خاطرات یک دیوانه و داستان های دیگر
گوستاو فلوبر
محمدمهدی شجاعی
برج
دسته بندی: ادبیات-فرانسه
| کد آیتم: |
1523670 |
| بارکد: |
9786227280432 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
4 |
| تعداد صفحات: |
456 |
| نوع جلد: |
گالینگور |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «خاطرات يک ديوانه و داستانهاي ديگر» اثر گوستاو فلوبر
گوستاو فلوبر را بيش از هرچيز با رمان «مادام بوواري»، که محصول دوران پختگي او و از شاهکارهاي ادبيات کلاسيک جهان است، ميشناسند. در کتاب «خاطرات يک ديوانه و داستانهاي ديگر» اما با فلوبر جوان آشنا ميشويم؛ فلوبري که هنوز در حال طبعآزمايي است و البته بارقههايي از فلوبرِ صاحبسبک آينده را نيز به ما مينماياند.
کتاب «خاطرات يک ديوانه» شامل ترجم? فارسي داستانهايي است که فلوبر آنها را در دوران جواني و پيش از نوشتن رمانهايي چون «مادام بوواري» و «تربيت احساسات» نوشته است.
داستانهايي که از فلوبر در کتاب «خاطرات يک ديوانه و داستانهاي ديگر» گردآوري و ترجمه شدهاند، نقط? آغاز نويسندگي فلوبر را به خوانندگان فارسيزبان نشان ميدهند و ماحصل نخستين تلاشهاي او در نويسندگي را نمايان ميکنند.
مروري بر کتاب «خاطرات يک ديوانه و داستانهاي ديگر»
در کتاب «خاطرات يک ديوانه و داستانهاي ديگر»، چنانکه پيشتر اشاره شد، شاهد طبعآزماييهاي اولي? گوستاو فلوبر در داستاننويسي هستيم و با گوستاو فلوبري مواجهيم که گويي هنوز سبک ويژ? خود را در داستاننويسي نيافته اگرچه در همين داستانها نيز ريزهکاريها و ظرافتهايي را ميبينيم که بعداً خود را در اوج کمال و پختگي و مهارت در آثار مطرح فلوبر به نمايش ميگذارند.
در داستانهايي که از فلوبر در کتاب «خاطرات يک ديوانه» آمده، چنانکه در مقدم? محمدمهدي شجاعي بر ترجم? فارسي اين داستانها اشاره شده، فلوبر را در حال آزمودن انواع مختلفي از داستان مييابيم.
فلوبر در داستانهاي کتاب «خاطرات يک ديوانه» از موضوعاتي چون عشق رمانتيک و نوجوانانه، پوچي زندگي، دنياي کارمندان، مرگ، نوميدي، اندوه و ترس مينويسد. در اين داستانها جهان گاه از پشت عينکي تيره و تار ترسيم ميشود و گاه از پشت عينک طنز.
کتاب «خاطرات يک ديوانه و داستانهاي ديگر» از سيزده داستان تشکيل شده که عبارتند از: «خاطرات يک ديوانه»، «نوامبر»، «مراسم تدفين دکتر ماتورَن»، «سقوطها. هراسها»، «هوا و تقوا»، «آمال تو»، «آداب و رسوم روآني»، «رؤياي دوزخ»، «خشم و عجز»، «جنون کتاب»، «طاعون در فلورانس»، «بانو» و «عطري براي بوييدن».
آنچه ميخوانيد بخشي از داستان «خاطرات يک ديوانه» از اين مجموعه است: «پس داستان زندگي خود را خواهم نوشت، چه حياتي! اما آيا زيستهام؟ جوانم، چهرهاي بيشکن دارم و قلبي عاري از شوق. آري، چه آرام بود، چه شيرين و شاد به نظر ميرسيد، آرام و ناب! آه! آري، آرام و ساکت، مانند مقبرهاي که روح جسدِ مدفون در آن باشد.
چنانکه بايدوشايد نزيستهام: جهان را نشناختهام، يعني نه دلبري داشتم و نه متملقي، نه خدمتکاري و نه خدموحشمي، بهقول معروف وارد جامعه نشدهام، زيرا هميشه در نظرم جعلي و پرهياهو، پرزرقوبرق، ملالآور و تصنعي بود.
باري، زندگيِ من وقايع و رويدادها نيست، زندگي من تفکرم است.
اين تفکر چيست که اکنون در سنوسالي که همه ميخندند، شادند، ازدواج ميکنند و عاشق ميشوند، در سني که افرادي پرشمار از تمام عشقها و فتحها سرمستاند، نورهايي بسيار ميدرخشند و جامها در ضيافت پر ميشوند، مرا سوي تنهايي و عرياني سوق ميدهد؟ نسبت به تمام الهامات و شعرها سردم، احساس ميکنم در حال احتضارم و بيرحمانه به اين احتضارِ آرام ميخندم، مانند آن اپيکوري که رگهاي خويش را گشود، در واني معطر فرورفت و خندان مُرد، يا چون کسي که سياهمست از مجلس عيشونوشي که خستهاش ميکند، بيرون ميزند.
آن تفکر چه طولاني بود؛ مانند اژدهايي چندسر مرا با تمام سرهايش دريد. فکر عزا و تلخي، فکر دلقکي که ميگريد، فکر فيلسوفي که ميانديشد...
آري! چه ساعاتي که در عمرم به تفکر و تشکيک گذشت، ساعاتي طولاني و يکنواخت! چه روزهاي زمستاني که مقابل چوبهاي نيمسوختهام که در پرتوهاي پريدهرنگ غروب سفيد شده بودند، سر به زير ميافکندم؛ چه عصرهاي تابستاني که در وقت شفق، در مزارع به نگريستن ابرهايي که ميگريختند و در آسمان پخش ميشدند سپري شد، به تماشاي گندمها که در برابر نسيم خم ميشدند، به شنيدن صداي بيشهها که ميلرزيدند و شنيدن طبيعت که شبها ميناليد.»
دربار? گوستاو فلوبر
گوستاو فلوبر (Gustave Flaubert)، متولد 1821 و درگذشته به سال 1880، داستاننويس فرانسوي است. فلوبر يکي از نويسندگان بزرگ کلاسيک و نيز از پيشگامان رمان مدرن است. او آثارش را با وسواس بسيار مينوشت و ظرافتها و ريزهکاريهايي را در ساختوپرداخت موقعيتهاي معمولي و پيشپاافتاده و شخصيتپردازي آدمهاي عادي به کار ميبرد که هنوز هم بديع مينمايند.
آثار فلوبر اگرچه در دست? رمان رئاليستي قرار ميگيرند اما بهلحاظ توجه ويژ? او به فرم و سبکپردازي و تجسم عيني و بيطرفان? واقعيت، عناصري از آنچه را که بعداً در رمان مدرن به کمال رسيد در خود دارند.
مشهورترين اثر گوستاو فلوبر، چنانکه پيشتر اشاره شد، رمان «مادام بوواري» است. از ديگر آثار او ميتوان به رمانهاي «تربيت احساسات» و «سالامبو» اشاره کرد.
دربار? ترجم? فارسي کتاب «خاطرات يک ديوانه»
کتاب «خاطرات يک ديوانه و داستانهاي ديگر» با ترجمه و مقدم? محمدمهدي شجاعي در نشر برج منتشر شده است. محمدمهدي شجاعي، متولد 1365، مترجم ايراني است. شجاعي تحصيلکرد? ادبيات فارسي و ادبيات فرانسه در دانشگاه تهران و نيز داراي فوق ليسانس ترجم? فرانسه از همين دانشگاه است. او، هم آثاري از ادبيات کودکان و هم آثاري از ادبيات بزرگسال را به فارسي ترجمه کرده است.
از ترجمههاي محمدمهدي شجاعي ميتوان به کتابهاي «تأديب»، «کتاب مادرم»، «آموس در سرزمين تاريکي»، «زمين سرما خورده» و «ادبيات در مخاطره» اشاره کرد.
رتب? کتاب «خاطرات يک ديوانه و داستانهاي ديگر» در گودريدز: 3.73 از 5.