نابغه مطرود
Astounding Science Fiction
آیزاک آسیموف
ثالث
دسته بندی: ادبیات-آمریکا
| کد آیتم: |
1524515 |
| بارکد: |
9786004058773 |
| سال انتشار: |
1402 |
| نوبت چاپ: |
3 |
| تعداد صفحات: |
124 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «نابغ? مطرود» اثر آيزاک آسيموف
رماني کوتاه درباب آينده. کتاب «نابغ? مطرود»، با عنوان اصلي Profession، مثل ديگر آثار آيزاک آسيموف، يک رمان علمي – تخيلي است.
کتاب «نابغ? مطرود» رماني جذاب و سرگرمکننده است که تصويري تخيلي از آيندهاي پيشرفته به دست ميدهد و در عين تخيل آينده، مسائلي را پيش ميکشد و به موضوعاتي ميپردازد که انسانها در هر دورهاي بهنحوي با آنها درگير هستند.
آسيموف در کتاب «نابغ? مطرود» حکايت آشنا و قديمي طردشدگي و مورد اجحاف واقع شدن، در عين برتري داشتن بر ديگران، را در متن داستاني که وقايع آن نه در گذشته و نه در زمان حال، بلکه در آيندهاي دور و در عصر پيشرفتهاي علمي شگفتانگيز اتفاق ميافتد، بازميگويد.
متن اصلي کتاب «نابغ? مطرود» اولين بار در سال 1957 منتشر شده است.
مروري بر کتاب «نابغ? مطرود»
وقايع کتاب «نابغ? مطرود» در آيندهاي دور و در قرن 66 ميلادي روي ميدهد. آيزاک آسيموف در کتاب «نابغ? مطرود» دنيايي را تخيل ميکند و به تصوير ميکشد که در آن، بچهها براي اينکه آيندهاي درخشان داشته باشند، با رابطهايي مستقيم به نام «مغز – رايانه» آموزش ميبينند و براي رقابت در المپيکي حرفهاي که آيند? آنها را رقم ميزند آماده ميشوند.
در دنيايي که آسيموف در کتاب «نابغ? مطرود» خلق کرده است، تخصص افراد با تجزيه و تحليل مغزشان به آنها ديکته ميشود و کسي مجاز به انتخاب آزادان? حرفه و تخصص آيندهاش نيست.
جورج پلاتن، شخصيت اصلي کتاب «نابغ? مطرود»، در عين نبوغي که دارد، داراي صلاحيت براي رسيدن به آنچه ميخواهد تشخيص داده نميشود. جورج سرخورده ميشود و ميکوشد سيستم را دور بزند و به آنچه ميخواهد برسد. او به کشفياتي ميرسد که با آنچه نظم موجود برپاي? آن بنا شده است منطبق نيست و سعي او براي مقابله با سيستمي که کنترلش ميکند و نميگذارد او به خواستهاش برسد، داستاني پرماجرا و پرکشش و سرگرمکننده پديد ميآورد.
در بخشي از کتاب «نابغ? مطرود» ميخوانيد: «جورج بيشتر هجده سال جوانياش را قاطعانه وقف تبديل شدن به يک برنامهنويس رايانهايِ مجرب کرده بود. اطرافش پر از کساني بود که حرفهاي خردمندانه و فريبندهاي ميزدند و مدام از پيشههاي فضانوردي، فناوري تبريد، کنترل حملونقل و مديريت تعريف ميکردند. ليکن جورج سخت بر سر تصميمش ايستاده بود.
او نيز پابهپاي آنها دربار? حوزههاي مختلف بحث ميکرد. چرا که نه؟ روزِ آموزش در پيش بود و بزرگترين دليل هستيشان نيز همين بود؛ روي تقويم مرتب نزديکتر ميشد. دقيقاً نخستين روز نوامبرِ سال بعد از هجدهمين زادروزِ هر فرد ساکن در مؤسسه، موعد آموزشش ميشد؛ و تنها بعد از آن روز بود که مسائل ديگري هم اهميت بحث کردن مييافتند.
موضوعهاي روزمر? مختلفي وجود داشتند که در ايامِ معمول همه دربارهشان همکلام ميشدند؛ نظير جزئيات پيشه، همسر و فرزند، سرنوشت تيمِ "چوگانِ فضايي"، تجارب المپيک و غيره. ليکن با اتمام هجدهسالگي و فرارسيدن نوامبر، فقط يک موضوع بود که همه را مسحور ميکرد و آن چيزي نبود جز "روزِ آموزش".
بحثها چنين بود: جوياي کدام پيشهاي؟ فکر ميکني در آن موفق خواهي شد؟ گندش بزنند، اين پيشه خوب نيست. نگاهي به سوابقش بينداز! اين پيشه اشباع شده است. هماکنون بهتر است بروي سراغ پيش? لجستيک، هايپرمکانيک، ارتباطات، گرانش، يا... به خصوص پيش? گرانش؛ چندين سال پيش از فرارسيدن موعد آموزش جورج، همه به دليل توسع? موتورهاي گرانشي بيشتر حول اين پيشه همصحبت ميشدند.
همه معتقد بودند که هر کسي که شانس بياورد و در جهاني با فاصل? ده سالِ نوري از ستار? کوتوله ساکن شود، قطعاً اولين اولويتش تبديل شدن به يک مهندس مجرب گرانش خواهد بود.»
کتاب «نابغ? مطرود» با ترجم? ماني ستارزاد و سيد محمد خوشنژاد در نشر ثالث منتشر شده است.
دربار? آيزاک آسيموف، نويسند? کتاب «نابغ? مطرود»
آيزاک آسيموف (Isaac Asimov)، متولد 1920 و درگذشته به سال 1992، داستاننويس روسي - امريکايي، نويسند? کتابهاي علميِ عامهپسند و به زبان ساده و استاد بيوشيمي دانشگاه بوستون بود. او در دوران حياتش، در کنار آرتور سي. کلارک و رابرت اي. هاينلاين، يکي از سه نويسند? بزرگ ژانر علمي – تخيلي به حساب ميآمد.
آسيموف سهساله بود که خانوادهاش از روسيه به امريکا مهاجرت کردند. در بروکلينِ نيويورک بزرگ شد و خواندن را در پنجسالگي آموخت. خانواد? آسيموف چندين مغاز? قنادي داشتند و در آنها، علاوه آبنبات، روزنامه و مجله، از جمله مجلات علمي – تخيلي، ميفروختند.
آسيموف خواندن داستانهاي علمي – تخيلي را از نُهسالگي آغاز کرد. در يازدهسالگي اولين داستانش را نوشت و در هجدهسالگي به باشگاه هواداران ادبيات علمي – تخيلي پيوست و در آنجا دوستاني پيدا کرد که بعداً نويسنده يا ويراستار داستانهاي علمي – تخيلي شدند.
در سال 1937 آسيموف اولين بار به نوشتن بهصورت حرفهاي انديشيد و شروع به نوشتن اولين داستان علمي – تخيلي خود کرد. از سال 1939 داستانهاي او در نشريات چاپ شدند و او توانست از طريق نوشتن کسب درآمد کند و هزين? تحصيلش را بپردازد. هنوز اما درآمدش از راه نوشتن بهقدري نبود که بتواند تماموقت به اين کار بپردازد. کمکم اما به نويسندهاي مشهور و يکي از بهترين و مهمترين و معروفترين نويسندگان ادبيات علمي – تخيلي بدل شد.
مجموعه کتابهاي «بنياد» از مهمترين و معروفترين آثار داستاني آيزاک آسيموف است. مجموعه کتابهاي «ربات» و «امپراتوري کهکشاني» ديگر آثار داستاني مطرح و مهم او هستند.
آسيموف همچنين بهخاطر قوانيني موسوم به «قوانين سهگان? رباتيک» شهرت دارد و «دانشنام? بريتانيکا» از او بهعنوان واضع واژ? «رباتيک» در زبان انگليسي نام برده است.
همچنين در «فرهنگ انگليسي آکسفورد» از آسيموف بهعنوان واضع دو واژ? «پوزيترونيک» و «روانتاريخ» نام برده شده است.
بهافتخار آيزاک آسيموف، سيارکي را سيارکِ «آسيموف 5020» نام دادهاند.