شب های روشن
White Nights
فیودور داستایفسکی
بابک شهاب
وال
دسته بندی: ادبیات-روسیه
| کد آیتم: |
1992309 |
| بارکد: |
9786229015209 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
7 |
| تعداد صفحات: |
119 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
جیبی |
کتاب «شبهاي روشن» اثر فيودور داستايِفسکي
معمولاً نام فيودور داستايفسکي با رمانهاي بلند و حجيمش، از جمله «جنايت و مکافات» و «برادران کارامازوف»، عجين است. قص? کوتاه «شبهاي روشن» اما استثنايي بر اين قاعده است. اين قصه، بيشوکم بهانداز? چند شاهکار حجيم داستايفسکي، شهر? خاص و عام است و جزو آثار پرمخاطب و محبوب او بهحساب ميآيد.
قص? کوتاه «شبهاي روشن»، با عنوان اصلي ????? ????، از آثار دوران جواني فيودور داستايفسکي و معروفترين قص? کوتاه اين نويسند? بزرگ کلاسيک است.
داستايفسکي در قص? «شبهاي روشن»، که يکي از عاشقانههاي مشهور و فراموشنشدني کلاسيک است، داستان عشق و دلدادگي و حسرت و آرزو و تنهايي و فراق را نوشته است و داستان رنج آدمي تنها را که چهار صباحي طعم عشق را ميچشد.
متن اصلي قص? «شبهاي روشن» اولين بار در سال 1848 منتشر شده است. اين قصه دستماي? اقتباسهاي سينمايي و تئاتري هم قرار گرفته است.
يکي از اقتباسهاي سينمايي از قص? «شبهاي روشن» اقتباس لوکينو ويسکونتي، فيلمساز صاحبنام ايتاليايي، از اين قصه است. در اين اقتباس، مارچلو ماستروياني، بازيگر مشهور ايتاليايي، ايفاي نقش کرده است.
فيلم «چهار شب يک رؤيابين»، بهکارگرداني روبر برسون، فيلمساز معروف فرانسوي، از ديگر اقتباسهاي سينمايي از قص? «شبهاي روشن» است.
فيلم ايراني «شبهاي روشن»، به کارگرداني فرزاد مؤتمن و نويسندگي سعيد عقيقي، نيز برداشتي آزاد از قص? «شبهاي روشن» داستايفسکي است.
مروري بر قص? «شبهاي روشن»
داستاني که داستايفسکي در قص? «شبهاي روشن» روايت ميکند، داستاني دربار? يک عشق ناگهاني است؛ عشقي که يکباره و بدون پيشبيني درميگيرد و شور زندگي را چند روزي در وجود مردي تنها که قبلاً تجرب? عاشقانهاي نداشته است، برميانگيزد. اين مرد، خود راوي اين قص? عاشقان? شورانگيز و البته تلخ است. او شبي، حين پرسهزني در پتربورگ، اتفاقي زني را ميبيند و به او دل ميبازد. اين زن، که ناستينکا نام دارد، کنار کانال آبي ايستاده است. مردي مزاحم او ميشود و راوي مزاحم را ميراند. اين سرآغاز همصحبتي راوي و ناستينکا و آشنايي و دوستي آنهاست. ناستينکا اما ميگويد که راوي نبايد عاشق او بشود و فقط ميتواند دوست معمولي او باشد. آخر ناستينکا عاشق مردي ديگر است و البته آن مرد، که قرار بوده با ناستينکا ازدواج کند، يک سال است که به سفر رفته و هنوز برنگشته است. ناستينکا اما همچنان چشمانتظار اوست.
راوي قص? «شبهاي روشن» سه شب دوام ميآورد و جلوي خود را ميگيرد و عشقش را به معشوقه بروز نميدهد اما در شب چهارم بالاخره زبان به ابراز عشق ميگشايد. اما فرجام اين عشق چيست؟ اين را پايان غافلگيرکنند? قص? کوتاه «شبهاي روشن» به ما ميگويد.
دربارة فيودور داستايِفسکي، نويسندة قص? «شبهاي روشن»
فيودور ميخايلوويچ داستايفسکي (????? ?????????? ???????????)، متولد 1821 و درگذشته به سال 1881، از بزرگترين نويسندگان کلاسيک قرن نوزدهم و از مهمترين نمايندگان عصر طلايي ادبيات روسيه است.
داستايفسکي نويسندهاي بود با زندگياي پر از اُفتوخيز و تلاطم. يکبار حتي تا دمِ مرگ و پاي جوخ? اعدام رفت اما در آخرين لحظات اعلام شد که بخشوده شده است. سالهايي را در سيبري زنداني بود. از بيماري صرع نيز رنج ميبُرد و اينها همه، در کنار عوامل و رويدادهايي ديگر، تأثيرات خود را بهنحوي بر جهانبيني و آثار داستانياش بهجا گذاشتند.
داستايفسکي در رمانهايش آيند? جهان، برآمدن نظامهاي توتاليتر و بحرانهايي را که انسان مدرن در قرن بيستم قرار بود از سر بگذراند پيشبيني کرده و پرسشها و ترديدهايي را دربار? انسان و انتخابهاي او و نيز درباب مقول? خير و شر و شک و يقين پيش کشيده که همچنان براي انسان قرنِ بيستويکمي نيز مطرح است. شخصيتپردازي قدرتمند و ترسيم ماهران? تلاطمات دروني و پيچيدگيها و تناقضات شخصيتي آدمها و درگيريشان با بحرانهاي وجودي و هستيشناختي، از خلال قصههايي جذاب و پُرکشش، از ويژگيهاي اصلي آثار شاخصِ داستايفسکي هستند. او به ويژه در رمانهاي «جنايت و مکافات»، «برادران کارامازوف»، «شياطين» و «ابله» اوج هنر قصهپردازي و نيز عصار? جهانبيني خود را به نمايش گذاشته است. اين رمانها، با گذشت اينهمهسال از نوشتهشدنشان، همچنان تَر و تازه و شادابند و مثل هر اثر بزرگ کلاسيک، همچنان حرفهاي تازه و مهمي براي گفتن دارند.
داستايفسکي روزنامهنگار چيرهدستي هم بود و از سال 1861 تا 1863 ماهنام? «زمان» را سردبيري کرد؛ ماهنامهاي ادبي، سياسي، اقتصادي و فلسفي که لئونيد گروسمن در کتاب «داستايفسکي، زندگي و آثار» از آن بهعنوان «واقعهاي بزرگ در تاريخ مطبوعات روسيه» ياد ميکند و دليل توفيق اين ماهنامه را «قريح? شگفتآور داستايفسکي، شيفتگي آتشينش در طلب انديشههاي نو، روحي? مبارزهجوي او بهعنوان يک نويسند? سياسي و عشق بيآلايشش به آفريدههاي مردم خود» ميداند.
از داستايفسکي، بهجز رمان و داستان کوتاه، نوشتههاي غيرداستاني بسياري هم در موضوعات مختلف بهجا مانده است. او همچنين مترجم آثاري از ادبيات آلمان و فرانسه بوده است.
دربارة ترجم? فارسي کتاب «شبهاي روشن»
کتاب «شبهاي روشن» با ترجم? بابک شهاب در نشر وال منتشر شده است.
بابک شهاب، متولد 1352 در اراک، مترجم ادبيات روسي و روزنامهنگار ايراني است. او تحصيلکرد? مهندسي مکانيک در آکادمي دولتي پليتکنيک بلاروس است. شهاب، در حوز? کار مطبوعاتي، همکاري با نشريات «کلک»، «شوکران»، «دانشمند»، «خانواده سبز» و «دانش و مردم» را در کارنام? کاري خود دارد.
از ترجمههاي بابک شهاب از ادبيات روسي ميتوان به کتابهاي «ما»، «نغمههاي اسکندريه»، «مُرفين» و «خياط مايهدار و کفبين» اشاره کرد.
از قص? «شبهاي روشن» ترجمههاي فارسي ديگري هم موجود است. از جمل? اين ترجمهها ميتوان به ترجم? سروش حبيبي، منتشرشده در نشر ماهي، و ترجم? حميدرضا آتشبرآب، منتشرشده در بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه، اشاره کرد.