بابا گوریو
Père Goriot
اونوره دو بالزاک
مهدی سحابی
مرکز
دسته بندی: ادبیات-فرانسه
| کد آیتم: |
122414 |
| بارکد: |
9789642130566 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
18 |
| تعداد صفحات: |
348 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «باباگوريو» اثر اونوره دو بالزاک، ترجمهي مهدي سحابي، نشر مرکز
رماني که آن را «چکيده بالزاک» ناميدهاند و جايگاهي کانوني در ادبيات رئاليستي کلاسيک دارد. رمان «باباگوريو» نقطه آغاز منظومه عظيم «کمدي انساني» بالزاک است.
کتاب «باباگوريو»، آنطور که از عنوانش هم ميتوان حدس زد، به نوعي حماسه پدري است؛ داستان مردي است که جز پدر بودن چيز ديگري نيست و اين سرانجامي تراژيک برايش رقم ميزند.
بالزاک در اوايل سال 1834 کتاب «باباگوريو» را به پايان رساند و با اين اثر طرح بزرگ خود به نام «کمدي انساني» را ترسيم کرد.
بالزاک رمان «باباگوريو» را هسته کانوني رمانهايي قرار داد که قهرمانانش سلسلهوار در داستانها قرار ميگرفتند. داستان «باباگوريو» و رمان هاي بعدي بالزاک که در مجموعه «کمدي انساني» جاي ميگيرند شرح زندگي خصوصي افراد نيست بلکه کانوني است که در آن اشخاص گوناگون با زندگيهاي متفاوت پيوسته با يکديگر در حال تلاقياند.
کتاب «باباگوريو» داستاني زنده و جاندار است که تاثيري بزرگ از خود بر ادبيات رئاليستي به جا گذاشته است.
مروري بر کتاب «باباگوريو»
در آغاز داستان کتاب «باباگوريو» پدري سادهدل را ميبينيم که با عشقي به دور از ريا دخترانش را دوست دارد. از اينروست که مهدي سحابي، مترجم کتاب، «باباگوريو» را شعر مهر پدري يا حماسه پدري ناميده است. نخست از اين جهت که در اين رمان با احساسها و انگيزهها و اعمالي روبروييم که در عميقترين بخش تن و ذهن آدم ريشه دارند؛ و سپس از اين جهت که کتاب «باباگوريو» نقطه آغاز مجموعه بزرگ «کمدي انساني» بالزاک هم هست.
شخصيت اصلي کتاب «باباگوريو»، پيرمردي به نام گوريو، رشتهفروش سابق است که ديگر هيچ چيز نيست جز پدر. تمام زندگي و دغدغه او امروز اين است که پدر دو دختر است و به هيچ چيز ديگري در اين جهان فکر نميکند به جز دو دخترش.
وابستگي گوريو به دو دخترش اگرچه امر عجيبي نيست اما در ادامه کتاب «باباگوريو» ميبينيم که او وجوه ديگر زندگي را رها کرده و به موجودي تکبعدي بدل شده و اين پاياني غمانگيز برايش رقم ميزند.
به اين ترتيب درامي که در ابتداي کتاب «باباگوريو» ساده مينمود بُعدي تراژيک مييابد. مفهوم پدر و نقشي پدري در آثار بالزاک به طور عام و در رمان «باباگوريو» به طور خاص قابل مشاهده است. بالزاک زماني به نوشتن «باباگوريو» مشغول شد که کمي قبلتر خودش پدر شده بود. اين اتفاق مناسبتي بود براي تاملات فلسفي او در اين رمان.
بالزاک رمان «باباگوريو» را در سال 1834 نوشت يعني زماني که سي و پنج ساله بود. در اين مرحله او بيست سالي ميشد که مينوشت و پانزده سالي ميشد که آثارش را منتشر ميکرد و شهرتي قابل توجه هم داشت.
در اين وضعيت بود که بالزاک به اين فکر کرد که رمانهايي بنويسد که مجموعه واحدي تشکيل دهند و نام آن را «کمدي انساني» گذاشت. مجموعهاي عظيم با بيش از نود رمان با حضور دو هزار شخصيت که چشمانداز پهناوري از جامعه فرانسه از زمان انقلاب کبير سال 1789 تا انقلاب 1818 را به تصوير ميکشد. کتاب «باباگوريو» نخستين کتابي بود که اصول اين ابداع درخشان بالزاک در آن به طور کامل و همهجانبه به کار گرفته شد با اين تصور و تلقي که هرچه در اين کتاب ميآيد به نوعي زيربناي همه رمانهاي آينده نويسنده خواهد بود.
بالزاک از همان وقتي که ايده رمان «باباگوريو» را در سر داشت به اهميت و جايگاه آن آگاه بود. مهدي سحابي در بخشي از مقدمهاش در اين کتاب با اشاره به آگاهي بالزاک از اهميت کتاب «باباگوريو» به چند نمونه از مکاتبات او درباره اين اثرش اشاره کرده است. بالزاک در جايي نوشته بود که «اثر بزرگي را شروع کردهام، باباگوريو» و در جايي ديگر هم گفته بود: «به باباگوريو بسيار افتخار خواهيد کرد، دوستانم معتقدند که با هيچ کار ديگري قابل مقايسه نيست، وراي همه کتابهايي است که تا حال نوشتهام.»
درباره اونوره دو بالزاک نويسنده کتاب «باباگوريو»
بالزاک در سال 1799 در شهر تور فرانسه متولد شد. او کودکي دشواري داشت و دور از مادر روزگار گذراند. پس از تحصيلات ابتدايي و متوسطه براي تحصيل در رشته حقوق به دانشگاه رفت و مدتي به عنوان کارآموز وکالت و محضرداري فعاليت کرد. بالزاک پس از مدتي به نويسندگي روي آورد. بالزاک در نويسندگي به رئاليسم گرايش داشت و مکتب رمانتيسم را فرسوده و منسوخ ميدانست. او خود را مورخ مناسبات و آداب و رسوم زمانهاش ميدانست. بالزاک مجموعه کتابهايي با عنوان «کمدي انساني» دارد که در آنها چشمانداز گسترده تاريخي وجود دارد و در رمانهاي اين مجموعه تصويري جزيينگرانه و رئاليستي از جامعه بورژواي فرانسه به دست داده شده است. بالزاک به شکسپير و دانته علاقهاي زياد داشت. رمانهاي بالزاک بخشي از مهمترين ميراث ادبيات کلاسيک است که همواره بسيار مورد توجه بوده است. بالزاک در ميانه قرن نوزدهم، در 1850، درگذشت.
درباره ترجمه کتاب «باباگوريو»
کتاب «باباگوريو» با ترجمه مهدي سحابي در نشر مرکز منتشر شده است.
مهدي سحابي، مترجم، نقاش، مجسمهساز، داستاننويس، روزنامهنگار و عکاس ايراني بود که در سال 1322 در شهر قزوين متولد شد و در هجدهم آبان 1388 از دنيا رفت. سحابي چهرهاي بهواقع چندوجهي بود و علايقي متعدد داشت و اين به روشني در کارنامه پربار به جا مانده از او قابل مشاهده است. در ميان فعاليتهاي مختلف سحابي، ترجمه ادبي مهمترين دغدغه و کار او بود و امروز هم او اغلب با ترجمههايش به خصوص از مارسل پروست و لويي فردينان سلين به ياد آورده ميشود. سحابي به جز کار ترجمه به مجسمهسازي و نقاشي و داستاننويسي هم ميپرداخت و خودش را نقاش روزهاي تعطيل ميناميد به اين معنا که شش روز در هفته ترجمه ميکند و مينويسد و يک روز نقاشي ميکند. سحابي با سه زبان فرانسه و ايتاليايي و انگليسي آشنا بود. او پس از تحصيلات متوسطه به تحصيل در رشته نقاشي در تهران مشغول ميشود اما آن را نيمهکاره رها ميکند و به ايتاليا ميرود تا در آنجا در رشته کارگرداني سينما تحصيل کند. اما اين را هم به پايان نميرساند و مدتي در ايتاليا و فرانسه زندگي ميکند و سپس در اوايل دهه پنجاه به ايران برميگردد و چون نميتواند با سينماي ايران ارتباطي برقرار کند روي به روزنامهنگاري ميآورد و سپس نوشتن و ترجمه بدل به حرفه اصلياش ميشود. «در جستوجوي زمان از دست رفته»، «مرگ قسطي»، «مزدک»، «گارد جوان»، «بابا گوريو»، «سرخ و سياه»، «مادام بوواري»، «بارون درختنشين» و «تربيت احساسات» عناوين برخي از مهمترين ترجمههاي مهدي سحابي هستند.