پیشگامان نمایش در ایران
ناصر حسینی مهر
ماهریس
دسته بندی: سینما-و-تئاتر
| کد آیتم: |
1522022 |
| بارکد: |
9786226934947 |
| سال انتشار: |
1400 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
310 |
| نوع جلد: |
گالینگور |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «پيشگامان نمايش در ايران» به تأليف و گردآوري ناصر حسينيمهر
تاريخ نمايش نوين ايران به روايت گروهي از کارگردانان و بازيگران و نمايشنامهنويسان و هنرمنداني که خود در پيدايش و پيشبُرد نمايش معاصر ايران سهمي داشتهاند. کتاب «پيشگامان نمايش در ايران» يک تاريخ شفاهيِ چندصدايي است درباره تئاتر معاصر ايران و بهويژه تئاتر اجتماعي که جرياني اصلي در تاريخ تئاتر نوين ايران به حساب ميآيد. ناصر حسينيمهر در کتاب «پيشگامان نمايش در ايران» گفتوگوهاي خود را با گروهي از نامآوران و قديميهاي صحن? تئاتر ايران گردآوري کرده و خاطرات و ديدگاههاي آنها را در اين کتاب ثبت کرده و در کنار اين خاطرات شفاهي، يادداشتها و مقالاتي نيز آورده و به معرفي هنرمنداني پرداخته که در اين کتاب پاي صحبتشان نشسته يا در گفتوگوها از آنها سخن رفته است.
کتاب «پيشگامان نمايش در ايران» مرجعيست براي پژوهشگران و علاقمندان تئاتر معاصر ايران و آشنايي آنها با بخشهايي از تاريخ تئاتر اين سرزمين به روايت آنها که خود در اين تاريخ دستي داشتهاند و نقشي ايفا کردهاند. اين کتاب سنديست مهم و تاريخي درباره تئاتر ايران که در آن روايت شفاهي هنرمنداني ثبت شده است که بسياري از آنها ديگر در ميان ما نيستند.
عطاءالله زاهد، علياصغر گرمسيري، ايران دفتري، معزالديوان فکري، عصمت صفوي، رقيه چهرهآزاد، مصطفي اسکويي، غلامعلي نقشينه، محمدعلي جعفري، مهين اسکويي، ولي شيراندامي، اکبر رادي، رکنالدين خسروي، عباس جوانمرد و خسرو حکيمرابط هنرمندانياند که در اين کتاب، روايتها و صحبتها و خاطراتشان از تئاتر نوين ايران ثبت شده است.
مروري بر کتاب «پيشگامان نمايش در ايران»
کتاب «پيشگامان نمايش در ايران»، بعد از يادداشتي کوتاه بهقلم ناصر حسينيمهر در باب اين کتاب، با گفتاري انتقادي درباره تئاتر ايران و مقايس? آن با تئاتر جهان و عواملي که تئاتر نوين ايران را از حرکت در مسير درستِ تحول باز داشتهاند آغاز ميشود. در اين گفتار از فقدان «ديدگاه» در تئاتر آوانگارد ايران و توسلِ صِرف به «تجربه»، بهعنوان عاملي بازدارنده در تئاتر معاصر ما سخن رفته است. آنچه در گفتار آغازين کتاب «پيشگامان نمايش در ايران» بهعنوان حرکتي درست و اصيل در سيرِ تئاترِ نوين ايران بر آن تأکيد شده است، تئاتريست که در دهههاي اول و دوم قرن جديد خورشيدي با رويکردهايي اجتماعي و درک ضرورتهاي جامع? آن روز ايران در اين کشور پا گرفت و سردمداران و چهرههاي برجست? آن هنرمنداني چون عبدالکريم محققالدوله، حسن مقدم، ميرزاده عشقي، رضا کمال شهرزاد، محمود ظهيرالديني، سيد عليخان نصر، ميرسيفالدين کرمانشاهي، عبدالحسين نوشين و اسماعيل مهرتاش و... بودهاند، يعني کساني که در ايجاد تئاتر ملي نقش داشتهاند. در اين گفتار، از تئاتر آوانگارد ايران بهعنوان جرياني سخن رفته که تئاتر نوين ايران را از آن مسيرِ اصيل خارج کرده و به انحراف کشانده و با تأکيدِ افراطي بر تجربه و فُرم و بياعتنايي به ضرورتِ وجود ديدگاه و انديشه در پسِ هر تجرب? تئاتري، مانع پيشرفت درست تئاتر ايران شده است. گويي با درک همين ضرورت است که کتاب «پيشگامان نمايش در ايران»، با رويکرد يادآوري و ثبت تاريخ تئاتر اجتماعي ايران و آغازگران آن و کساني که در پيشبُرد آن سهم داشتهاند، فراهم آمده است.
بعد از گفتار نخست کتاب، متني از ابوالقاسم جنتي عطايي با عنوان «نگاهي به دراماتورژي در ايران» آمده است و آنگاه روايتها و گفتوگوها و يادداشتها و خاطراتي را ميخوانيم درباره تئاتر نوين ايران و در معرفي چهرههاي برجسته و شاخص و تأثيرگذار اين تئاتر.
به جز روايتهاي هنرمنداني که نامشان پيشتر آمد و مصاحبههايي با بعضي اهالي تئاتر، از ديگر بخشهاي کتاب «پيشگامان نمايش در ايران» ميتوان به بخشهايي با اين عنوانها اشاره کرد: «ملوک حسيني: نخستين بانوي بازيگر مسلمان»، «عبدالحسين نوشين: کارگردان و استاد تئاتر»، «عبدالحسين سپنتا: سازنده نخستين فيلم ناطق فارسي "دختر لُر"»، «نصرتالله محتشم: بازيگر تئاتر و سينما»، «ساري اماني: نخستين بانوي کارگردان مسلمان»، «حسين خيرخواه: بازيگر "کمدي اخوان"، "جامعه باربد"، "تئاتر فردوسي" و "تئاتر سعدي"، و نيز دستيار عبدالحسين نوشين»، «عشق کرمانشاهي به قمرالملوک وزيري»، «اسماعيل مهرتاش: استاد تئاتر و موسيقي ايران»، «پري آقابايف: از نخستين بازيگران و کارگردانان ارمني ايرانيتبار»، «رفيع حالتي: بازيگر "کمدي اخوان"، "جامعه باربد"، استاد تئاتر در "هنرستان هنرپيشگي تهران"»، «شاهين سرکيسيان: کارگردان، استاد تئاتر و بنيانگذار "گروه هنر ملي"»، «تشکيل "پرورش افکار" در سال 1317»، «ديدار با اصغر بيچاره، عکاس تئاتر و سينما»، «لُرتا هايراپتيان: همسر عبدالحسين نوشين، بازيگر "کمدي اخوان"، "کمدي ايران"، "جامعه باربد"، "تئاتر نکيسا"، "تئاتر هنر"، "تئاتر فرهنگ"، "تئاتر فردوسي" و "تئاتر سعدي"»، «مهدي نامدار: نخستين بازيگر "جعفرخان" اثر "حسن مقدم"»، «سالشمار زندگي محمدعلي مهميد»، «سالشمار زندگي سودابه اسکويي»، «سالشمار زندگي مهدي فتحي»، «سالشمار زندگي سعيد سلطانپور»، «سلطانپور و نخستين تمريننگاري او در تئاتر ايران»، «غلامحسين ساعدي و آثارش»، «سالشمار زندگي پرويز فنيزاده» و «مهدي فروغ: رئيس و استاد "دانشکده هنرهاي دراماتيک"».
کتاب «پيشگامان نمايش در ايران» در نشر ماهريس منتشر شده است.
درباره ناصر حسينيمهر، مؤلف و گردآورنده کتاب «پيشگامان نمايش در ايران»
ناصر حسينيمهر، متولد 1336 در تهران، بازيگر، کارگردان، مورخ تئاتر، طراح صحنه و مترجم ايراني است. حسينيمهر دانشآموخت? هنرکده آناهيتا به مديريت مصطفي و مهين اسکويي و مدرسه عالي هنر پاريس است. او مدتي هم نماينده مرکز ملي تئاتر ايران در انستيتو بينالمللي تئاتر در فرانسه بوده است. اولين نقشآفريني جدي حسينيمهر در تئاتر بازي در اجرايي از نمايش «سه خواهر»، نوشت? آنتون چخوف، بود. اين اجرا در سال 1356 بهکارگرداني مهين اسکويي روي صحنه رفت. در اوايل ده? 60 خورشيدي، حسينيمهر براي مدتي طولاني ايران را ترک کرد و به فرانسه و سپس به آلمان رفت و پانزده سال در آلمان بهسر برد. در آنجا کار در حوزه تئاتر را ادامه داد و به کارهايي نظير بازيگري، کارگرداني، طراحي صحنه و گريم اشتغال داشت. در همين سالهاي زندگي در خارج از ايران بود که آموختههاي تئاترياش را نزد آريان منوشکين و يوجينيو باربا تکميل کرد. در سال 1384 به ايران برگشت. در ايران، علاوه بر کارگرداني و به صحنه بردن تئاتر، به تدريس بازيگري هم اشتغال داشت. تأسيس گروه تئاتر 6 از دستاوردهاي او بعد از بازگشت به ايران است. اولين نمايشي که در ايران اجرا کرد «اتاق شماره 6» بود که اقتباسي نمايشي از قص? معروف «اتاق شماره 6» چخوف بود. «هملت ماشين»، «بوف کور» و «وُيتسِک» از جمله نمايشهاييست که حسينيمهر در ايران روي صحنه برده است. او در دانشگاههاي مختلف ايران، از جمله دانشکده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران و دانشکده سينما – تئاتر دانشگاه هنر تهران و دانشگاه آزاد تنکابن، به تدريس تئاتر پرداخته است.
از آثار تأليفي حسينيمهر ميتوان به کتابهاي «تئاتر در ايران؛ از کودتا تا انقلاب» و «دراماتورژي و تمريننگاري وُيتسِک» و از ترجمههاي او ميتوان به «هملت ماشين»، «ستارگان در آسمان بامدادي» و «مفيستو» اشاره کرد.