خلوت پیکاسو
آریل دورفمن
امیر یداله پور
مهرگان خرد
دسته بندی: نمایشنامه-و-فیلم-نامه
| کد آیتم: |
1523596 |
| بارکد: |
9786227678277 |
| سال انتشار: |
1401 |
| نوبت چاپ: |
2 |
| تعداد صفحات: |
116 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «خلوت پيکاسو» نوشت? آريل دورفمن
زندگي و مرگ خياليِ پابلو پيکاسو در دوران جنگ جهاني دوم. آريل دورفمن در کتاب «خلوت پيکاسو» پابلو پيکاسو، نقاش بزرگ اسپانيايي، را به صحن? نمايش احضار ميکند تا از تقابل هنر و زندگي در متن بحرانها و فجايع انساني و زيست دشوار و تعهد هنرمند در روزگار سرکوب و اختناق بنويسد.
دورفمن، که استبداد و خفقان سياسي يکي از مضامين اصلي آثار اوست، در کتاب «خلوت پيکاسو» اين مضمون را به متن جنگ جهاني دوم و فرانس? تحت اشغال نازيها ميبرد و يکي از بحرانيترين روزگاران تاريخ قرن بيستم را در کارگاه نقاشي پابلو پيکاسو و در خلوت اين نقاش به نمايش ميگذارد.
پيکاسويي که در کتاب «خلوت پيکاسو» با او مواجهيم، در عين قرابت با پيکاسوي واقعي، پيکاسويي است که آريل دورفمن او را خلق کرده و به صحن? نمايش آورده است. اين پيکاسو گويي قرار است مظهر تقابل هنر و زندگي و طرح پرسشي مهم دربار? تعهد هنرمند در متن زمانهاي بحراني و پر از مرگ و فاجعه و خفقان باشد.
در کتاب «خلوت پيکاسو» همچنين به تابلوي معروف «گرنيکا»، که اثري ضد جنگ از پيکاسو است، ارجاع داده شده است.
مروري بر کتاب «خلوت پيکاسو»
پيکاسو در حال کشيدن تابلوي «گرنيکا»؛ کتاب «خلوت پيکاسو» با چنين صحنهاي آغاز ميشود. «گرنيکا» تابلويي است که پيکاسو آن را تحت تأثير بمباران گرنيکاي اسپانيا کشيده است. گرنيکا را بمبافکنهاي آلمان نازي در دوران جنگ داخلي اسپانيا بمباران کردند و در پرد? يکم کتاب «خلوت پيکاسو»، با عنوان «دام افکندن»، ميبينيم که در همان حين که پيکاسو تحت تأثير اين بمباران فجيع مشغول کشيدن تابلوي «گرنيکا» است و معشوقهاش دورا مار، عکاس و نقاش و شاعر فرانسوي، از او عکس ميگيرد، يک افسر آلماني به نام آلبرت لوخت نيز کنار ميز کوچکي نشسته و صحنه را تماشا ميکند. اين آلبرت لوخت در کتاب «خلوت پيکاسو» قاتل پيکاسو است. البته پابلو پيکاسوي واقعي در سال 1973 در نودسالگي و براثر حمل? قلبي درگذشت. آريل دورفمن اما در کتاب «خلوت پيکاسو» مرگي متفاوت را براي اين نقاش بزرگِ کوبيست رقم زده است. پيکاسوي کتاب «خلوت پيکاسو» در سال 1944، درست قبل از اينکه پاريس به دست نيروهاي متفقين بيفتد، توسط يک افسر نازي به قتل ميرسد و بخشي از اين نمايشنامه به روايت سرهنگ لوخت از پيکاسو و قتل او اختصاص دارد.
دورفمن در کتاب «خلوت پيکاسو» از جنگِ فاشيسم و جزمانديشي با هنر سخن ميگويد و مبارز? نازيهاي فاشيست با هنري را که از ديد آنها «هنر منحط» قلمداد ميشد تجسم ميبخشد.
يکي از پرسشهاي مطرح در کتاب «خلوت پيکاسو» معناي تعهد هنرمند در قبال فجايع انساني است. اين نمايشنامه همچنين تصويري است از دشواري موقعيت هنرمند در نظامهاي استبدادي و فاشيستي و فشاري که در چنين نظامهايي بر هنرمند وارد ميشود و دشواريِ آفرينش هنري در چنين شرايطي.
در کتاب «خلوت پيکاسو» به قتل فدريکو گارسيا لورکا، شاعر بزرگ اسپانيايي، نيز اشاره ميشود.
در بخشي از کتاب «خلوت پيکاسو» تابلوي «گرنيکا» از زبان دورا مار، که يکي از راويان نمايشنامه است، اينگونه مجسم و توصيف ميشود: «خورشيد بهشکل يک حباب لامپ تحليل رفته، تا يک بند انگشت از سرهامان فراميتابد. اسب از هراس بهناگاه در نقطهاي هولآور و تابسوز گرفتار آمده، ورزاي پيروز شاخهايش را برافراشته است، انسانها به تشنج افتادهاند، پرنده با صداي گرفته جيغ ميکشد. جستوجوي واژگاني براي توصيف فاجعهي سياهوسفيد ما، اين زندگي که مثل مهرههاي شطرنج به پيشش ميبريم، هرگز راه به جايي نميبرد. پيکاسو پيام مرگمان را برايمان ميفرستد: هر آنچه ما دوست ميداريم رو به مرگ دارد و اکنون درست به همين علت، ضروري است که هر آنچه دوست ميداريم در چيزي خلاصه شود که زيبايياش فراموشنشدني است.»
دربار? آريل دورفمن، نويسند? کتاب «خلوت پيکاسو»
ولاديميرو آريل دورفمن (Vladimiro Ariel Dorfman)، متولد 1942، رماننويس، نمايشنامهنويس، جُستارنويس، استاد دانشگاه و فعال حقوق بشر آرژانتيني – شيليايي – امريکايي است.
دورفمن متولد آرژانتين است اما او را بيشتر بهعنوان نويسندهاي شيليايي ميشناسند. کودکي او تا دوازدهسالگي در امريکا گذشت و بعد از آن همراه خانوادهاش به شيلي رفت.
دورفمن، که در زمان کودتاي پينوشه و سقوط دولت سالوادور آلنده مشاور فرهنگي آلنده بود، با وقوع کودتا و برقراري حکومت وحشت در شيلي مجبور به ترک آنجا شد. مدتي در فرانسه ماند و بعد به هلند و سپس امريکا رفت. او اکنون مُقيم امريکا و استاد ادبيات دانشگاه دوک در کاروليناي شمالي است.
سياست و حکومت پليسي و استبدادي يکي از درونمايههاي آثار آريل دورفمن است. از آثار او ميتوان به «مرگ و دختر»، «اعتماد»، «شکستن طلسم وحشت: محاکم? شگفتانگيز و پايانناپذير ژنرال آگوستو پينوشه»، «شورش خرگوشها»، «زندگي بَر بالهاي خيال» و «بيوهها» اشاره کرد.
نمايشنام? «مرگ و دختر» آريل دورفمن دستماي? اقتباس سينمايي نيز قرار گرفته و رومن پولانسکي فيلمي به همين نام براساس آن ساخته است.
دربار? ترجم? فارسي کتاب «خلوت پيکاسو»
کتاب «خلوت پيکاسو» با ترجم? امير يدالهپور در انتشارات مهرگان خرد منتشر شده است. امير يدالهپور، متولد 1367، مترجم ايراني است. از ترجمههاي او ميتوان به کتابهاي «بيست دقيقه در منهتن»، «بورخس و اورانگوتانهاي ابدي»، «لندنيهاي تنها»، «نغمهي شبانه»، «کفشهاي ايتاليايي»، «در قعر لانهي خرگوش» و «درآمدي کوتاه بر آرمانشهرگرايي» اشاره کرد.