تاریخ بنیادی
Die Entstehung des Historismus
فریدریش ماینکه
عباس زریاب خویی
خوارزمی
دسته بندی: تاریخ
| کد آیتم: |
1521381 |
| بارکد: |
9789644870934 |
| سال انتشار: |
1400 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
848 |
| نوع جلد: |
گالینگور |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «تاريخ بنيادي» اثر فريدريش ماينکه
کندوکاو در تاريخ يک تحول فکري بزرگ در غرب. کتاب «تاريخبنيادي»، با عنوان اصلي Die Entstehung des Historismus، اثري کلاسيک درباره منشاء و ماهيت و چندوچون انديشهاي است که پس از عصر روشنگري بهتدريج در غرب پديد آمد و تکامل يافت. اين انديشه همان «تاريخبنيادي» است که فريدريش ماينکه در کتاب خود به آن پرداخته و سير آن را، با تمرکز بر متفکران و مورخان برجست? متعلق به اين جنبش فکري و مرتبط با آن، ترسيم کرده است.
فريدريش ماينکه در کتاب «تاريخبنيادي» از رويکردي در نگاه به پديدهها و رويدادهاي جهان و زندگي انسان و اعمال انساني سخن ميگويد که با گسستي بنيادين از رويکردهاي قديميتر به اين مقولهها در پيوند است و مقدمات آن با آغاز عصر روشنگري پديد آمده است. در کتاب «تاريخبنيادي» از تفکر و بينشي درباره رويدادهاي جهان سخن رفته که بنياد آن بر تاريخ است.
مروري بر کتاب «تاريخبنيادي»
فريدريش ماينکه در کتاب «تاريخبنيادي» نهضتي مهم در تفکر اروپايي را موضوع پژوهش خود قرار داده است که پيروان و بنيانگذاران آن معتقد به اصالت تاريخ و نقش مهم و اثرگذار فرد در تعيين سرنوشت خود بودند. اين نهضت، تاريخ و تحولات تاريخي و اراده فردي را در برابر جبرِ برآمده از علم طبيعي و اعتقاد مبتني بر تغييرناپذيري زندگي و کنشهاي انساني در دورههاي مختلف تاريخي قرار ميداد. در «تاريخبنيادي» اين موضوع مورد توجه قرار گرفت که انسان و سرنوشت او امري تغييرناپذير و يکسره تابع قوانيني کلي و فرازماني نيست و مختصات هر دوره و زمانه و فرديت آدمي موجب تغيير و تحول زندگي انسان در دورههاي مختلف ميشود و بنابراين قوانيني کلي و ايستا و تغييرناپذير بر زندگي و سرگذشت و سرنوشت آدمي حاکم نيستند. اينگونه است که «تاريخبنيادي» تاريخ و انسان تاريخي و جهان و انسان تحولپذير و وابسته به زمان را به جاي انسان و جهاني ايستا، که گويي همواره و در هم? اعصار يکجور است، مينشاند. ماينکه در کتاب «تاريخبنيادي» روايتگر و شارح چندوچون همين رويکرد تاريخبنياد است. او در اين کتاب سير پيدايش و تکوين اين نهضت را، با تمرکز بر پيشگامان و متفکران برجست? آن، روايت و بررسي و تحليل کرده است.
لايبنيتس، ويکو، ولتر، مونتسکيو، ديويد هيوم، ادوارد گيبون، برک، هردر، گوته و رانکه از جمله متفکران و تاريخنگاراني هستند که در کتاب «تاريخبنيادي» به آنها و انديشهها و رويکردشان پرداخته شده است.
در بخشي از کتاب «تاريخبنيادي» ميخوانيد:
«هست? تاريخبنيادي عبارت است از گذاشتن نگرش فردي بهجاي نگرش تعميمدهنده به نيروهاي انساني در تاريخ. اين سخن بدين معني نيست که تاريخبنيادي از جستن قوانين عمومي و نمونههاي عمومي زندگي انسان بکلي بايد دست بردارد. تاريخبنيادي بايد اين جستن را خودش تمرين کند و آن را با گرايش خود به فرديت بههم بپيوندد. تاريخبنيادي گرايشي تازه براي اين جستن بيدار کرد. اين سخن بدين معني هم نيست که تا آن زمان جنب? فردي آدمي و ساختمانهاي اجتماعي و هنري که بهدست او بهوجود آمده بود، بکلي مورد بياعتنايي قرار داشت؛ ولي نيروهاي محرک دروني تاريخ، يعني روح و عقل آدميان، در بند احکام تعميمدهنده گرفتار بودند. مردمان بر اين عقيده بودند که آدمي، با عقل و هيجانات و فضايل و معايبش، هميشه همان بوده و همان باقي مانده است. در اين عقيده هستهاي از حقيقت وجود داشت، ولي از فهم تحولها و کثرت اشکال و صورِ زندگي روحي و عقلي افراد و جوامع، عليرغم ثبات خصوصيات اساسي بينصيب بود. مخصوصاً شيوه فکر مبتني بر قانون طبيعي که از روزگاران قديم رواج داشت. ايمان به ثبات، طبيعت انساني و عقل انساني را پديد آورده بود. ميگفتند سخنان عقل ممکن است بهواسطه جهل و هيجانات آلوده شود، ولي هر جا که اين آلايشها به کنار روند، عقل هميشه همان يک سخن را ميگويد و ميتواند حقايق معتبر و فارغ از قيد زمان را بيابد.»
درباره فريدريش ماينکه، نويسنده کتاب «تاريخبنيادي»
فريدريش ماينکه (Friedrich Meinecke)، متولد 1862 و درگذشته به سال 1954، تاريخنگار آلماني مليگراي ليبرال بود. از کتابهاي او، به جز «تاريخبنيادي»، ميتوان به «شهروند جهاني و دولت – ملت» و «مفهوم عقل در دولت» اشاره کرد.
درباره ترجم? فارسي کتاب «تاريخبنيادي»
کتاب «تاريخبنيادي» با ترجم? عباس زرياب خويي در انتشارات خوارزمي منتشر شده است. ترجم? اين کتاب را عباس زرياب خويي سالها پيش به انجام رسانده بود. اما اين ترجمه، چنانکه ناشر در ابتداي آن توضيح داده است، بعد از سالها وقفه به چاپ رسيده است. در توضيح ناشر، علاوه بر توضيحي درباره خود کتاب، به آنچه بر ترجم? زرياب خويي از آن افزوده شده نيز اشاره شده است. اين افزودهها شامل مقدم? آيزايا برلين بر اين کتاب و همچنين تکملهاي درباره لئوپولد فون رانکه است که هر دو را شهاب طالقاني، ويراستار فارسي کتاب، به ترجم? عباس زرياب خويي اضافه کرده است.
عباس زرياب خويي، متولد 1298 در خوي و درگذشته به سال 1373، مورخ، اديب، نسخهشناس، محقق، نويسنده و مترجم ايراني بود. زرياب در خردسالي به خواندن قرآن علاقه نشان داد و مادرش او را به تعليم قرآن در نزد معلم قرآني که در محلهشان بود فرستاد. پس از آن تحصيلات ابتدايي را آغاز کرد و اگرچه مدرسه در او شوق چنداني برنميانگيخت، اما از همان سالهاي کودکي و نوجواني به مطالعه سخت علاقمند شد. در همان دوران بود که کتابهايي چون «کليله و دمنه» و «مختارنامه» و «اسکندرنامه» را خواند و همچنين تحت تأثير آثار اديبان و مورخان برجستهاي چون بديعالزمان فروزانفر و عباس اقبال آشتياني و سعيد نفيسي و مقالاتي که در مجلاتي مثل «کاوه» و «ايرانشهر» ميخواند قرار گرفت. در جواني با يک روحاني اهل ايروان، به نام شيخ قاسم مهاجر، آشنا شد و سخت تحت تأثير او قرار گرفت. به تحصيلات حوزوي علاقمند شد و صرف و نحو عربي و ادبيات عرب و اصول و ساير علوم حوزوي را در خوي و نزد روحانياي به نام شيخ عبدالحسين اعلمي ياد گرفت و آنگاه در سال 1316 براي تکميل تحصيلات حوزوي به قم رفت. در قم مدتي با حاج شيخ جعفر اشراقي تبريزي همحُجره بود و از طريق او کتابهايي غير از کتابهاي درسي حوزوي، مثل کتابهاي فلسفي و روانشناسي و علوم اجتماعي، را هم ميخواند. در همان دوران تحت تأثير محمدحسن شريعت سنگلجي قرار گرفت و مدتي هم در خان? او در تهران اقامت داشت و به کتابخان? غنيِ شريعت سنگلجي دسترسي پيدا کرد. در سال 1322 به دليل بيماري پدرش به خوي بازگشت و دو سال در دبيرستانهاي خوي ادبيات درس داد. پدرش درگذشت و او کفيل خانواده شد. اما در سال 1324 روسها، که بعد از اشغال ايران در شهريور 20 همچنان در ايران بودند، به او اتهامي سياسي زدند و به تهران تبعيدش کردند. در سالهاي اول اقامت در تهران براي گذران زندگي به تدريس خصوصي پرداخت. در اين سالها براي نشريات هم مقاله مينوشت. در سال 1325 از جانب شريعت سنگلجي و تقي تفضلي براي فهرستنويسي کتابهاي اهدايي محمدصادق طباطبايي به مجلس شوراي ملي در کتابخان? مجلس مشغول به کار شد. همزمان به آموختن زبانهاي خارجي و تحصيل در مدرس? سپهسالار پرداخت. کار در کتابخان? مجلس باعث آشنايياش با سيدحسن تقيزاده شد. تقيزاده، که آن زمان نماينده مجلس بود، بعد از تأسيس مجلس سنا و انتخابش به رياست اين مجلس و تأسيس کتابخان? مجلس سنا، زرياب را در اين کتابخانه استخدام کرد. زرياب پس از مدتي مدير کتابخان? مجلس سنا شد و تقيزاده او را به گردآوري آثار مهم حوزه ايرانشناسي و اسلامشناسي از کتابفروشان و ناشران خارجي رهنمون شد. تدريس تاريخ اسلامي و تاريخ علوم اسلامي به دانشجويان دوره کارشناسي دانشکده علوم معقول و منقول دانشگاه تهران از ديگر فعاليتهاي زرياب خويي در اين سالها بود. در سال 1334 هانس روبرت رويمر، پژوهشگر آلماني و استاد تاريخ اسلام، به ايران سفر کرد و زرياب خويي از طريق تقيزاده با او آشنا شد. ماحصل اين آشنايي دريافت بورس مطالعاتي بنياد هومبولت براي گرفتن دکتري در آلمان غربي بود. زرياب از سال 1335 به تحصيل در آلمان غربي پرداخت و در سال 1339 از دانشگاه يوهانس گوتنبرگ شهر ماينز دکتراي تاريخ و فلسفه گرفت. در همان دوران که در آلمان درس ميخواند دو کتاب «تاريخ فلسفه» و «لذات فلسفه» را براي انتشارات فرانکلين ترجمه کرد. پس از بازگشت به ايران کار در کتابخان? مجلس سنا را از سر گرفت و همزمان با اين کار به نوشتن مقاله براي مجلات «سخن» و «راهنماي کتاب» و «يغما» پرداخت. در سال 1341 والتر هنينگ، استاد دانشگاه برکلي، از او دعوت کرد که در آن دانشگاه تدريس کند. زرياب دو سال در دانشگاه برکلي ادبيات فارسي درس داد. با اينکه ميتوانست به عنوان استاد در آن دانشگاه به تدريس ادامه دهد به ايران برگشت و ترجيح داد در ايران و به دانشجويان ايراني درس بدهد. در سال 1345 استاد گروه تاريخ دانشکده ادبيات دانشگاه تهران شد. پس از چندي مدير گروه تاريخ همين دانشکده شد و تا زمان انقلاب به تدريس در دانشگاه مشغول بود.
همکاري با بنياد دائرهالمعارف اسلامي و مرکز دائرهالمعارف بزرگ اسلامي و دائرهالمعارف تشيع و همکاري با دائرهالمعارف مصاحب و دانشنام? ايران و اسلام از ديگر فعاليتهاي فرهنگي عباس زرياب خويي است. او عضو انجمن فلسفه، عضو هيئت امناي بنياد فرهنگ ايران، عضو فرهنگستان تاريخ، عضو بنياد شاهنام? فردوسي، عضو انجمن بينالمللي شرقشناسي آلمان و عضو انجمن بينالمللي کتيبههاي ايراني انگلستان بود.
از تأليفات او ميتوان به «سيرت رسولالله (ص): از آغاز تا هجرت» و «بزمآورد: شصت مقاله درباره تاريخ، فرهنگ و فلسفه» و از ترجمههايش ميتوان به «تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان» اشاره کرد.
رتب? کتاب «تاريخ بنيادي» در گودريدز: 4.50 از 5.