در دفاع از فهم - سخنرانی های آلبرکامو (1958-1936)
Conférences et discours
آلبر کامو
محمدمهدی شجاعی
چشمه
دسته بندی: یادداشت-ها-و-نامه-ها
| کد آیتم: |
1523320 |
| بارکد: |
9786220109099 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
6 |
| تعداد صفحات: |
352 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «در دفاع از فهم» _ (سخنرانيهاي آلبر کامو)
کتاب «در دفاع از فهم» شامل سخنرانيهاي آلبر کامو (1958-1936) است. تصوير آلبر کاموِ ناآرام، کلمهساز و آشتيناپذير را بيشتر از هر جا در سخنرانيهايش ميتوان يافت. کامو خطيبي چيرهدست بود، علاوه بر اينکه قدرتي در نويسندگي، جستارنويسي، تفکر فلسفي و روزنامهنگاري داشت، سخنرانيهاي او چندان مشهور و متواترند که انگار آنها را در گوشه و کنار خواندهايم. او فرياد آزادي و حرمت به انسان را برميآورد، حال اين فرياد براي يادبود پايان جنگ باشد، يا در اوج التهاب در الجزاير عزيزش، در نکوهش نازيسم آتشافروز باشد، يا نفي کمونيسم. نويسندهي «طاعون» هيچگاه رحم نکرد به انديشههايي که انسان را به هر شکلي مبتذل و تحت انقياد ايدئولوژي ميخواست. بر ضد «چوبههاي دار» سخن گفت، بر ضد تمام ديکتاتورها و بر ضد تانکهايي که بيمحابا از روي آدمها رد ميشدند. کلمات کامو کهنه نشدهاند و برعکس زمان تازهترشان کرده است. اين سخنرانيها صدايي است که هيچگاه فراموش نشد. کامو در يکي از اين سخنرانيها با نسلهاي تازه ميگويد: «آنچه را بر ما گذشت از ياد نبريد تا به آزادي، به حقوق و تکاليفش، وفادار بمانيد. از ياد نبريد تا هرگز نپذيري، هرگز، که کسي هر قدر هم بزرگ يا حزبي هرقدر هم قوي، به جاي شما فکر کند و راهتان را به شما ديکته کند.»
مروي بر کتاب «در دفاع از فهم» _ (سخنرانيهاي آلبر کامو)
آلبر کامو از اواخر تابستان 1935عضو حزب کمونيست الجزاير (پسآ) بود و با تاسيسِ تئاتر کار خود را وقف فعاليتهاي فرهنگي کرد؛ گروهي که خود آن را رهبري ميکرد؛ از آثار اقتباس ميکرد، هم کارگردان بود و هم در آن بازي ميکرد. در آن زمان دبير کل خانهي فرهنگ الجزيره نيز بود. اين خانه فيلم نمايش ميداد و کنسرت يا سخنرانيهايي برگزار ميکرد. در آيين گشايش اين مجموعه، هشتم فوريهي 1937، آلبر کاموِ بيستوسهساله اين سخنراني را ايراد کرد. متن اين سخنراني در اولين شمارهي بولتن خانهي فرهنگ الجزيره (مديترانهي جوان، آوريل 1937) منتشر شد. پاييز آن سال آلبر کامو از حزب جدا شد.
_ ممکن است چنين بهنظر بيايد که خدمت به هدف منطقهگرايي مديترانهاي جاني تازه به سنتگراييِ پوچ و بيآينده ميدهد يا در آتش برتري يک فرهنگ بر فرهنگهاي ديگر ميدمد و مثلاً سِيري قهقهرايي است به سوي فاشيسم و مردم لاتين را در برابر شمال اروپا قرار ميدهد. در اين مورد هميشه سوءتفاهمي وجود داشته است. هدفم از اين سخراني اين است که تلاشي کنم در جهت تبيين اين امر. تمام اشتباهات از اينجا ناشي ميشود که مديترانه و اروپاي لاتين را يکي ميدانند و چيزي را که در آتن شروع شده، به رم نسبت ميدهند. براي ما اين امر بديهي است و ارتباطي با مليگرايي ملت جنوب ندارد. نميتوانيم به خدمت سنتها درآييم و آيندهي زندهمان را به کارهاي عجيبوغريبي گره بزنيم که همين امروز نيز مُردهاند... سنت گذشتهاي است که در تقابل با حال است، اما مديترانهاي که ما را دربرگرفته سرزميني است زنده، سرشار از نشاط و لبخند...
دربارهي آلبر کامو
آلبر کامو در سال 1913 در الجزاير چشم به جهان گشود. او کودکي سخت و طاقتفرسايي داشت. پدرش در جنگ جهاني اول کشته شد. کامو در محلهاي فقيرانه کودکياش را گذراند. اما شانس بزرگ کامو معلم دبستانش بود. او کسي بود که استعداد نويسندگي کامو را شناخت و حمايتش کرد. آلبر کامو با حمايت معلمش توانست بورسيهي تحصيلي از دولت روسيه بگيرد و در دبيرستان دولتي تحصيل کند. آلبرکامو داوطلبانه در جنگ جهاني دوم به ميدان جنگ رفت. اما تشخيص بيماري سل مانع از ادامهي او در جنگ شد. پس از جنگ جهاني دوم، آلبر کامو به پاريس مهاجرت کرد. او در سال 1942 نخستين رمانش را که «بيگانه» نام گذاشت در پاريس منتشر کرد. اما کتاب «بيگانه» تنها اثر مشهور او نيست. کتاب «طاعون» هم يکي از پُر طرفدارترين کتابهاي کامو در سراسر دنيا شناخته شده است. «طاعون» هم در سال 1947 منتشر شد. کامو انتقادات بسياري به دنياي امروز داشت و آن را عليه انسانيت ميدانست. او در نوشتههايش ميکوشيد به افراد آگاهي بخشد تا از اين طريق براي آزادي و عليه استبداد بايستند. از ديگر آثار مورد توجه او ميتوان «افسانه سيزيف»، «سقوط» و نمايشنامههاي «سوءتفاهم» و «کاليگولا» را نام برد. پس از مرگ آلبر کامو دو کتاب ديگرش به نامهاي «مرگ خوش» و «آدم اول» نيز منتشر شدند. البته رمان اول نيمهتمام منتشر شد. آلبر کامو دومين نويسندهي جوان دنياي ادبيات است که جايزهي نوبل ادبي دريافت کرده است.
ناگفته نماند: در زمان تولد «آلبرکامو» الجزاير مستعمرهي فرانسه بود. از اين جهت نام اين نويسنده در کنار نويسندگان مشهور فرانسوي مانند «رولان بارت» و «ژان پل سارتر» قرار دارد.
آلبر کامو در سال 1960 بر اثر سانحه رانندگي از دنيا رفت.
دربارهي ترجمهي فارسي کتاب «در دفاع از فهم» (سخنرانيهاي آلبر کامو)
کتاب «در دفاع از فهم» _ سخنرانيهاي آلبر کامو (1958-1936) با ترجمهي محمدمهدي شجاعي در مجموعهي «درواقع/ تتبعات» از سوي نشر چشمه به چاپ رسيده است.
محمدمهدي شجاعي، مترجم در مقدمهي کتاب «در دفاع از فهم» مينويسند: «بعد از اتمام ترجمهي نامههاي آلبر کامو و ماريا کاسارس تصميم گرفتم سراغ چهرهاي ديگر از اين نويسنده بروم. نامهها چهرهاي از اين نويسنده نشانم داد که تصوري از آن نداشتم و حتي آن را محال ميدانستم. در سخنرانيهايش جلوهاي ديگر از او ديدم. هر چند اين چهره در ظاهر با آن عاشقي که در نامهها ديده بودم در تضاد بود، در هر دو کتاب عشق بود که حکم ميراند؛ عشق به انساني خاص و عشق به بسياري از انسانها. هر دو عشق مرزي نميشناختند، عشق او به انسانها عشقي است که در مرزهاي فرانسه و الجزاير باقي نميماند، از مرزهاي فرانسه ميگذرد و به آلمان ـ ميان هيتلر و مردم آلمان، خصوصاً ستمديدگان، فرق ميگذارد؛ کاري که با فاصلهاي اندک از جنگ جهاني دوم براي بسياري از فرانسويها محال بوده است ـ و به اسپانيا و مجارستان ميرسد. با سکوت ميانهاي ندارد، نويسندهاي نيست که گوشهي عزلت اختيار کند، براي خود در مقام روشنفکر و حرفهاش رسالتي قائل است، در هر صحنهاي حاضر ميشود و از مظلوم دفاع ميکند.»
محمدمهدي شجاعي متولد 1365 است. در دانشگاه تهران همزمان ادبيات فارسي و ادبيات فرانسه خوانده است و کارشناسي ارشد خود را در رشتهي ترجمهي فرانسه در همين دانشگاه ادامه داده است. کتابهاي «خموشان» (داستانهاي کوتاه آلبر کامو)، «ساز شکسته» نوشتهي آکيرا ميزوباياشي، «تعمير زندگان» نوشتهي ميليس دکرانگال، «تأديب» نوشتهي طاهر بن جلون برخي از آثار مشهوري است که محمدمهدي شجاعي به فارسي بازگرداني کرده است.
شجاعي هم به ترجمهي آثار کودک علاقه دارد و هم به ترجمهي آثار بزرگسال، از ترجمههاي کودک او ميتوان به ترجمهي مجموعهي «مرغداني پرماجرا» اشاره کرد و ترجمهي کتاب «خشم قلمبه». از ديگر ترجمههاي بزرگسال او نيز ترجمهي کتاب مصور «درجستوجوي زمان ازدسترفته» و کتاب «ادبيات در مخاطرهي تزوتان تودوروف» منتشر شدهاند.