نوشتن با جوهر باروت - اخبار ارنست همینگوی در روزنامه های روزگار او در آمریکا
علیرضا ساعتچیان
کتاب پارسه
دسته بندی: زندگینامه-و-خاطرات
| کد آیتم: |
1522380 |
| بارکد: |
9786002537225 |
| سال انتشار: |
1400 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
208 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «نوشتن با جوهر باروت: اخبار ارنست همينگوي در روزنامههاي روزگار او در آمريکا» بهگردآوري و ترجم? عليرضا ساعتچيان
تعقيب ارنست همينگوي در لابلاي سطرهاي روزنامههاي امريکايي زمانِ او. عليرضا ساعتچيان در کتاب «نوشتن با جوهر باروت: اخبار ارنست همينگوي در روزنامههاي روزگار او در آمريکا» با کاوش در هم? روزنامههاي آمريکايي زمان همينگوي، هرچه خبر که در اين روزنامهها درباره اين نويسنده مشهور و بزرگ امريکاييِ برنده جايزه نوبل ادبيات، چه درباره خود همينگوي و چه خبرهايي را که در آنها فقط اسمي از او برده شده، استخراج و گردآوري و ترجمه کرده است.
ساعتچيان، که پيش از اين کتاب «ايرانيان از نگاه آمريکاييان: ايران عهد قاجار در روزنامههاي آمريکا» را به شيوهاي مشابه کتاب «نوشتن با جوهر باروت» گردآوري و ترجمه کرده و در آن اخبار مربوط به ايران عصر قاجار را در روزنامههاي آمريکايي آن دوران آورده بود، در کتاب «نوشتن با جوهر باروت» هر خبري را که نام همينگوي در آن آمده است ترجمه کرده و در اين کتاب آورده است.
ارنست همينگوي يکي از نويسندههاييست که نامش به نماد و تجسمي از نويسندگي بدل شده است. او، جدا از سبک نوشتاري خاصي که در قصهنويسي بنيان گذاشت، بهلحاظ زندگي شخصي نيز همواره موردتوجه بود. نويسندهاي بود که هم تحرک و سرزندگي را تداعي ميکرد و هم بهگواه آثارش و همچنين فرجامي که براي خود رقم زد، سخت به مرگ ميانديشيد و دلمشغول آن بود.
آثار همينگوي دستماي? اقتباسهاي مختلف سينمايي هم بوده است.
کتاب «نوشتن با جوهر باروت» کتابيست هم باب طبع علاقمندان همينگوي و آثار او و هم مفيد براي کساني که بخواهند درباره زندگي و آثار همينگوي دست به پژوهش بزنند و به اطلاعاتي جزئي درباره بعضي وجوه زندگي او نياز داشته باشند.
در کتاب «نوشتن با جوهر باروت» همينگوي در متن زمانهاش به تصوير کشيده شده است.
مروري بر کتاب «نوشتن با جوهر باروت»
اخبار گردآوري و ترجمهشده در کتاب «نوشتن با جوهر باروت»، چنانکه در يادداشت ابتداي کتاب ذکر شده، «برگرفته از آرشيو روزنامههاي بيش از ده ايالت امريکا، از روزنام? نيويورک تايمز تا روزنام? محلي جزيره کيوست، در دوران زندگي ارنست همينگوي است.»
در کتاب «نوشتن با جوهر باروت» تصويرهايي از زندگي شخصي و حرفهاي همينگوي را تماشا ميکنيم؛ تصويرهايي که بعضي از آنها تداعيگر داستانهاي همينگوي نيز هستند. از همين رو بعضي قسمتهاي اين کتاب را ميتوان بهعنوان مکملي بر آثار همينگوي خواند که اطلاعاتي درباره بعضي نکات مربوط به پشت صحنه و منشاء اين آثار ميدهند.
از طريق کتاب «نوشتن با جوهر باروت» ميتوان دريافت که داستانهاي همينگوي چقدر ريشه در تجرب? زيست? او دارند و همچنين ميتوان با مقايس? بعضي اخباري که در اين کتاب درباره کارها و تفريحات و سرگرميها و تجربههاي واقعي همينگوي آمده با آثار او، ارزيابي کرد که زندگي و تجربههاي واقعي اين نويسنده چقدر در فرايند تبديل به داستان، تحول يافتهاند.
در کتاب «نوشتن با جوهر باروت» همچنين همينگوي را عصباني از روايتها و توصيفهاي اغراقآميزي ميبينيم که پيرامون او ساخته و پرداخته شدهاند؛ مثل روايتهايي که از همينگوي قهرمان جنگ ساختهاند، در حالي که همينگوي خود ميگويد که قهرمان جنگ نبوده و به اين دليل در زمان جنگ جهاني اول در ايتاليا بهعنوان راننده آمبولانس خدمت کرده که احتمال کشتهشدن را در ايتاليا کمتر از فرانسه ميديده است.
کتاب «نوشتن با جوهر باروت» با خبري درباره همينگويِ سرباز و نه همينگويِ نويسنده آغاز ميشود. در اين خبر از «ارنست اِم. همينگوي» بهعنوان کسي نام برده شده که پيش از جنگ روزنامهنگار بوده و در روزنام? «کانزاس سيتي» گزارشگري ميکرده و اکنون بهعنوان نخستين مجروح امريکاييِ جنگ با کشتي بخار از ايتاليا آمده است. البته در همين خبر ذکر شده است که جراحتهاي همينگوي حاد نيستند و «با وجود اينکه او در رزمگاه زخمي شده بود چند سرباز مجروح ايتاليايي را به درمانگاهِ پشتِ ميدان جنگ منتقل کرد.»
اين خبر حتماً خوانندگان آثار همينگوي را به ياد رمان «وداع با اسلحه» مياندازد و شمهاي از حالوهواي آن رمان را مينماياند.
در خبر ديگري از کتاب «نوشتن با جوهر باروت» از فيلمي سخن رفته که قرار بوده براساس رمان «وداع با اسلحه» ساخته شود. در اين خبر آمده است که دستاندرکاران ساخت اين فيلم بر سر مرگ کاترين در پايان رمان مشکل پيدا کردهاند و نگراناند که مخاطبان فيلم از اين پايان تلخ استقبال نکنند و در فکر چارهاي براي حلّ اين مشکلاند.
گفتنيست که رمان «وداع با اسلحه» ابتدا بهصورت پاورقي در مجل? «اسکريبنرز» چاپ ميشده و در يکي از خبرهاي کتاب «نوشتن با جوهر باروت» ميخوانيم که پليسِ شهرِ بوستون شمارهاي از اين مجله را، بهخاطر بخشي از اين رمان که در آن شماره چاپ و چاپش با اعتراضِ بعضي از مردم مواجه شده، در دکههاي کتابفروشي اين شهر ممنوع کرده است.
در خبري ديگر خودکشي پدر همينگوي اعلام ميشود و يک خبر هم درباره اين است که سينکلر لوئيس، نويسنده امريکايي برنده نوبل ادبيات، وقت رفتن براي گرفتن جايزه نوبل پيشبيني کرده است که همينگوي طي ده سال آينده اين جايزه را ميگيرد.
در يک خبر هم سخن از مرديست که در اسپانيا خود را به جاي همينگوي جا زده است.
ماجراي کُتککاري همينگوي و مکس ايستمن، مقالهنويس چپگرا، و ممنوعيتِ بودنِ رمان «داشتن و نداشتن» همينگوي در بعضي از کتابخانههاي عمومي از ديگر خبرهايياند که در کتاب «نوشتن با جوهر باروت» ميخوانيم.
چنانکه اشاره شد، در خبرهاي کتاب «نوشتن با جوهر باروت» گاهي سايههايي از داستانها و شخصيتهاي داستاني مخلوق ارنست همينگوي را ميبينيم و با لحظههايي مواجه ميشويم که منشاء بعضي آثار او را به ما مينمايانند. نمونهاش خبريست که در پي ميآيد و تداعيگر رمان «پيرمرد و دريا» است:
«امروز بعدازظهر، ارنست همينگوي، چارلز تامپسن و ناخدا جوزف راسل با قايق موتوري بزرگ ناخدا راسل به نام "آنيتا"، به مقصد هاوانا حرکت کردند.
آقاي همينگوي که چند ماه پيش در نزديک آبهاي کوبا نيزهماهي صيد ميکرد، بهتازگي مصمم شده است ماهي بزرگتري نسبت به ماهياي که در نخستين سفرش گرفته بود، صيد کند.
به همين منظور هم ترتيب اين سفر را داده است و با مهمان خود، آقاي تامپسن، رهسپار آبهايي شدند که گفته ميشود در آنجا نيزهماهيها در دستههاي بزرگ پخش هستند. آقاي همينگوي ميگويد او تا وقتي که رکورد ماهيگيري را نزند راضي نميشود.»
کتاب «نوشتن با جوهر باروت: اخبار ارنست همينگوي در روزنامههاي روزگار او در آمريکا» در بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه منتشر شده است.