سوانح
Sawaneh
احمد غزالی
ویرایش: جعفر مدرس صادقی
مرکز
دسته بندی: متون-کهن-فارسی
| کد آیتم: |
1525405 |
| بارکد: |
9789642135509 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
وزیری |
| نوبت چاپ: |
3 |
| تعداد صفحات: |
160 |
| سال انتشار: |
1403 |
کتاب «سوانح» احمد غزّالي و «مکتوبات» عينالقضات همداني بهويرايش جعفر مدرسصادقي
قديميترين متنِ ايراني کلاسيک درباب عشق و چيستي آن، بهپيوستِ يک متن ايراني کلاسيکِ ديگر در همين باب. کتاب «سوانح» ويرايش جعفر مدرسصادقي از کتاب «سوانح» يا «سوانحالعشّاق» احمد غزّالي، بهپيوست کتاب «مکتوبات» يا نامههاي عينالقضات همداني است که هردو متوني هستند در بيان چيستيِ عشق و احوالِ عاشقي.
احمد غزّالي در کتاب «سوانح» و عينالقضات همداني در کتاب «مکتوبات» از عشق و پيچيدگيها و رموز آن سخن گفتهاند و عمق عشق را کاويدهاند.
جعفر مدرسصادقي در کتاب «سوانح»، بدون آنکه در متن دو کتاب «سوانح» و «مکتوبات»، که قبلاً هم جداگانه به تصحيح و ويرايش و روايت و شرح افرادي ديگر منتشر شدهاند، دست ببرد و آنها را سادهنويسي کند و به نثر امروزي برگرداند، نسخهاي ويراسته از اين دو متن مهم ايراني کلاسيک ارائه داده است تا مخاطبان امروزيِ غيرمتخصص در ادبيات کلاسيک اما علاقهمند به خواندن آن، بتوانند بدون واهمه و هراسِ مرسوم از مواجهه با متون کهنِ فارسي، اين دو متن را بخوانند و همچون يک متنِ امروزي از آن لذت ببرند.
کتاب «سوانح» هم دعوتي است به خواندن افکار دو عارف انديشمند بزرگ درباب عشق و دانستن آنچه پيشينيان در اين باب انديشيده و گفتهاند و هم دعوتي به لذت بردن از دو نمونه از بهترين نثرهاي فارسي کهن.
مروري بر کتاب «سوانح»
چنانکه پيشتر اشاره شد، کتاب «سوانح»، اين قديميترين متن فارسي دربابِ عشق که متعلق به اوايل قرن ششم هجري است، در ويرايش جعفر مدرسصادقي از اين کتاب، با «مکتوبات» عينالقضات همداني همراه است. دليل اينکه مدرسصادقي «مکتوبات» عينالقضات را به متن کتاب «سوانح» پيوست کرده، بهگفت? خود او در مقدمهاي مبسوط که بر کتاب «سوانح» نوشته است، اين بوده که نامههاي عينالقضات را که عينالقضات خود با عنوان «مکتوبات» از آنها سخن ميگفته، تفسيري ديده است بر آنچه احمد غزّالي در کتاب «سوانح» بهايجاز و اشاره و در پرده از آن سخن گفته است.
بنابراين در کتاب «سوانح» هم رسال? دلکش و موجز احمد غزّالي را در بيان عشق و چيستي آن ميخوانيد و هم نامههايي را از عينالقضات که طوري در کتاب «سوانح» کنار هم قرار گرفته و نظموترتيب داده شدهاند که هرچه بهتر روشنگرِ آنچه غزّالي در «سوانح» بهصورت فشرده بيان کرده است، باشند، چرا که کلام عينالقضات درباب عشق، چنانکه در مقدم? جعفر مدرسصادقي بر کتاب «سوانح» توضيح داده شده، صريحتر از کلام احمد غزّالي است و پيچيدگيهاي کلام غزّالي را باز ميکند.
در مقدم? جعفر مدرسصادقي بر کتاب «سوانح» گزارشي دربار? احمد غزّالي و برادر او، امام محمد غزّالي، ارائه شده و درهمتنيده با اين گزارش، به زندگي عينالقضات همداني و رابطهاش با غزّاليها و تأثيرش از آنها هم پرداخته شده است.
تغيير در فصلبندي و تقطيع فصول و ترتيب آنها، بهاقتضاي موضوع، و نيز حذف عبارات عربي، براي تسهيلِ خواندن، تغييراتي هستند که در ويرايش مدرسصادقي از دو کتاب «سوانح» و «مکتوبات» بر اين دو متن اعمال شدهاند. البته مدرسصادقي در مقدمه توضيح داده که در مورد «سوانح» ترتيب فصلها را تغيير نداده چون لازم نديده و فقط در تقطيع آنها تغييراتي داده است.
احمد غزّالي و عينالقضات همداني در «سوانح» و «مکتوبات» از مراحل و آداب و شيو? عشق ميگويند و از مسيرِ عشق و مقصود آن و احوال عاشقي و هرآنچه به عشق و عاشق و معشوق و عوالم عاشقي مربوط است.
در بخشي از کتاب «سوانح» از قول احمد غزّالي درباب عشق چنين ميخوانيد:
«معشوق خزانهي عشق است و جمالِ او ذخيرهي اوست. تصرّفِ عشق در او نافذتر است به همه حال، امّا اهليّتِ خلعتِ عشق آن است که پيش از اين بيان افتاد.
عشق عَجَب آينهايست، هم عاشق را و هم معشوق را، هم در خود ديدن و هم در معشوق ديدن و هم در اَغيار ديدن. و اگر غيرتِ عشق دست دهد تا وا غيري نگرد، هرگز کمالِ جمالِ معشوق جُز در آينهي عشق نتواند ديدن و همچنين کمالِ نيازِ عاشق و جملهي صفاتِ نُقصان و کمال از هر دو جانب.»
و عينالقضات همداني هم در بخشي از «مکتوبات» در بيان عشق چنين ميگويد:
«و يکي را همه از پردهي عظمت و جَبَروت تاوَد. هزار و يک نام دارد از آنجا که تو شنودهاي. امّا از آنجا که عاشقان ديدهاند، در هر ذرّه صد هزار نامُتَناهي عجايب دارد و از هر ذرّهاي صد هزار هزار تجلّيِ جمال و جلال کند. اين اَسماي او بُوَد، باقي حروف. خواه اين عسل گير، خواه آن حَنظَل. نه از اين شيريني به حَلق رسد، نه از آن تلخي. فرق در مُسَمّيات آيد و بس.
عنانِ قلم بيمِ آن است که از دست برود و همهي نانوشتنيها نوشته گردد.»
کتاب «سوانح» در نشر مرکز منتشر شده است.
دربار? احمد غزّالي و عينالقضات همداني
مجدالدين ابوالفتح احمد بن محمد غزّالي، متولد 452 و درگذشته به سال 520 هجري قمري، از عارفان و صوفيان برجسته و بهنامِ ايراني بود و برادر امام محمد غزّالي، از چهرههاي مطرح و مهمّ کلام و فقه و عرفان و تصوف.
احمد غزّالي اهل توسِ خراسان بود. او گرچه مدتي کوتاه بهجاي برادرش در مدرس? نظامي? بغداد تدريس کرد اما بخش زيادي از عمرش را در سفر گذراند و اهل يکجانشيني نبود. سخنوري قهار با کلامي نافذ بود و مجالس درس و بحثش شوري داشت که شاگردان را جذب ميکرد. عينالقضات همداني از مريدان او بود.
کتاب «سوانح» از آثار مشهور و مطرح احمد غزّالي است؛ اثري که عارفان بزرگ و برجسته و مشهوري چون فخرالدين عراقي و عبدالرحمان جامي از آن تأثير گرفتهاند. از ديگر آثار احمد غزّالي ميتوان به کتاب «مجالس» اشاره کرد.
عينالقضات همداني، متولد 492 و درگذشته به سال 525 هجري قمري، عارف و صوفي، حکيم، نويسنده، شاعر، مفسر قرآن، محدث و فقيه ايراني بود. عينالقضات از چهرههاي برجست? عرفان و تصوف بود و نوشتههايش دربار? عرفان و تصوف از منابع مهم در اين حوزهاند. او در بيان افکار خود، که با عُرفِ زمانه ناسازگار بود، صراحت داشت و جانش را نيز بر سرِ همين صراحت داد.
از آثار عينالقضات همداني ميتوان به کتاب «تهميدات» اشاره کرد.
دربار? جعفر مدرسصادقي، ويراستار کتاب «سوانح»
جعفر مدرسصادقي، متولد 1333 در اصفهان، داستاننويس و ويراستار ايراني است. مدرسصادقي در سال 1351، بعد از اتمام تحصيلات متوسطه در اصفهان، براي ادام? تحصيل به تهران رفت. از سال 1353 در روزنام? «آيندگان» به کار ترجمه و معرفي و نقد کتاب مشغول شد. مدتي هم با قاسم هاشمينژاد در انتشارات مرکز اسناد آسيايي بهعنوان ويراستار و ناظر چاپ کار کرد و چندي نيز، باز با هاشمينژاد، در روزنام? «اطلاعات» و بهعنوان گزارشنويس.
نخستين قصههاي مدرسصادقي در مجل? «رودکي» چاپ شد. در سال 1356 اولين مجموعه داستانش، با عنوان «بچهها بازي نميکنند»، را منتشر کرد و سه سال بعد، در سال 1359، نخستين رمانش را با عنوان «نمايش» که رماني کوتاه بود. شهرت او اما با رمان کوتاه «گاوخوني» رقم خورد. از ديگر آثار داستاني جعفر مدرسصادقي ميتوان به رمانهاي «کلهي اسب»، «سفر کسرا»، «شريک جرم» و «آب و خاک» و از مجموعه داستانهايش ميتوان به «قسمت ديگران»، «کنار دريا، مرخصي و آزادي»، آنطرف خيابان» و «وقايع اتفاقيه» اشاره کرد.
مدرسصادقي همچنين، در مقام ويراستار، مجموعهاي از متون کهن فارسي را، بهشکلي که خواندن آن براي مخاطب عادي آسانتر باشد، ويرايش و در مجموعهاي به نام «بازخواني متون»، که کتاب «سوانح» نيز جزوي از آن است، منتشر کرده است. از ديگر کتابهايي که بهويرايش او در اين مجموعه منتشر شده ميتوان به «ترجمهي تفسير طبري»، «مقالات شمس»، «سيرت رسولالله»، «قصههاي شيخ اشراق» و «تاريخ بيهقي» اشاره کرد.
در زمين? ترجمه نيز کتابي با عنوان «لاتاري، چخوف و داستانهاي ديگر» به ترجم? مدرسصادقي و با مقدمهاي از او منتشر شده که ترجم? هفت قصه از هفت نويسند? مطرح و شش مقاله است.
از مدرسصادقي کتابي هم به نام «اندر آداب نوشتار» منتشر شده که مقالاتي است دربار? نوشتار و رسمالخط فارسي. از ديگر آثار غيرداستاني او ميتوان به کتاب «سه استاد» اشاره کرد که مرور و نقدي است بر آثار ابراهيم گلستان، شميم بهار و قاسم هاشمينژاد.