آرزوهای بر باد رفته
مشخصات
معرفی
کتاب «آرزوهاي بربادرفته» اثر انوره دو بالزاک
شاهکاري باب طبع کلاسيکخوانها. اگر ميخواهيد لذت خواندن رمان کلاسيک را تماموکمال تجربه کنيد، کتاب «آرزوهاي بربادرفته» بالزاک يکي از رمانهايي است که اين خواسته را برآورده ميکند.
کتاب «آرزوهاي بربادرفته»، با عنوان اصلي Illusions perdues، که از آثار شاخص مجموع? موسوم به «کمدي انساني» انوره دو بالزاک و اثري متعلق به دوران پختگي اوست، يکي از شاهکارهاي رمان کلاسيک و از نمونههاي درخشان رمان رئاليستي است.
بالزاک در کتاب «آرزوهاي بربادرفته»، ضمن روايت قصهاي جذاب و پرکشش با ساختوپرداختي ماهرانه و هنرمندانه، نظام سرمايهداري را مورد نقدي تمامعيار و ريزبينانه و رندانه قرار ميدهد و رؤياهاي و آرزوهاي دور و دراز و بلندپروازانهاي را ترسيم ميکند که در برخورد با نظام سرمايهداري و کالا شدن همهچيز تحت سيطر? اين نظام، برباد ميروند و تباه ميشوند.
کتاب «آرزوهاي بربادرفته» همچنين، مانند هم? رمانهاي بزرگ، بر مسائل و حساسيتها و خواستهاي هميشگي انسان، که زمان و مکان و دوران نميشناسند، انگشت ميگذارد و از همين رو همچنان رماني خواندني است.
بالزاک کتاب «آرزوهاي بربادرفته» را بين سالهاي 1837 تا 1843 نوشت و آن را براي اولين بار در طي همين سالها، بهصورت سريالي، منتشر کرد. اين رمان دستماي? انواع اقتباسهاي سينمايي و تلويزيوني و تئاتري قرار گرفته و براساس آن باله هم ساخته شده است.
مروري بر کتاب «آرزوهاي بربادرفته»
بالزاک در کتاب «آرزوهاي بربادرفته»، که رماني مفصل در سه بخش است، تصويري جامع و چندوجهي از پاريس قرن نوزدهم و مواجه? آدمي شهرستاني با زندگي پاريسي ترسيم ميکند و نشان ميدهد که شهري که نمودي از سرمايهداري قرنِ نوزدهمي است، چطور آدمي را که براي تحقق آرزوهاي بلندپروازان? خود به اين شهر آمده است خُرد و له ميکند و به عقبنشيني واميدارد اگرچه شخصيت اصلي کتاب «آرزوهاي بربادرفته» بعد از عقبنشيني نيز، همچنان نقش? ورود به جامعهاي را که او را پس زده است در سر ميپروراند.
کتاب «آرزوهاي بربادرفته» قص? تراژيک تقابل و شکاف طبقاتي است و شرح اينکه که طبق? مسلط که سرمايه را در اختيار دارد، چگونه مانع ورود ديگري به طبق? خود ميشود.
کتاب «آرزوهاي بربادرفته» از منظري، چنانکه گئورگ لوکاچ، در مقالهاي که ترجمهاش با عنوان «"آرزوهاي بربادرفته"، قل? رمان پندارزدايي» در ابتداي ترجم? فارسي اين رمان آمده، توضيح ميدهد، روايتي همهجانبه از کالا شدن ادبيات در نظام سرمايهداري است.
بالزاک در کتاب «آرزوهاي بربادرفته»، رندانه و با زيرکيِ نقادانه، طنز و تراژدي را بههم ميآميزد تا تصويري از نابودي رؤياها دربرابر واقعيت بيرحمان? کالا شدن همهچيز در نظام سرمايهداري ارائه دهد. تقابل رؤيا با واقعيت و درهم شکستن رؤيا دربرابر واقعيت، عنصر معناييِ کليدي در کتاب «آرزوهاي بربادرفته» است و بالزاک در اين رمان، با طراحي هنرمندان? رمان حول چنين تقابلي، تصويري دقيق و روشن و توأم با جزئيات از وجوه گوناگون جامع? سرمايهداري در قرن نوزدهم ارائه ميدهد؛ تصويري که البته قابل تعميم به دورانهاي ديگر نيز هست چراکه مسئل? اساسي و بنيادين مطرح در کتاب «آرزوهاي بربادرفته» همچنان به قوت خود باقيست و منتفي نشده است.
شخصيت اصلي کتاب «آرزوهاي بربادرفته» مردي شهرستاني و فقير اما جاهطلب به نام لوسين شاردون است که با آرزوي شاعر شدن وارد محافل پاريس و زندگي پاريسي ميشود اما جامع? پاريس او را پس ميزند و به خود نميپذيرد و او تقلا ميکند به هر حيله به اين جامعه راه يابد. کتاب «آرزوهاي بربادرفته» شرح جدال لوسين با جامعهاي که او را پس ميزند، تقلاهاي او براي به اين جامعه راه يافتن، سرخوردگي و عقبنشيني ناگزيرش از اين جامعه و نيز شرح تلاش دوبارهاش براي هجوم و رسوخ به آن است.
بالزاک در کتاب «آرزوهاي بربادرفته»، از خلال نقل قص? جذاب لوسين و آرزوهايش، ما را در پاريس قرن نوزدهم و زندگي پاريسيِ آن دوره و جامع? پولمحور سرمايهداري ميگرداند و نمادها و نمودهاي گوناگون و متعدد اين جامعه و رَوَندِ کالا شدن ادبيات در آن را به ما نشان ميدهد.
دربار? انوره دو بالزاک، نويسند? کتاب «آرزوهاي بربادرفته»
انوره دو بالزاک (Honoré de Balzac)، متولد 1799 و درگذشته به سال 1850، داستاننويس، روزنامهنگار، منتقد و نمايشنامهنويس فرانسوي بود. بالزاک يکي از سرآمدان رمان رئاليستي است. او در مجموعهاي از آثارش، که خود نام «کمدي انساني» را بر آن نهاد، به ترسيم زندگي فرانسوي در دوران بعد از ناپلئون پرداخت و دوران ظهور بورژوازي و زوال اشرافيت را به تصوير کشيد و تصويري دقيق و ريزبينانه از طبقات اجتماعي گوناگون به دست داد.
پول، طمع و سوداي ترقي و رسيدن به مرتب? اجتماعي بالاتر از جمله مضامين اصلي آثار رئاليستي بالزاک هستند. او همچنين در آثارش ژرفاي انسان را ميکاود و عواطف و کشمکشهاي انساني را ماهرانه از اعماق آدمي بيرون ميکشد و مرئي ميکند و شخصيتهايي پيچيده و چندوجهي پديد ميآورَد.
بالزاک در شخصيتپردازي چنان چيرهدست است که حتي شخصيتهاي فرعي آثار او هم شخصيتهايي پيچيده هستند. وقايع بسياري از آثار او در پاريس اتفاق ميافتد.
آثار بالزاک بر نويسندگان مشهور بسياري تأثير گذاشته است که از جمل? آنها ميتوان به چارلز ديکنز و اميل زولا اشاره کرد. براساس بسياري از آثار او فيلم ساخته شده است و فرانسوا تروفو و ژاک ريوت از جمله فيلمسازاني هستند که از او تأثير گرفتهاند.
از جمله آثار بالزاک ميتوان به رمانهاي «بابا گوريو»، «پيردختر»، «چرم ساغري» و «اوژني گرانده» اشاره کرد.
دربار? ترجم? فارسي کتاب «آرزوهاي بربادرفته»
کتاب «آرزوهاي بربادرفته» با ترجم? محمدجعفر پوينده، همراه با ترجم? مقال? گئورگ لوکاچ دربار? اين رمان و ترجم? چهار مقدمه بر هر يک از بخشهاي سهگان? آن، در نشر ني منتشر شده است.
محمدجعفر پوينده، متولد 1333 در اشکذرِ استان يزد و درگذشته به سال 1377، مترجم ايراني، از اعضاي «کانون نويسندگان ايران» و يکي از قربانيان جريان موسوم به «قتلهاي زنجيرهاي» بود.
پوينده داراي ليسانس حقوق قضايي از دانشگاه تهران و فوق ليسانس جامعهشناسي از دانشگاه سوربن فرانسه بود. او، تا پيش از اينکه در ماجراي قتلهاي زنجيرهاي کشته شود، در دفتر پژوهشهاي فرهنگي مشغول به کار بود.
از ترجمههاي محمدجعفر پوينده ميتوان به کتابهاي «گوبسک رباخوار»، «پيردختر»، «اگر فرزند دختر داريد»، «تحولات خانواده»، «اعلاميهي جهاني حقوق بشر و تاريخچهي آن»، «جامعهشناسي رمان» و «تاريخ و آگاهي طبقاتي» اشاره کرد.
از پوينده کتابي هم با عنوان «تا دام آخر»، بهکوشش سيما صاحبي، همسر او، به چاپ رسيده که گزيدهاي از گفتوگوها و مقالههاي اوست.