مینیمانژ: نخستین عشق
First Love
ایوان تورگنیف
بابک شهاب
نیماژ
دسته بندی: ادبیات-روسیه
| کد آیتم: |
1525220 |
| بارکد: |
9786003678187 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
2 |
| تعداد صفحات: |
150 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
جیبی |
کتاب «نخستين عشق» اثر ايوان تورگنف
داستاني کلاسيک از ايوان تورگنف که او آن را بر اساس زندگي شخصي خودش نوشته و تا لحظه پاياني زندگياش از اين داستان به عنوان مجبوبترين اثرش ياد ميکرد. کتاب «نخستين عشق» را بر اين اساس ميتوان تجربه زندگي خود تورگنف به شمار آورد.
ايوان تورگنف کتاب «نخستين عشق» را با نگاهي به تجربههاي شخصياش نوشته و در اين داستان پدر خودش را به تصوير کشيده است. او گفته بود که هر نوشته ديگرش، دستکم اندکي، غيرواقعي است اما در داستان «نخستين عشق» رويدادهاي واقعي بدون کوچکترين گزافهاي توصيف شدهاند.
ايده اوليه کتاب «نخستين عشق» در سال 1850 شکل گرفت. اين داستاني است عاشقانه که محبوبترين اثر ايوان تورگنف به شمار ميورد. او در جايي گفته است که فقط يک داستان را با لذت به کرات ميخواند و آن داستان «نخستين عشق» است.
کتاب «نخستين عشق» پس از انتشار با استقبال زيادي روبرو شد. اين داستان در زمان حيات خود تورگنف شهرتي فراتر از مزرهاي روسيه به دست آورد و با مشارکت مستقيم خود او به زبانهاي فرانسوي و آلماني برگردانده شد و در همان دوران به زبانهاي سوئدي، دانمارکي و ايتاليايي هم منتشر شد.
مروري بر کتاب «نخستين عشق»
در داستان کتاب «نخستين عشق» تورگنف عشق را حسي کاملا متمايز نشان داده است. حسي که تاثيري به مراتب قويتر از هر حس ديگري بر انسان دارد. به اعتقاد او، عاشق واقعي خود را کاملا فراموش ميکند و حسي ناشناخته بر قلب او غالب ميشود. از اينرو است که چشمان نخستين محبوبش را کاملا غيرعادي و غيرزميني توصيف ميکند.
يکي از شخصيتهاي محوري داستان «نخستين عشق» زيناييدا نام دارد و تورگنف اهميت ويژهاي براي ظاهر او قايل بوده است. آنگونه که مترجم کتاب «نخستين عشق» در مقدمهاش توضيح داده، تورگنف پنج بار نوشته خود را تغيير داده و در نهايت چشمهاي زيناييدا را با صفت روشن توصيف کرده است.
تورگنف در داستان «نخستين عشق» به طبيعت توجهي ويژه داشته است و عناصر طبيعي با احساسات شخصيتهاي داستان درآميختهاند، بر آنها سايه انداختهاند يا بر عمقشان افزودهاند.
بابک شهاب، مترجم کتاب «نخستين عشق»، در مقدمهاش نوشته که تورگنف به وجه روانشناختي روابط پدر و پسر اهميت زيادي ميداد و بخشهايي از داستان را که بيانگر نوع روابط آن دو بود بارها تغيير داد. با اينحال دست يافتن نويسنده به تعريف مشخصي از مناسبات دوستانهاي که گاه ميان پدر و پسر رخ ميداد ساده نبوده است. مناسباتي که هيچگاه رفتار سرد و بزرگمنشانه پدر را با فرزند ارتقا نداد و به گرمتر شدن آن نيانجاميد.
داستان «نخستين عشق» داستاني است به روايت اول شخص و راوي، داستان را از تابستان 1833 آغاز ميکند يعني زماني که شانزده سال داشت و در مسکو نزد پدر و مادرش زندگي ميکرد. او در اين دوره براي ورود به دانشگاه درس ميخوانده اما بسيار کمکار و بياشتياق بوده است. او زندگي آرامي داشته و خودش ميگويد هيچکس آزادياش را محدود نميکرد و او هم هرکاري ميخواست ميکرد. پدرش با او رفتاري توأمان، سرد و مهربان داشت و مادرش نيز به رغم آنکه فرزند ديگري نداشت غرق در مشکلات خودش بود. او ميگويد پدرش که هنوز جوان و زيبا بود به خاطر ثروت با مادرش ازدواج کرده بود. زن ده سال از شوهرش بزرگتر بود و زندگي غمانگيزي هم داشت.
در بخشي از کتاب «نخستين عشق» ميخوانيم: «به خود لرزيدم. کاملا دستپاچه بودم... نزديک من، پشت پرچين، جواني با موهاي سياه و کوتاه ايستاده بود و نگاه طنزآميزش را به من دوخته بود. در همين لحظه دختر هم رو به من کرد... چشمان خاکستري و درشتش را بر صورت پرتحرک و زندهاش ديدم. ناگهان با خندهاي تند تمام چهرهاش شروع کرد به لرزيدن؛ دندانهاي سفيدش برق زدند و ابروانش به شکلي نمکين بالا رفتند... ناگهان گر گرفتم، تفنگم را از روي زمين قاپيدم و درحاليکه صداي قهقههي زنگدار، اما عاري از تمسخر او تعقيبم ميکرد، دواندوان به اتاقم رفتم. خودم را روي تختم انداختم و صورتم را با دستانم گرفتم. قلبم در سينه بهشدت ميتپيد. هم بينهايت شرمنده بودم، هم احساس خوشحالي ميکردم. هيجاني بيسابقه وجودم را تسخير کرده بود».
درباره ايوان تورگنف نويسنده کتاب «نخستين عشق»
ايوان سرگئيويچ تورگنف، نويسنده و شاعر قرن نوزدهم روسي، در سال 1818 در خانواده ملاک ثروتمندي در ارل، در روسيه مرکزي، متولد شد. کودکي و نوجواني را در املاکي روستايي سپري کرد و در آنجا توانست شاهد زندگي بردگان و بدترين شکل رابطه ميان ارباب و برده باشد. مادرش زني بود سخت مستبد که زندگي را به کام دهقانان و همچنين اعضاي خانواده تلخ ميکرد. تورگنف به سن دانشگاه که رسيد به دانشگاه مسکو رفت و پس از آن راهي پترزبورگ شد. او در سال 1838 به قصد ادامه تحصيل از کشور خارج شد و به آلمان رفت. تورگنف پس از چند سال در حالي به کشور زادگاهش بازگشت که با ديدن وضعيت کشورهاي غربي شيفته آنجا شده بود. با بازگشت به روسيه تورگنيف به سراغ نوشتن رفت. ابتدا شعر ميسرود. او طرحوارههايي هم در نقد نظام سرواژ روسيه نوشت چرا که خود از نزديک شاهد برخورد زمينداران با رعايا بود. انتشار اين متنها باعث شهرت تورگنف شد و پس از آن يک نمايشنامه هم از او منتشر شد. تورگنف در سال 1852 دستگير شد و سپس به ملک مادرياش تبعيد شد. در اينجا بود که به سراع نوشتن رمان رفت. تورگنف پس از انتشار چندين رمان و از جمله اثر مشهورش «پدران و پسران» از روسيه خارج شد و ابتدا در بادن-بادن و سپس در پاريس ساکن شد و سرانجام در سال 1883 از دنيا رفت. «شکارچي در سايهروشن زندگي»، «آشيانه اشراف»، «رودين»، «سه داستان عاشقانه»، «يک ماه در دهکده» و «دفتر شعرهاي منثور» برخي از آثار تورگنف است که به فارسي منتشر شدهاند.
درباره ترجمه کتاب «نخستين عشق»
کتاب «نخستين عشق» با ترجمه بابک شهاب در نشر نيماژ منتشر شده است.
بابک شهاب، متولد 1352 در اراک، مترجم ايراني است. او در رشته مهندسي مکانيک در آکادمي دولتي پليتکنيک بلاروس تحصيل کرده است و تاکنون ترجمههايي از شعر، رمان و داستانهاي روسي به فارسي برگردانده است. بابک شهاب فعاليتهاي فرهنگياش را با همکاري با نشريات آغاز کرد و از دهه هشتاد به سراغ ترجمه آثار ادبي رفت. «يادداشتهاي آدم زيادي»، «به حق چيزهاي نديده»، «داستانهاي بليکن»، «کودکي، نوباوگي، نوجواني»، «ما» و «عاشقانههاي تورگنيف» عناوين برخي از ترجمههاي او است.