خصم
مشخصات
معرفی
کتاب خصم نوشته امانوئل کارِر
یک کتاب غیرداستانی درباره یک قتل واقعی، فجیع و موحش. کتاب خصم، با عنوان اصلی LAdversaire ، روایت امانوئل کارر از ماجرای قتلی فجیع است که در سال 1993 در فرانسه اتفاق افتاد و عامل آن مردی با شخصیتی عجیب و پیچیده بود. امانوئل کارر در کتاب خصم از ورای شرح ماجرای یک جنایت، تصویر زندگیای بنا شده بر شَر و دروغ را بهصورتی عریان و دهشتناک ترسیم میکند و وجوه گوناگون این تصویر را، بیآنکه درگیر قضاوتهای اخلاقیِ قاطع بشود، با نگاه به زمینهای که این تصویر در آن پدید آمده، مورد تأمل قرار میدهد.
کارر برای نوشتن کتاب خصم با قاتلی که زندگی و قتلهای صورتگرفته به دست او را دستمایه این کتاب قرار داده، مکاتبه کرده است. او گفته است که در نگارش کتاب خصم از کتاب «بهخونسردی» ترومن کاپوتی، که امروزه اثری کلاسیک در زمینه داستان جناییِ واقعی بهشمار میرود، تأثیر گرفته اما برخلاف کاپوتی، که بهرغم ارتباط نزدیک با قاتلانی که داستانشان را در کتاب «بهخونسردی» روایت کرد خودش را وارد روایت نکرد، کارر خودش هم در کتاب خصم حضور دارد. او برای نوشتن کتاب خصم هفت سال وقت صرف کرده است. متن اصلی کتاب خصم اولین بار در سال 2000 منتشر شده است. کتاب خصم دستمایه اقتباس سینمایی هم قرار گرفته است.
مروری بر کتاب خصم
کتاب خصم را، چنانکه ابوالفضل اللهدادی در مقدمهاش بر ترجمه فارسی این کتاب توضیح میدهد، نه میتوان رمان خواند، نه سندی تاریخی، نه جستار و نه زندگینامه. این کتاب، ترکیبی از همه اینهاست.
امانوئل کارر در کتاب خصم ماجرای واقعی ژانکلود رومان را روایت میکند؛ مردی که در سال 1993 در یک روز، همسر و فرزندان و پدر و مادرش را کشت؛ مردی که با هویت جعلی یک دکتر زندگی کرد و سالها زندگیاش را برپایه دروغ و تقلب بنا کرده بود.
کارر بر آن نیست که در کتاب خصم به قضاوتی اخلاقی درباره آنچه ژانکلود رومان انجام داده است دست زند. او همچنین نمیخواهد که در کتاب خصم یک گزارشگرِ صِرف و بیرون از صحنه رویدادها باقی بماند. از همین رو روایتی تلفیقی را برای نقل ماجرای ژانکلود رومان و قتلهایی که او مرتکب شده است برمیگزیند؛ روایتی که آمیزهای از داستانگویی، مقاله و جستار، تحلیل و زندگینامه است و جاهایی، با ورود مستقیم نویسنده به متن و حضور او، رنگی از اتوبیوگرافی هم به خود میگیرد.
در کتاب خصم میبینیم که امانوئل کارر، حین روایت ماجرای ژانکلود رومان و جنایتهای او و بهموازت این روایت، از خودش و اینکه در حال تدارک کتاب خصم و به پایان بردن کتابی دیگر است مینویسد و موضوعاتی مربوط به خودش و زندگی خودش را بهنحوی به ماجرای اصلی کتاب متصل میکند تا در پرتو این موضوعات، بیشتر در ماجرای ژانکلود رومان و شخصیت او باریک شود و بر وجوه گوناگون شخصیت و جنایتهای او و انگیزهها و ریشههای احتمالی کارهای او نور بتاباند.
کارر همچنین در کتاب خصم به گذشته و کودکی ژانکلود رومان نقب میزند تا زمینهای را که او در آن رشد کرده است ترسیم کند. او نشان میدهد که رومان جوری بار آمده بود که هرگز دروغ نگوید و همچنین اخبار بد را مخفی و سرکوب کند. رومان اما، چنانکه در کتاب خصم میبینیم، دروغگویی قهار از کار درمیآید و خود یکی از بدترین و فجیعترین اخبار را رقم میزند.
در بخشی از کتاب خصم میخوانید: «گلوله در کمر پدر نشسته بود و وسط سینهی مادر. بدین ترتیب مادر بیشک دریافته بود (و چهبسا هردو دریافته بودند) که پسر خودشان دارد جان آنها را میگیرد، چنانکه در همان لحظه مرگ خویش را هم رؤیت کرده بودند (مرگی که یکیک ما چهرهاش را خواهیم دید، مرگی که آنها با توجه به سن و سال خود باید بدون رسوایی با آن رویارو میشدند)، نیز تباهی هرآنچه را که به زندگیشان شادی و معنا و کرامتی میبخشید. کشیش اطمینان میداد که اینک آنها با خداوند دیدار میکنند. به باور مؤمنان، لحظهی مرگ لحظهای است که آدمی خداوند را میبیند، اما نه به شکلی مبهم و در یک آینه، بلکه چهره به چهره. حتی اشخاص بیایمان نیز به چیزی شبیه این اعتقاد دارند، به اینکه محتضران، در لحظهی هجرت به دیگرسو، فیلم تمام زندگی خود را در یک آن پیش چشم خویش میبینند و سرانجام به معنای آن پی میبرند و این شهود، که باید برای رومانهای سالخورده شادی آرزوهای برآوردهشده را به همراه میآورد، چیزی نبود جز چیرگی دروغ و شر. آنها باید خداوند را میدیدند، اما به جای او کسی را دیده بودند که چهرهی پسر دلبندشان را به خود گرفته بود، همان کسی که کتاب مقدس شیطان مینامد – خصم.»
درباره امانوئل کارِر، نویسنده کتاب خصم
امانوئل کارِر (Emmanuel Carrère)، متولد 1957، داستاننویس، فیلمنامهنویس و کارگردان فرانسوی است. کارر، علاوه بر نویسندگی و فیلمسازی، نوشتن نقد فیلم را هم در کارنامه کاری خود دارد و اولین کتابش یک تکنگاری درباره ورنر هرتزوگ، فیلمساز آلمانی، بوده است.
هویت، توهم و واقعیت از مضامین اصلی آثار کارر هستند. او برای آثارش برنده جوایزی هم شده که از جمله آنها میتوان به جایزه رنودو اشاره کرد.
کتابهای «اردوی زمستانی»، «سرزمین» و «لیمونف» از جمله آثار امانوئل کارر هستند.
آثار کارر دستمایه اقتباس سینمایی هم قرار گرفتهاند.
درباره ترجمه فارسی این کتاب
کتاب خصم با ترجمه و مقدمه ابوالفضل اللهدادی، بههمراه ترجمه گفتوگویی با امانوئل کارر درباره این رمان، در نشر مَد منتشر شده است.
ابوالفضل اللهدادی، متولد 1361 در قم، روزنامهنگار و مترجم ایرانی است. اللهدادی دانشآموخته رشته زبان و ادبیات فرانسه است. او مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه شهید چمران اهواز و کارشناسی ارشد را از دانشگاه شهید بهشتی تهران گرفته است. اللهدادی دو سال معاون سرویس فرهنگی روزنامه «تهران امروز» بود و بعد از آن بهعنوان دبیر سرویس بینالملل روزنامه «هفت صبح» مشغول به کار شد. همکاری با نشریاتی چون مجله «همشهری جوان»، مجله سینمایی «24» و روزنامه «روزگار» از دیگر فعالیتهای ابوالفضل اللهدادی در عرصه روزنامهنگاری هستند. از ترجمههای او میتوان به کتابهای «نقشه و قلمرو»، «همه تابستان بدون فیسبوک»، «پلیس گُلها، درختها و جنگلها»، «لالایی»، «محاکمه خوک»، «روستای محوشده»، «قاتلی که در آرزوی جایی در بهشت بود»، «مُرسو چه کسی را کشت؟»، «از آسمان به گل سرخ: نامههای عاشقانه آنتوان و کنسوئلو دو سنت - اگزوپری»، «زنان تشنه قدرت» و «ناپلئون به جنگ داعش میرود» اشاره کرد.
نظرات کاربران
خدمات و ارسال
دیگر آثار این ناشر
تازه ترین آثار ناشر
آثار دیگر این نویسنده
تازه ترین آثار نویسنده
آثار دیگر این مترجم
تازه ترین آثار مترجم