تاریخ انتقادی 2: بازآرایی امپراتوری
مشخصات
معرفی
کتاب «تاريخ انتقادي 2: بازآرايي امپراتوري» نوشته «ابراهيم توفيق»
چشماندازي به اقتصاد سياسي دولت مدرن در ايران
کتاب «تاريخ انتقادي2: بازآرايي امپراتوري» نوشته «ابراهيم توفيق» معرفي آثاري در زمينه تاريخ انتقادي را در بر دارد. کتاب «تاريخ انتقادي2» با بررسي وضعيت ايران و تحليلهايي در چارچوب وضعيت و روابط اجتماعي، تاريخي و اقتصادي توضيحاتي درباره ايران و جامعه ايراني ارائه ميدهد.
در قسمتي از مقدمه کتاب آمده است: «هر چند دولت و شکلگيري دولت ـ ملت در ايران تاکنون موضوع مطالعات تجربي و تاريخي فراواني بوده، به نظر ميرسد که "جامعهشناسي تاريخي دولت مدرن در ايران" به معناي دقيق کلمه، هنوز نيازمند بحث و نظر بيشتر است. جامعهشناسي تاريخي دولت، آنطور که در کتاب حاضر مد نظر قرار گرفته، ناظر بر اقتصادِ سياسي شکلگيري و تحول دولت مدرن در ايران است؛ توضيح تناسب قواي تاريخي معيني که نظم دولت ـ ملت در آن عمل کرده و تحول يافته است.»
درباره کتاب «تاريخ انتقادي2: بازآرايي امپراتوري»
کتاب چشمانداز نويسنده به فرايند شکلگيري و تداوم نظام دولت ـ ملت مدرن در ايران و همچنين پاسخ به پرسشهاي انتقادي مصاحبهگران درباره نوشتههاي قبلي نويسنده است. فصل يکم کتاب مقالهاي از پايان نامهي دکتريِ توفيق است که در بهار 1385 براي اولينبار با نام «مدرنيسم و شبه پاتريمونياليسم: تحليلي از دولت در عصر پهلوي» در مجلهي جامعهشناسي ايران منتشر شده است. اين مقاله به شکلگيري و تحول نظم جديد دولتي در ايران پرداخته است. فصل دوم کتاب «تأملاتي نظرورزانه دربارهي هويت ملي/ ايراني» اين مقاله در سال 1388 شمسي براي ارائه به مرکز پژوهشهاي فرهنگي نوشته شده است. دو فصل ابتدايي کتاب با نقاط مشترک زيادي ميکوشند تا نظم نوين دولت ـ ملت در ايران را توضيح دهند. نظمي که توانسته در مناسبات واقعي قدرت ايران قرار بگيرد و به صورت تاريخي به شکلي خاص ساخت دولت ملت را شکل دهد. و اما در فصل سوم و پاياني کتاب «تاريخ انتقادي» مصاحبهاي بر اساس دو مقالهي کتاب صورت گرفته است تا مفاهيم دو بخش قبلي بيشتر بسط و گسترش يابند و براي مخاطب ملموس و واضح شوند.
در بخشي از کتاب ميخوانيم:
«بر خلاف قرائت رايج، رخدادهاي تاريخي تأسيس دولت مدرن در ايران در هيئت سلطنت پهلوي را نميتوان بر اساس نوعي نظريهي تداوم تبيين کرد. اين موضوعي واضح است که نه ايدئولوژي و ساختار تمرکزگراي دولت مدرن، و نه سامانيابي شبه پاتريمونياليستي آن (متجلي در دربار پهلوي) هيچيک بدون تشکيل ارتش و بوروکراسي متمرکز مدرن، امکان تحقق نداشتهاند. با اين همه، تحتتأثير نگاه شرقشناسانه، اين رخداد را ذيل سنت ديرين حکومت مرکزي در ايران و بر اساس نظريهي «استبدادشرقي» يا «پاتريمونياليسم» تفسير کردهاند. (بيل 1972؛ کاتوزيان 1981). در اين جا مجالي براي بازبيني انتقادي نظريهها نيست و من در اين مورد، صرفا به اين اشاره بسنده ميکنم که رابطهي "شاهِ شاهان" با حاکمان محلي در ايران، هيچ يک از حکومتهاي مرکزي، نه بر ساختارهاي پيشنهادي اين نظريهها بلکه بر نوعي فئوداليسمِ سياسي استوار بوده است. بر اين اساس و با توجه به چيرگيِ ديرپاي عنصر قبيلهاي بر نظام قدرت سياسي، شايد بتوان حاکميت سياسي پيشامدرن در ايران را به مثابه «فئوداليسم قبيلهاي» تبيين کرد. به هر حال مسئله اين است که بنا بر شواهد تاريخي دورهي اسلامي ايران، هيچيک از حکومتهاي مرکزي قادر به برپايي آنچنان ساختار نظامي و ديوانياي نبودهاند که قادر باشد ساختارهاي ايالتي ـ ولايتي را، براي مدت طولاني، تحت سلطهي "استبدادي" يا "پاتريمونياليستي" خود نگه دارد. پس به جرئت ميتوان گفت که ساختار ملوک الطوايفيِ قدرت در دوران قاجار، نه استثنا بلکه، قاعدهي عمومي سامانيابي حاکميت در ايران پيشا مدرن بوده است.»
درباره نويسنده کتاب «تاريخ انتقادي2: بازآرايي امپراتوري»
ابراهيم توفيق جامعهشناس و مترجم ايراني است. توفيق سال 1338 در آبادان متولد شد. او براي ادامه تحصيلاتش در رشته جامعهشناسي به آلمان رفت و پس از تکميل تحصيلات مدرک دکترايش را از دانشگاه گوته فرانکفورت دريافت کرد و به ايران بازگشت. ابراهيم توفيق در ايران در دانشکده علوم اجتماعي علامه طباطبايي تهران مشغول تدريس شد. اما پس از مدتي در دوران رياست صدرالدين شريعتي در دانشگاه به همراه استادان ديگري مانند: پرويز پيران، حسن نمک دوست و چند نفر ديگر از استادان سرشناس از دانشگاه اخراج شد. او از منتقدان «نظريههاي گذار» است که بر اساس آن جامع? ايران همواره در حال گذار از سنت به مدرنيته فرض ميشود. توفيق اعتقاد دارد: جامعهشناسي «شدن» را بيان ميکند و توضيح ميدهد به همين سبب نميتواند تاريخي نباشد، به همين دليل نيز جامعهشناسي تاريخي اصطلاح درستي نيست، چرا که جامعهشناسي اگر تاريخي نباشد اصلا جامعهشناسي نيست.
از تأليفات ابراهيم توفيق ميتوان به «دربار? نظام دانش، از مجموع? تاملات صاحبنظران ايراني در باب آموزش عالي»، «بازآرايي امپراطوري: چشماندازي به اقتصاد سياسي دولت مدرن در ايران»، «مسئله علم و علم انساني در دارلفنون عصر ناصري: پژوهشي در آثار مکتوب شناختهشد? دارالفنون» و«ولايتي سازي مشروطه» اشاره کرد.
آثار ترجمه توفيق عبارتند از:«شولتسه»، «راينهارد»، «تاريخ جهان اسلام در قرن بيستم».
درباره چاپ و نشر کتاب «تاريخ انتقادي2: بازآرايي امپراتوري»
کتاب «تاريخ انتقادي2: بازآرايي امپراتوري» با عنوان فرعي «چشماندازي به اقتصاد سياسي دولت مدرن در ايران» توسط انتشارات گامنو براي علاقهمندان به جامعهشناسي و تاريخ چاپ و منتشر شده است.