تا 45درصد تخفیف

کد تخفیف: MRD

تا پایان مرداد

تا 45درصد تخفیف

کد تخفیف: MRD

تا پایان مرداد

مشاهده همه نتایج

دسته‌بندی‌های موبایل

یک روز مانده به عید پاک

نویسنده: زویا پیرزاد
ناشر: مرکز
دسته‌بندی: داستان ایرانی
کد آیتم: 157173
تومان 295,000

مشخصات

بارکد: 9789643053130
سال انتشار: 1403
نوبت چاپ: 13
تعداد صفحات: 112
نوع جلد: شومیز
قطع: پالتوئی

معرفی

کتاب «يک روز مانده به عيد پاک» اثر زويا پيرزاد، نشر مرکز
داستاني در سه بخش که زندگي سه نسل از يک خانواده ارمني با تفاوت‌هاي ميان دو فرهنگ را به تصوير کشيده است. کتاب «يک روز مانده به عيد پاک» مجموعه داستاني از زويا پيرزاد است که بيش از هرچيز به زندگي مربوط است؛ زندگي ارمني‌هاي ساکن ايران.
کتاب «يک روز مانده به عيد پاک» سومين مجموعه داستان زويا پيرزاد است که در سال 1377 منتشر شد. مجموعه‌ داستان‌هاي «مثل همه عصرها» و «طعم گس خرمالو» پيش از کتاب «يک روز مانده به عيد پاک» منتشر شده بودند.
کتاب «يک روز مانده به عيد پاک» در بخش ادبيات هفدهمين دوره کتاب سال، در سال 1378، مورد تشويق قرار گرفت و با اقبال خوانندگان هم روبرو شد.
مجموعه داستان «يک روز مانده به عيد پاک» همچنين به زبان هاي انگليسي، فرانسوي، گرجي، و ارمني ترجمه شده و در کشورهايي چون انگلستان، گرجستان و ارمنستان منتشر به چاپ رسيده است.

مروري بر کتاب «يک روز مانده به عيد پاک»
سومين مجموعه داستان زويا پيرزاد، که «يک روز مانده به عيد پاک» نام دارد، از سه داستان به هم‌پيوسته با نام‌هاي «هسته‌هاي آلبالو»، «گوش‌ماهي‌ها» و «بنفشه‌هاي سفيد» تشکيل شده است. پيرزاد در اين داستان‌ها فضايي متفاوت از داستان‌هاي قبلي‌اش خلق کره است. با اين‌حال در اين کتاب نيز با روايت يک زندگي روبرو هستيم.
در داستان اول کتاب «يک روز مانده به عيد پاک»، راوي از گذشته‌اش حرف مي‌زند. يعني زمان اين داستان زمان حال است اما راوي خاطرات کودکي‌اش را مرور مي‌کند. در اين داستان که «هسته‌هاي آلبالو» نام دارد، راوي از خانه‌اي که کودکي‌اش را در آنجا گذرانده شروع مي‌کند و سپس بقيه ايام آن دوره را روايت مي‌کند: «خانه کودکيم ديوار به ديوار کليسا و مدرسه بود. حياط، مثل همه حياط‌هاي شهر کوچک ساحلي، پر درخت نارنج بود. جلو ايوان طبقه پايين باغچه مستطيلي بود که بهارها و تابستان‌ها پدرم در آن گل مي‌کاشت و پاييز و زمستان پر مي‌شد از آب باران. طبقه پايين خانه اتاق‌هاي بزرگ داشت با سقف‌هاي بلند و ستون‌هاي چوبي که فقط از حياط نور مي‌گرفت و عصر به بعد تاريکِ تاريک بود. در طبقه پايين کسي زندگي نمي‌کرد...».
کتاب «يک روز مانده به عيد پاک» در دو داستان ديگرش روايت بخش‌هاي ديگري از زندگي راوي داستان اول است. اين کتاب اگرچه مجموعه‌اي از سه داستان است اما مي‌توان آن را رماني در سه اپيزود هم در نظر گرفت که به شرح زندگي ادموند مربوط است؛ از دوران کودکي‌اش تا آغاز سال‌هاي پيري.
داستان دوم کتاب «يک روز مانده به عيد پاک»، با نام «گوش‌ماهي‌ها»، به دوران جواني و شور و عشق و فراز و نشيب‌هاي آن دوران مربوط است. اين بخش اين‌گونه آغاز مي‌شود: «روز قبل از عيد پاک بود. سر ناهار آلنوش گفت من و بهزاد تصميم گرفتيم ازدواج کنيم. درست مثل اين که سر غذا کسي به کسي بگويد لطفا نمکدان را بده. مارتا چند لحظه بي‌حرکت ماند. بعد از گوشه بشقاب يک تکه خمير نان برداشت. روزي هم که خبر فوت مادربزرگ را شنيديم سر ناهار بوديم.»
داستان سوم کتاب «يک روز مانده به عيد پاک» با عنوان «بنفشه‌هاي سفيد» به سال‌هاي پيري ادموند مربوط است و اين داستاني است از شروعي دوباره که با نوعي صلح همراه است و اين‌گونه آغاز مي‌شود: «فردا عيد پاک است. روتختي پشمي سفيد، دستباف مادربزرگ را روي تخت دونفره مرتب مي‌کنم. مربع‌هاي به هم چسبيده هرکدام نقش متفاوتي دارند. يادم نيست مادربزرگ روتختي را کي بافته بود و براي کدام تولد يا سالگرد ازدواج يا چه مناسبت ديگر به مارتا هديه داده بود. مادربزرگ و عمه بين همه عروس‌هاي خانواده بافنني‌ها و گلدوزي‌هايشان را فقط به مارتا هديه مي‌دادند. مادربزرگ و عمه هميشه مي‌گفتند فقط مارتا قدر اين چيزها را مي‌داند. از اتاق خواب بيرون مي‌آيم. دمپايي‌هايم روي پله‌ها صداي خفه‌يي دارند. نگاهشان مي‌کنم. سگک لنگه چپ کنده شده و چرم خاکستري رويه‌ها به سفيدي مي‌زند. چند روز پيش که دانيک آمده بود ديدنم، به دمپايي‌ها نگاه کرد و گفت اينها از تو دست کشيدند. تو دست از سرشان برنمي‌داري؟»
در سه بخش کتاب «يک روز مانده به عيد پاک» از خلال روايت زندگي ادموند تصويري از زندگي و روحيات و مناسبات ارمني‌هاي ساکن ايران هم به دست داده شده است. هر سه بخش داستان واقع‌گرايانه است همراه با زباني روان و ساده که خواننده را تا پايان با خود همراه مي‌کند. در کتاب «يک روز مانده به عيد پاک» به جهان زنان و مسايل مربوط به آن توجه شده و اين البته از ويژگي‌هاي مشترک آثار پيرزاد است.
کتاب «يک روز مانده به عيد پاک» نوشته زويا پيرزاد در نشر مرکز منتشر شده است.

درباره زويا پيرزاد نويسنده کتاب «يک روز مانده به عيد پاک»
زويا پيرزاد نويسنده معاصر ايراني است که در سال 1331 از پدري روس و مادري ارمني در آبادان متولد شده است. برخي منتقدان از او به عنوان نويسنده‌اي نئورئاليست ياد کرده‌اند که فضاي داستان‌هايش فضاي زندگي امروز است در شهرهاي بزرگ، آپارتمان‌هاي کوچک و تنهايي‌هايي عميق. داستان‌هاي پيرزاد طرحي ساده دارند و در آنها خبري از حوادث عجيب و غريب نيست. حادثه اصلي در داستان‌هاي او زندگي روزمره است که با فراز و نشيب‌ها و غم‌ها و شادي‌هايش در گذر است. داستان‌هاي پيرزاد از برخي جهات، همچون زباني جزيي‌نگر، حس و حالي زنانه دارد. پيرزاد نويسندگي را با نوشتن داستان‌هاي کوتاه در آغاز دهه 1370 آغاز کرد و پس از نوشتن چندين مجموعه داستان به سراغ نوشتن رمان رفته است. «مثل همه عصرها» (1370)، «طع گس خرمالو» (1376) و «يک روز مانده به عيد پاک» (1377) سه مجموعه داستان پيرزاد هستند. سه مجموعه‌اي که بعدها در کتابي با عنوان «سه کتاب» هم به چاپ رسيدند. پيرزاد در سال 1380 رمان مشهورش با عنوان «چراغ‌ها را من خاموش مي‌کنم» به چاپ رساند. اين رمان برنده جايزه بهترين رمان فارسي سال 1380 شد. در سال 1380 پيرزاد رمان ديگرش را با عنوان «عادت مي‌کنيم» به چاپ رساند. پيرزاد ترجمه‌هايي هم به فارسي منتشر کرده است.

نظرات کاربران

0.0 از ۵
بر اساس 0 نظر

خدمات و ارسال

ارسال سریعارسال به سراسر کشور در کمترین زمان
تضمین اصالت کالاکالاهای اورجینال و با گارانتی معتبر
بسته‌بندی مناسببسته‌بندی ایمن برای جلوگیری از آسیب
پشتیبانی خریدپاسخگویی به سوالات قبل و بعد از خرید

دیگر آثار این ناشر

تازه ترین آثار ناشر

آثار دیگر این نویسنده

تازه ترین آثار نویسنده

آثار دیگر این مترجم

تازه ترین آثار مترجم