُرکشش، از ويژگيهاي اصلي آثار شاخصِ داستايفسکي هستند. او به ويژه در رمانهاي «جنايت و مکافات»، «برادران کارامازوف»، «شياطين» و «ابله» اوج هنر قصهپردازي و نيز عصاره جهانبيني خود را به نمايش گذاشته است. اين رمانها، با گذشت اينهمهسال از نوشتهشدنشان، همچنان تَر و تازه و شاداباند و مثل هر اثر بزرگ کلاسيک، همچنان حرفهاي تازه و مهمي براي گفتن دارند.
داستايفسکي روزنامهنگار چيرهدستي هم بود و از سال 1861 تا 1863 ماهنامه «زمان» را سردبيري کرد؛ ماهنامهاي ادبي، سياسي، اقتصادي و فلسفي که لئونيد گروسمن در کتاب «داستايفسکي، زندگي و آثار» از آن بهعنوان «واقعهاي بزرگ در تاريخ مطبوعات روسيه» ياد ميکند و دليل توفيق اين ماهنامه را «قريحه شگفتآور داستايفسکي، شيفتگي آتشينش در طلب انديشههاي نو، روحيه مبارزهجوي او بهعنوان يک نويسنده سياسي و عشق بيآلايشش به آفريدههاي مردم خود» ميداند.
از داستايفسکي، بهجز رمان و داستان کوتاه، نوشتههاي غيرداستاني بسياري هم در موضوعات مختلف به جا مانده است. او همچنين مترجم آثاري از ادبيات آلمان و فرانسه بوده است.
درباره ترجمه فارسي کتاب «جنايت و مکافات»
کتاب «جنايت و مکافات» با ترجمه و مقدمه مهري آهي در انتشارات خوارزمي منتشر شده است.
مهري آهي، متولد 1301 در تهران و درگذشته به سال 1366، استاد دانشگاه و مترجم ايراني بود. او فرزند مجيد آهي، ديپلمات و سياستمدار ايراني، بود.
آهي تحصيلکرده زبان و ادبيات فارسي در دانشگاه تهران و زبان و ادبيات روسي در روسيه و انگلستان و فرانسه بود و دکتراي زبان و ادبيات روسي داشت. او در دانشکده ادبيات دانشگاه تهران، زبان و ادبيات روسي و ادبيات تطبيقي درس ميداد و همچنين رييس مرکز زبانهاي خارجي دانشگاه تهران بود.
آهي همچنين چهار دوره نمايندگي ايران را در کميسيون مقام زن سازمان ملل متحد بهعهده داشت و يکي از بنيانگذاران «جمعيت راه نو»، «شوراي کتاب کودک»، «انجمن کتاب» و «شوراي عالي جمعيت زنان ايران» بود. او از مترجمان مطرح و مهم ادبيات کلاسيک روسي به فارسي بود.
از ترجمههاي مهري آهي ميتوان به کتابهاي «پدران و پسران» و «قهرمان عصر ما» اشاره کرد.
از کتاب «جنايت و مکافات» ترجمههاي فارسي ديگري هم موجود است. از جمله اين ترجمهها ميتوان به ترجمه پرويز شهدي، منتشرشده در بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه، ترجمه حميدرضا آتشبرآب، منتشرشده در انتشارات علمي و فرهنگي، ترجمه اصغر رستگار، منتشرشده در انتشارات نگاه، و ترجمه احد عليقليان، منتشرشده در نشر مرکز، اشاره کرد.