یادداشت های زیرزمینی
فیودور داستایفسکی
علی مصفا
چشمه
دسته بندی: ادبیات-روسیه
| کد آیتم: |
1521985 |
| بارکد: |
9786220108436 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
| نوبت چاپ: |
35 |
| تعداد صفحات: |
168 |
| سال انتشار: |
1403 |
کتاب «يادداشتهاي زيرزميني» اثر فيودور داستايفسکي
اثري فلسفي و عرفاني از فيودور داستايسفسکي که به اندازه رمانهاي بزرگش بکر و اصيل است. کتاب «يادداشتهاي زيرزميني» از شاخصترين آثار داستايفسکي است که ديدگاه او نسبت به انسان در آن به تصوير کشيده شده است و آن را مقدمهاي بر سلسله رمانهاي بزرگ او دانستهاند.
برخي منتقدان معتدند که کتاب «يادداشتهاي زيرزميني» از عريانترين آثار داستايفسکي است به اين معنا که در اين اثر او بيش از هر جاي ديگري درونيترين اسرار روحياش را روايت کرده است.
داستايفسکي در سال 1864 کتاب «يادداشتهاي زيرزميني» را نوشت. اين کتاب همواره به عنوان اثري مهم در ادبيات کلاسيک مورد توجه بوده و به خصوص در چند دهه اخير بسيار مورد توجه بوده و نقد و تفسيرهاي بسياري دربارهاش نوشته شده است.
اين کتاب در سالهاي مختلف و توسط چندين مترجم به فارسي برگردانده شده است. علي مصفا کتاب «يادداشتهاي زيرزميني» از متن انگليسي اثر با عنوان «Notes from underground» به فارسي برگردانده شده است.
مروري بر کتاب «يادداشتهاي زيرزميني»
کتاب «يادداشتهاي زيرزميني» جايگاه معتبري در ميان آثار داستايفسکي و روند تکوين او دارد و اولين گام جدي او در زمينه فلسفه به شمار ميرود. بر اين اساس اين رمان در دهههاي اخير مورد توجه زياد منتقدان و پژوهشگران بوده است.
کتاب «يادداشتهاي زيرزميني» شامل دو بخش است. در بخش اول به شرح و تفسيري فلسفي پرداخته شده و بخش دوم گزارش واقعه و شرح زندگي شخصيت خبيث کتاب است.
قهرمان کتاب «يادداشتهاي زيرزميني» شخصيتي غريب و قابل توجه است. از يک منظر او آدمي منزوي و گوشهگير است که نسبت به هر آنچه مترقي به نظر ميرسد به ديده شک مينگرد. خود داستايفسکي اين شخصيت را ضدقهرمان ناميده که با انزوا و گسستن روابط انساني و کينتوزي زندگي خود را تباه کرده است.
داستايفسکي در زمستان 1864-1863 بحراني روحي را پشت سر ميگذاشت و اين دورهاي است که او به نوشتن کتاب «يادداشتهاي زيرزميني» مشغول بود. در نامههايي که او در اين دوره نوشته با انساني روبرو هستيم که انواع و اقسام مسايل مادي، جسمي و ذهني آزارش ميدهد.
رمان «يادداشتهاي زيرزميني» شروعي درخشان دارد. در آغاز رمان همه تلخي روزگاري که داستايفسکي در آن دوره سپري ميکرد ديده ميشود. اين کتاب نشاندهنده مرحلهاي شاخص در رشد تفکر داستايفسکي است. رمان اينطور آغاز ميشود: «من مردي مريضم… مردي بدجنسم. مردي نچسب. به گمانم کبدم درد ميکند. بااينحال چيزي از بيماريام نميدانم، و يقين ندارم دردم از چيست. تحت هيچ مداوايي نيستم، هرگز نبودهام، هر چند براي علم پزشکي و پزشکان احترام قايلم. اضافه بر اينها، بينهايت خرافاتي هم هستم؛ خب، دستکم اينقدري که به پزشکي احترام بگذارم (به اندازهاي درس خواندهام که خرافاتي نباشم، اما هستم). نه آقا، تن به درمان ندادنم از بدجنسي است. البته حالا، حتم دارم شما آنقدر مرحمتي نداريد که اين را بفهميد. اما من، آقا، من ميفهمم. البته نخواهم توانست برايتان توضيح دهم که، در اين مورد، چه کسي از بدجنسي من رنج خواهد برد؛ بهخوبي ميدانم که بههيچروي با سرپيچي از درمان اطبا نميتوانم رويشان را کم کنم. بهتر از هر کسي ميدانم که به اين ترتيب فقط به خودم آسيب ميرسانم و نه هيچکس ديگر. اما باز هم اگر درماني نميپذيرم، از بدجنسي است. کبدم درد ميکند؛ بسيار خوب، بگذار دردش از اين هم بدتر شود!»
رمان «يادداشتهاي زيرزميني» يک قهرمان زن هم دارد که او نيز با جهان عظمت و زيبايي بيگانه است. او با مردان بسياري رابطه دارد اما از ميان آنها تنها به يک نفر عشق ميورزد.
برخي منتقدان معتقدند که رمان بزرگ «جنايت و مکافات» بسط و تعميق داستان «يادداشتهاي زيرزميني» است. از اين نظر آنها «جنايت و مکافات» را تداوم کتاب «يادداشتهاي زيرزميني» دانستهاند و همچنين رد اين داستان را در آثار بعدي داستايفسکي نيز پي گرفتهاند.
«يادداشتهاي زيرزميني» را ميتوان اثري دانست که داستايفسکي با آن سبک خاص خود را در داستاننويسي پيدا کرد.
درباره فيودور داستايفسکي نويسنده کتاب «يادداشتهاي زيرزميني»
فيودور داستايفسکي در يازدهم نوامبر 1821 در مسکو متولد شد. پدرش گرچه تباري اشرافي داشت اما در اين زمان ديگر از درجه اعتبار افتاده بود. او يک جراح نظامي بود که از ارتش استعفا داده و در زمان تولد فيودور، دکتر بيمارستان مارينسکي در مسکو براي فقرا شده بود. مادر داستايفسکي، ماريا نخائوا، دختر بازرگان متمولي بود که او نيز تا حدي مقام و موقعيت خود را از دست داده بود. فيودور به همراه برادر بزرگتر و خواهرهاي کوچکترش در محوطه بيمارستان مارينسکي و در بخش الحاقي به ساختمان اصلي بيمارستان رشد کرد. او در انزوا رشد کرد و تا مدتها در خانه درس خواند و با سلطه پدري مستبد روبهرو بود. در سيزدهسالگي به مدرسهاي خصوصي در مسکو رفت و در شانزده سالگي او را به مدرسه مهندسي نظامي در سنپترزبورگ فرستادند. داستايفسکي در اين دوره با اشتياق آثار شاخص نويسندگان مختلف را خواند و سليقه ادبياش شکل گرفت و به خصوص علاقه زيادي به گوگول پيدا کرد. در سال 1843 داستايفسکي از مدرسه نظامي فارغالتحصيل شد و بعد از يک سال خدمت اجباري، با کنارهگيري از مقام نظامياش به نويسندگي روي آورد. اولين رمان او با عنوان «مردم فقير» يا «بيچارگان» در 1846 منتشر شد و شهرت و مقبوليت زيادي برايش به همراه آورد. داستايفسکي زندگي پرفراز و نشيبي داشت و استبداد تزاري دامن او را هم گرفت. با درگرفتن شورشهاي انقلابي در سراسر اروپا در 1848، موج تازهاي از سرکوب به روسيه هم رسيد و در نتيجه آن داستايفسکي در 1849 بازداشت شد و به چهار سال حبس با اعمال شاقه و تبعيد محکوم شد. داستايفسکي پس از رهايي رمانهاي متعددي نوشت که برخي از آنها در شمار شاخصترين شاهکارهاي ادبيات جهاني به شمار ميروند. او در طول شصت سال زندگياش يعني تا بيستوهشتم ژانويه 1881، نه تنها به يکي از مهمترين چهرههاي ادبيات روسيه بلکه به قلهاي در ادبيات جهاني بدل شد و در زمان حياتش به شهرتي عام دست پيدا کرد. «جنايت و مکافات»، «ابله»، «برادران کارامازوف»، «قمار باز»، «جوان خام» و «نيه توچکا» عناوين برخي از آثار ترجمه شده داستايفسکي به فارسي است.
درباره ترجمه کتاب «يادداشتهاي زيرزميني»
کتاب «يادداشتهاي زيرزميني» با ترجمه علي مصفا در نشر چشمه منتشر شده است.
علي مصفا، متولد 1347، بازيگر، کارگردان و مترجم ايراني است. او فرزند مظاهر مصفا و اميربانو کريمي است و در خانوادهاي رشد کرده که ادبيات نقش پررنگي در آن داشته است. او اگرچه به عنوان بازيگر شناخته ميشود اما به تاليف و ترجمه هم پرداخته است و «يادداشتهاي زيرزميني» اثري است که به فارسي برگردانده است.